به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، چند روز پیش با جهانبخش سلطانی تماس گرفتم تا جویای احوالش شوم و بپرسم چرا این روزها کمتر او را روی پرده و قاب تلویزیون میبینیم. پاسخ، همان بود که بارها و بارها از زبان پیشکسوتان شنیدهایم. با همان لهجه شیرین و لحن صمیمی همیشگی گفت: «خب، کاری ندارم. پیشنهادی ندادند، ما هم در خانه نشستیم.»
پرسیدم مشکل از فیلمنامههاست یا اساساً تمایلی به همکاری وجود نداشته؟ مکثی کرد، آهی کشید و آرام گفت: «پیشنهادی ندادند. بالاخره هنر همین است دیگر. ما هم طلبکار کسی نیستیم.» جملههایی ساده، بیادعا و در عین حال تلخ؛ جملههایی که انگار به امضای نانوشته سرنوشت بسیاری از بازیگران باسابقه بدل شده است.
این روایت، تازه و منحصر به جهانبخش سلطانی نیست. پیش از او محمد فیلی در مقطعی، جهانگیر الماسی در زمانی دیگر، و صدرالدین حجازی در روزهای بیماری از همین بیتوجهیها گفتند. رضا رویگری، با تمام سابقه و محبوبیتش، در دوران سالمندی از بیخبریها و نبود کار گلایه کرد و سعید پیردوست نیز نمونهای روشن از همین چرخه فراموشی است. روایتها متفاوتاند، اما درد مشترک است؛ خانهنشینی، دغدغه معیشت و حس کنار گذاشته شدن.
مخاطبان سالهاست که این تناقض عجیب را میبینند و میشنوند؛ از یکسو خبر بیکاری و مشکلات مالی برخی بازیگران پیشکسوت و از سوی دیگر، دستمزدهای نجومی و گاه عجیبوغریب در شبکه نمایش خانگی. پارادوکسی که نه فقط سؤالبرانگیز، بلکه نگرانکننده است. این شکاف چگونه باید ترمیم شود؟ آیا قرار است پیشکسوتان، تنها زمانی دیده شوند که دیگر در میان ما نیستند؟
به نظر میرسد وقت آن رسیده مسئولان نهادها، تشکلها و صنوف هنری، بهجای صدور پیامهای تسلیت و در دست گرفتن دستهگل برای مزار هنرمندان، در زمان حیاتشان به میدان بیایند و چارهای بیندیشند؛ چارهای برای شأن، معیشت و حضور فعال بازیگرانی که ستونهای خاطرهسازی این هنر بودهاند.
جهانبخش سلطانی را مگر میشود فراموش کرد؟ بازیگری که در تلویزیون با سریالهای ماندگارش در ذهن مخاطب جا خوش کرده و در سینما نیز نقشآفرینیهای قابل توجهی در کارنامه دارد. با این حال، نبود او و بسیاری دیگر از همنسلانش، بیش از پیش احساس میشود؛ آن هم در روزگاری که میدان بیشتر در اختیار بازیگران اسپانسرمحور و چهرههای تازهواردی است که به تعبیر برخی کارگردانان قدیمی، حتی حفظ دیالوگ یا بازی در برداشتهای کم برایشان چالشبرانگیز است.
جهانبخش سلطانی و امثال او، بازیگران خاطرهانگیز تلویزیون و سینمای ایراناند؛ سرمایههایی که نباید تنها با حسرتِ نبودشان از آنها یاد کرد. شایسته نیست حاصل یک عمر هنر و تجربه، به خانهنشینی و سکوت ختم شود. این قصه تکراری، اگر شنیده نشود، هر بار تلختر از قبل تکرار خواهد شد.
انتهای پیام/





ثبت دیدگاه