پژوهشهای علوم شناختی نشان میدهد مغز انسان برای صرفهجویی در زمان و انرژی، بیشتر به دنبال حفظ انسجام تصمیمهای خود است تا بازنگری مداوم آنها. به همین دلیل، وقتی شواهدی برخلاف انتخاب قبلی ظاهر میشود، مغز اغلب به جای اصلاح تصمیم، ابتدا به دنبال توجیه آن میگردد.
شاید عجیب به نظر برسد ولی مغز ترجیح میدهد از اشتباههای خود دفاع کند تا صحت و دقت موضوعی را بپذیرد؛ چون بقا اولویت بیشتری برای مغز دارد.
چرا مغز همیشه به دنبال حقیقت نیست؟
پژوهشگران علوم اعصاب توضیح میدهند که مغز در بسیاری از موقعیتها، اطلاعات را بر اساس آنچه برای بقا و سازگاری مفیدتر است پردازش میکند، نه صرفاً بر مبنای دقت یا حقیقت مطلق. از همین رو، سرعت و حفظ انسجام تصمیمها گاهی بر بازنگری و اصلاح آنها اولویت پیدا میکند.
به عبارت دیگر، مغز بیشتر از آنکه نگران درست بودن یک تصمیم باشد، به دنبال تصمیمی است که بتواند فرد را با شرایط پیشرو سازگار کند. به همین دلیل، معمولاً با تکیه بر تجربههای قبلی و الگوهای آشنا، در کوتاهترین زمان ممکن به یک نتیجه میرسد؛ حتی اگر آن نتیجه همیشه دقیقترین پاسخ نباشد.
مغز از تجارب گذشته میآموزد تا برای هر رویدادی پاسخی خودکار و سریع داشته باشد بنابراین ادراک ما این سوگیری را دارد که سریعترین تصمیم را با حداقل اطلاعات بگیرد. مشکل زمانی ایجاد میشود که مغز برای اینکه دچار ابهام و عدم قطعیت نشود از تصمیمات غلط خودش هم دفاع میکند حتی وقتی میدانیم تصمیممان غلط است برایش دلایل منطقی میتراشیم.
این پدیده در روانشناسی با عنوان «ناهماهنگی شناختی» شناخته میشود. مغز نه تنها تمایل به گرفتن تصمیمات سریع دارد، بلکه از ما میخواهد که با قطعیت رفتار کنیم و فارغ از درست یا غلط بودن نتیجهای که حاصل شده به خودمان تبریک بگوییم.
آگاهی از این مکانیزم کارکرد مغز، میتواند کمکی باشد تا راحتتر اشتباهاتمان را بپذیریم و رأی خودمان را همیشه درست و قطعی ندانیم.















ثبت دیدگاه علمی و آموزشی