به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در حالی که کمتر از یک ماه از رسانهای شدن خبر تعطیلی کتابفروشی «دنیای کتاب قم» به دلیل مشکلات مربوط به استیجاری بودن ملک میگذرد، این روزها خبر تعطیلی یک کتابفروشی دیگر نیز بار دیگر توجهها را به وضعیت ناپایدار کتابفروشیها در کشور جلب کرده است. این بار، کتابفروشی «پاتوق کتاب محلاتی» که یکی از 33 شعبه مجموعه پاتوق کتاب است، به دلیل افزایش شدید اجارهبها تا مرز تعطیلی پیش رفته است.
به گفته اسلامیفر، مدیر فروشگاههای پاتوق کتاب، مهمترین عامل این وضعیت، افزایش ناگهانی اجاره ماهانه این شعبه است. او توضیح داده که تا پیش از این، به دلیل فعالیتهای فرهنگی مجموعه، تخفیفهایی در اجاره اعمال میشد، اما امسال اجاره ماهانه فروشگاه از حدود 40 میلیون تومان به 180 میلیون تومان رسیده؛ رقمی که برای یک کتابفروشی در این منطقه قابل تأمین نیست. همین مسئله، این فروشگاه را نیز در آستانه خروج از چرخه فعالیت قرار داده است.
در همین حال، کتابفروشی «دنیای کتاب قم» نیز 5 مردادماه، پس از فروش تجهیزات اداری و کالاهای موجود، به کار خود پایان داد. این دو نمونه، تنها نشانههایی از روندی گستردهتر هستند که در سالهای اخیر شدت گرفته است؛ روندی که در آن، فشار اجارهبها به یکی از اصلیترین عوامل تعطیلی کتابفروشیها تبدیل شده است.
بررسیهای خبرنگار تسنیم نشان میدهد که در تهران، تفاوت اجارهبهای کتابفروشیها در املاک شخصی و دولتی یا وابسته به شهرداری، در بسیاری موارد چندان چشمگیر نیست. اگر در دورهای، املاک فرهنگی و دولتی با شرایط مناسبتری نسبت به املاک شخصی در اختیار کتابفروشان قرار میگرفت و همین امر به گسترش کتابفروشیها کمک میکرد، امروز در برخی موارد حتی اجارهبهای این املاک از ملکهای شخصی نیز بالاتر است. دلیل این تغییر، آن است که برخی نهادها نیز ملک را بیش از آنکه بستری برای فعالیت فرهنگی بدانند، بهعنوان منبع درآمد میبینند.
این تغییر رویکرد در شرایطی رخ داده که طبق گزارشهای جدیدتر، تورم اجاره در سال 1403 به حدود 40.3 درصد رسیده است؛ رقمی که نشان میدهد فشار بازار اجاره فقط محدود به کتابفروشیها نیست، اما این صنف بهدلیل ماهیت فرهنگی و حاشیه سود محدود، بیش از دیگران از آن آسیب میبیند. در چنین فضایی، افزایش اجاره برای کتابفروش نه یک هزینه معمول، بلکه عاملی تعیینکننده در ادامه یا توقف فعالیت است.
در 5 سال اخیر، آمار تعطیلی کتابفروشیها بهویژه در تهران سرعت قابل توجهی گرفته است؛ بهگونهای که در میان واحدهای تعطیلشده، هم کتابفروشیهای قدیمی با سابقه بعضاً 50 ساله دیده میشوند و هم کتابفروشیهایی که تنها دو سال از آغاز فعالیتشان گذشته بود. این تنوع در میان واحدهای تعطیلشده نشان میدهد که بحران موجود، محدود به یک گروه خاص از کتابفروشان نیست، بلکه ساختار اقتصادی این صنف را تحت فشار قرار داده است.
از سوی دیگر، آمار کتابفروشیهای فعال در کشور نیز تصویر نگرانکنندهای ارائه میدهد. برای جمعیتی حدود 85 میلیون نفر و در شرایطی که بیش از 11 هزار پروانه نشر در کشور صادر شده، تنها حدود 3 هزار کتابفروشی فعال وجود دارد. افزون بر این، بخشی از همین کتابفروشیها نیز عملاً به فروش لوازمالتحریر و کالاهای جانبی وابستهاند تا بتوانند هزینههای خود را جبران کنند. این وضعیت نشان میدهد که بسیاری از کتابفروشیها برای بقا، ناچار به اتکا به کالاهای مکمل شدهاند و خود کتاب بهتنهایی توان تأمین هزینههای جاری را ندارد.
در عین حال، آمارهای قدیمیتر نشان میدهد که تا سال 97 در کل کشور حدود 8 هزار کتابفروشی وجود داشت که حدود 1500 کتابفروشی در استان تهران مستقر بودند. مقایسه این آمار با وضعیت فعلی نشان میدهد که شبکه کتابفروشیها در سالهای اخیر با افتی جدی روبهرو شده است. این افت، حاصل همزمانی چند عامل است: افزایش قیمت کاغذ، کاهش قدرت خرید مردم، کم شدن سهم کتاب از سبد خانوار و در نهایت، فشار اجارهبهای سنگین.
