شنبه, ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵ Saturday, 11 April , 2026 ساعت تعداد نوشته های امروز : 2×

تیتر اخبار آکادمی

دانش فضایی ایران پابرجاست/ ضرورت رعایت پدافند در احداث مکان‌های جدید دانش فضایی ایران پابرجاست/ ضرورت رعایت پدافند در احداث مکان‌های جدید برنامه درسی مدرسه تلویزیونی ایران برای شنبه 23 فروردین 1405 ملت ایران پرچمدار دفاع از حق و حقیقت در جهان است کاهش سرفاصله حرکت قطارهای مترو تهران از 22فروردین اجرای پویش فرهنگی به یاد دانش آموزان شهید میناب در تایلند مدارس تهران تا پایان فروردین غیرحضوری شد/فعالیت 50درصدی کارکنان ادارات چالش شهریه مدارس غیرانتفاعی در سال نیمه تعطیل/آموزش آنلاین،شهریه کامل؟ اعلام نحوه برگزاری ارزشیابی پایان سال تحصیلی 1405-1404 برنامه درسی مدرسه‌ تلویزیونی‌ ایران برای چهارشنبه تبیین فرهنگ ایثار و شهادت برای نسل دانش‌آموز ضروری است افزایش نیاز به خدمات روانی برای دانش‌آموزان مناطق آسیب‌دیده زمان ثبت‌نام آزمون سراسری 1405 اعلام شد اجرای طرح ملی آموزش هوش مصنوعی برای دانش‌آموزان و معلمان ٣١٢ دانش آموز و معلم تا روز سی‌ونهم جنگ شهید شدند گزارش سمپاد از فعالیت‌های دانش‌آموزان در ایام «جنگ رمضان» سرود صبحگاهی مدارس با شعری از رهبر شهید انقلاب اجرا می‌شود مستندسازی جنایت علیه دانش‌آموزان برای پیگیری حقوقی جهانی سوگواره 5 هزار دانش‌آموز در حرم رضوی به یاد شهدای میناب برنامه آموزش‌وپرورش در صورت لغو کنکور و امتحانات نهایی تمرکز آموزش‌وپرورش بر ارتقای تاب‌آوری و نشاط دانش‌آموزان بازنمایی حادثه مدرسه شجره طیبه میناب در کتاب‌های درسی شهادت 245 دانش آموز تا روز 37 جنگ/ تخریب 51 مدرسه الزام مدارس غیردولتی به اجرای کامل تعهدات آموزشی پخش برنامه‌های مدرسه تلویزیونی ایران در 16 فروردین از شبکه آموزش اعلام 14 سیاست راهبردی سازمان نوسازی مدارس برای سال 1405 راهنمای جامع 15 گانه برای برگزاری کلاس‌های غیرحضوری موفق تداوم طرح همیار سمپاد در ایام مقاومت ملی با محور عدالت آموزشی ادامه آموزش غیرحضوری با مدرسه تلویزیونی و درسنامه‌ها مدرسه‌ای که باید به یادمان تبدیل شود؛ چرا میناب نباید فراموش شود؟ اعلام برنامه درسی مدرسه تلویزیونی ایران در 15 فروردین بزرگداشت چهلم شهدای دانش‌آموز میناب در مدارس سراسر کشور مشکلى در شبکه شاد وجود ندارد زمان‌بندی جدید حضور دانش‌آموزان در برنامه شاد اعلام شد چگونه انهدام میدان گازی قطر، قلب صنعت فضایی جهان را از تپش انداخت؟ ستاد حقوق بشر خواستار پیگیری بین‌المللی فاجعه مدرسه میناب شد بیانیه سازمان سنجش در محکومیت حمله به دانشگاه‌ها و مراکز علمی امتحانات هماهنگ کشوری لغو شد/ برنامه ریزی هر استان به صورت مستقل شهادت 138 دانش‌آموز مدارس غیردولتی/ آسیب به 146مدرسه مدارس تا پایان فروردین مجازی شد عتبه مقدسه حسینیه(ع) به پویش فرشته های میناب پیوست اسکان نوروزى فرهنگیان تا زمان بازگشایى مدارس ادامه دارد ارائه سناریوهای جایگزین برای برگزاری امتحانات حضوری مدارس اعلام اولویت‌های آموزش و پرورش در شرایط جنگی عیادت معاون وزیر از دانش آموزان مجروح مدرسه میناب برگزاری امتحانات مدارس استعداد‌های درخشان و نمونه‌دولتی به زودی سال تحصیلی 1405-1404 تا پایان خرداد ماه ادامه خواهد داشت کلاس‌های دوره ابتدایی تا 28 اسفند بدون وقفه برگزار شد 252 دانش‌آموز و معلم در جنگ رمضان شهید شدند نامه تشکل‌های معلمی وآموزشی ایران به یونسکو و یونیسف درباره حملات اخیر

“گیس”؛ بازخوانی خاطراتِ کارگرانِ محذوف
1404-11-16
شناسه : 16853
بازدید 66
18

فیلم “گیس” ساخته محسن جسور کارگر را در کدام نسبت با قدرت می‌نشاند؟

ارسال توسط :
پ
پ
فرهنگی

خبرگزاری تسنیم-احسان طهماسبی:

فیلم‌های کارگری در سینمای ایران، بیش از آن‌که محصول یک دغدغه‌ی پایدار باشد، معمولاً در بزنگاه‌های سیاسی و اقتصادی سر برمی‌آورد و به ‌ندرت به مناسبات تولید، سازوکار استثمار یا نقش نهادهای تصمیم‌گیر نزدیک می‌شوند و ترجیح می‌دهند مسئله را به سطح اخلاق فردی و فقر شخصی تقلیل داده و کارگر را نه به‌عنوان یک سوژه‌ی فعال، بلکه به‌مثابه نشانه‌ای از بحران به تصویر کشند. از همین‌جا است که در نقد یک فیلم با مضمون کارگری این پرسش سیاسی آغاز می‌شود: این فیلم، کارگر را در کدام نسبت با قدرت می‌نشاند؟ به‌عنوان فاعل اعتراض یا ابژه‌ی ترحم؟ به‌مثابه نیرویی جمعی یا فردی منزوی؟ پاسخ به این پرسش‌هاست که مرز میان سینمای دغدغه‌مند و سینمای تزئینی را مشخص می‌کند. در چنین بستری، هر فیلمی که به جهان کار نزدیک می‌شود، ناخواسته وارد میدان سیاست می‌شود؛ حتی اگر بخواهد بی‌طرف بماند. چراکه حذف سیاست از روایت کار، خود یک موضع سیاسی است. از این رو است که اعتراضات کارگریِ بازنمایی‌شده در گیس، اگرچه در بستر زمانی و مکانی مشخصی روایت می‌شود، اما به‌سادگی می‌توان آن را پیش‌درآمدی بر آن‌چه امروز در خیابان‌های ایران جریان داشت دانست. فیلم، به همان اندازه که از اعتراض سخن می‌گوید، از انباشت نارضایتی حرف می‌زند؛ از تأخیری مزمن میان کار و دستمزد، میان وعده و تحقق و میان مشارکت اجتماعی و حذف تدریجی از تصمیم‌گیری‌ها. در این معنا، اعتراض در فیلم محسن جسور، نه یک رخداد ناگهانی، بلکه نتیجه طبیعی فشارهای اقتصادی است که سال‌ها بر دوش طبقات حقوق‌بگیر و کم‌درآمد سنگینی کرده و به‌ درستی یا ناخودآگاه، نشان می‌دهد که بحران اقتصادی پیش از آن‌که به خیابان برسد، در زیست روزمره رسوب می‌کند. هرچند که گیس از شعار پرهیزی ندارد و قهرمان‌سازی را در فرم کلیشه‌ای تری از فیلمهای شاخص سینمای کارگری به تصویر می‌کشد، اما اعتراض در این فیلم، واکنشی احساسی نبوده و نتیجه منطقی زیستی است که راه دیگری پیش پای شخصیت‌ها نمی‌گذارد.