طبق آماری که توسط خانه کتاب منتشر شده است، تا سال 97 در کل کشور حدود هشت هزار کتابفروشی داشتیم که حدود 1500 کتابفروشی در استان تهران مستقر بودند، بنابراین تا همین چند سال پیش یعنی در میانه دهه 90 آمار کتابفروشیهای فعال حدود دوبرابر رقم فعلی بود و کتابفروشیهای تازهنفس رو به رشد بودند، اما در پی سیاستهای نادرست دولت و افزایش قیمت کاغذ، کتاب رفته رفته از سبد خانوار حذف شد، تا جایی که حالا تعداد کتابفروشیهای تهران بهزحمت به شمار 600 میرسد.
تعطیلی کتابفروشیها در شرایطی رخ میدهد که یکی از دغدغههای اصلی حوزه نشر، کمبود ویترین کتاب بوده است. به گفته معاون فرهنگی وزارت ارشاد، همچنان نیمی از جمعیت ایران، یعنی حدود 40 میلیون نفر، دسترسی به کتابفروشی ندارند. بنابراین، تعطیلی هر کتابفروشی تنها از دست رفتن یک واحد صنفی نیست، بلکه به معنای کوچکتر شدن شبکه دسترسی عمومی به کتاب و تضعیف زیرساختهای فرهنگی کشور است.
در این میان، نقش اجارهبهای سنگین بسیار تعیینکننده است. بررسی موردی تعطیلیها نشان میدهد که در بسیاری از موارد، اجارهبهای بالا همان عامل نهایی بوده که کتابفروشی را به تعطیلی کشانده است. کتابفروشیها برخلاف بسیاری از کسبوکارهای دیگر، امکان انتقال مستقیم افزایش هزینهها به قیمت کالا را ندارند، زیرا قیمت کتاب را ناشر تعیین میکند. از سوی دیگر، حاشیه سود این صنف نیز محدود است و نمیتواند بهسادگی با افزایش اجارهها هماهنگ شود.
افزون بر این، مکان برای کتابفروشی اهمیت ویژهای دارد. کتابفروشی برای دیده شدن، دسترسی مخاطب و شکلگیری مشتریان ثابت، به فضایی مناسب و قابل دسترس نیاز دارد. در نتیجه، محل فعالیت برای کتابفروش فقط یک واحد تجاری نیست، بلکه بخشی از هویت، اعتبار و سرمایه اجتماعی اوست. به همین دلیل، جابهجایی کتابفروشی همیشه راهحل مناسبی نیست؛ زیرا با انتقال به نقطهای دیگر، ممکن است بخشی از مخاطبان و ارتباط چندساله با محله از دست برود.
تعطیلی کتابفروشیها در سالهای اخیر نتیجه مجموعهای از فشارهای اقتصادی، ضعف تقاضا، افزایش قیمت کاغذ، کاهش توان خرید خانوارها و ناپایداری بازار اجاره بوده است، اما در میان این عوامل، اجارهبهای سنگین در بسیاری از موارد نقش آخرین ضربه را داشته است. اگر برای حفظ کتابفروشیها و تقویت ویترین کتاب چارهای اندیشیده نشود، روند تعطیلی این واحدهای فرهنگی همچنان ادامه خواهد داشت.
در چنین شرایطی، تعطیلی کتابفروشیها فقط یک مسئله صنفی یا اقتصادی نیست، بلکه نشانهای از تضعیف یکی از مهمترین حلقههای زنجیره فرهنگ مکتوب در کشور است. کتابفروشی، آخرین نقطه تماس کتاب با مخاطب عام است؛ جایی که کتاب از یک محصول چاپی به یک تجربه فرهنگی تبدیل میشود. وقتی این حلقه ضعیف میشود، حتی اگر شمار ناشران افزایش یابد، کتاب الزاماً به دست مخاطب نمیرسد و فاصله میان تولید و مصرف فرهنگی بیشتر میشود.
از این زاویه، ادامه روند فعلی میتواند پیامدهایی فراتر از تعطیلی چند واحد صنفی داشته باشد. کاهش کتابفروشیها به معنای کاهش دسترسی فیزیکی مردم به کتاب، محدود شدن امکان انتخاب، کمرنگ شدن گفتوگوهای فرهنگی در سطح محله و در نهایت، کوچکتر شدن زیستبوم کتابخوانی است. به بیان دیگر، هر کتابفروشی که تعطیل میشود، فقط یک فروشگاه بسته نمیشود؛ بلکه بخشی از حافظه فرهنگی یک شهر نیز خاموش میشود.
اگر سیاستگذاران فرهنگی و شهری بخواهند از این روند جلوگیری کنند، نگاه صرفاً درآمدی به املاک کافی نخواهد بود. کتابفروشیها برای بقا به نوعی حمایت پایدار نیاز دارند؛ حمایتی که میتواند شامل اجاره ترجیحی، معافیتهای هدفمند، تسهیل جابهجایی در نقاط مناسب شهری، و حتی سیاستهای تشویقی برای حضور در بافتهای فرهنگی باشد. در غیر این صورت، بازار بهتنهایی نمیتواند از صنفی حمایت کند که سود آن محدود و نقش اجتماعیاش بسیار فراتر از توان مالیاش است.
بنابراین، بحران تعطیلی کتابفروشیها را باید هشداری جدی درباره وضعیت فرهنگ مطالعه در کشور دانست. اگر قرار است کتاب همچنان در زندگی روزمره مردم حضور داشته باشد، حفظ کتابفروشیها باید به یک دغدغه جدی تبدیل شود.
انتهای پیام/


















ثبت دیدگاه علمی و آموزشی