سمیر (با نقش‌آفرینی سپهر گندمی)، اولین قهرمان فیلم، در ظاهر حامل نیروی انتقام است؛ فردی که تصمیم می‌گیرد علیه کسانی بایستد که عامل رنج او بوده‌اند. اما فیلم بعد از نمایش کنش اعتراضی و قهرمانانه او، این انتقام را به‌مثابه واکنشی فرسوده طراحی می‌کند. این انتقام در فیلمنامه، به یک برنامه منسجم بدل نمی‌شود چرا که قهرمان، نه شبکه دارد، نه پشتیبان و نه امکان سازمان‌دهی منظم. در مقابل، دشمنانش نه افراد منفرد، بلکه بخشی از یک سیستم سازمان‌یافته‌اند؛ سیستمی که منطق مافیایی آن، مبتنی بر بقا، حذف بی‌صدا و بازتولید قدرت است. از این رو است که انتقال پرچم کاویانی اولین قهرمان فیلم به قهرمان نخبه، ملی‌گرا و رنج‌کشیده‌ی بعدی یعنی عماد (با نقش آفرینی عرفان ناصری) تبدیل به یکی از مهمترین وظایف فیلمنامه می‌شود؛ قهرمانی که پیش از آن‌که وارد میدان شود، خسته است؛ خستگی‌ای که آبشخور آن نه تنها از یک شکست مشخص، بلکه از سال‌ها انباشت تحقیر، حذف و بی‌قدرتی آمده است.

 از سویی دیگر، فیلم، تناقض معناداری را در دل شخصیت‌پردازی خود برجسته می‌کند: شخصیتی که از سوی حکومت ناامیدکننده تلقی می‌شود و مورد سرزنش قرار می‌گیرد و حتی با سوءظن نگریسته می‌شود، در عمل ملی‌گراتر از همه است. وطن‌دوستی او نه در شعار و نه در تأیید ساختار قدرت تعریف می‌شود، بلکه در انتخاب‌های شخصی و هزینه‌هایی که می‌پردازد، معنا پیدا می‌کند. این شخصیت، درست به‌دلیل فاصله‌اش با سیستم، نسبت صادقانه‌تری با مفهوم وطن دارد. گیس نشان می‌دهد که بدبینی حکومت به او نه از کم‌تعهدی، بلکه از کنترل‌ناپذیری‌اش می‌آید. او در چارچوب‌های از پیش تعیین‌شده نمی‌گنجد و همین، او را مشکوک می‌کند. وطن برای این شخصیت، یک مفهوم انتزاعی یا ابزار هویتی نیست؛ امری زیسته است که با ماندن، مقاومت کردن و نرفتن معنا می‌یابد. در حالی‌که دیگران وطن را در قالب وظیفه اداری یا گفتار رسمی بازتولید می‌کنند، او آن را به‌عنوان مسئولیت فردی زندگی می‌کند.

گیس، با قرار دادن قهرمان در موقعیت خیانتی سیستماتیک، بیش از آن‌که به یک بحران فردی بپردازد، یک الگوی رفتاری اجتماعی را در دل روایت شخصی پنهان می‌کند. خیانت، در این‌جا نه صرفاً کنشی احساسی، بلکه ابزاری برای بی‌اعتبارسازی است؛ تلاشی برای ضایع‌کردن مرد، شکستن موقعیت او و در نهایت وادارکردنش به خروج. دعوای زناشویی میان مهندس مغموم و همسرش در فیلم، به‌تدریج از سطح شخصی عبور کرده و به نزاعی ساختاری بدل می‌شود. مرد، اگرچه قهرمان روایت معرفی می‌شود، اما در عمل در موقعیت دفاعی قرار دارد؛ قهرمانی که نه با دشمن بیرونی، بلکه با نزدیک‌ترین فرد زندگی‌اش درگیر است. فیلم نشان می‌دهد که حذف قهرمان، تنها با خشونت مستقیم رخ نمی‌دهد؛ گاهی با فرسایش اعتبار، تخریب روانی و فشار اجتماعی پیش می‌رود. مهاجرت به وقوع نپیوسته مطلوب زن در این منطق نیز، نه انتخاب، بلکه نتیجه است؛ خروجی تحمیلی از میدان. گیس، آگاهانه یا ناخودآگاه، این وضعیت را عادی‌سازی نمی‌کند، اما آن را ثبت می‌کند. خیانت زن، نه کنشی فردی، بلکه نشانه‌ای از سازوکاری بزرگ‌تر است؛ سازوکاری که در آن، حذف قهرمان کم‌هزینه‌تر از اصلاح ساختار است.

 

ثبت دیدگاه علمی و آموزشی

  • دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.