چهارشنبه, ۶ اسفند , ۱۴۰۴ Wednesday, 25 February , 2026 ساعت تعداد نوشته های امروز : 27×

تیتر اخبار آکادمی

مسیر شکوفایی استعداد با توجه به نظام تحولی پیاژه آغاز نام‌نویسی آزمون‌های ورودی سمپاد از 13 اسفند دانشگاه فرهنگیان تا 3 سال آینده مرجع ملی تربیت معلم می‌شود نگاهی به مفهوم و ابزارهای خود افشایی هیجانی دریافت گواهینامه صلاحیت حرفه‌ای برای همه معلمان اجباری شد ماهواره «خیام» کاهش پوشش جنگلی اطراف دریاچه سوها را ثبت کرد ابعاد مختلف روان‌شناسی رقابت رکوردشکنی حضور دانش‌آموزان در اعتکاف؛ مشارکت از 800 هزار نفر گذشت حل مسئله در خواب ممکن شد گزارش تلخ نوجوانان از پشت‌پرده تجربه در اینستاگرام بزرگسالان هم باید مثل کودکان بازی کنند! تأکید وزیر آموزش‌وپرورش بر اولویت‌ها و تقویت آموزش قرآن تکذیب شایعه تعطیلی مدارس منطقه 11 تهران پدیده «ماه خونین» در راه است؛ چگونه ماه‌گرفتگی کامل 3 مارس را رصد کنیم رشد هنرستان‌ها و افزایش گرایش به رشته‌های مهارتی جزئیات جدید از 3 ماهواره در حال ساخت ایران بزرگسالان هم باید بازی کنند نتایج نهایی پذیرش بدون آزمون نوبت بهمن ۱۴۰۴ دانشگاه‌ها اعلام شد واکنش وزیر آموزش‌و‌پرروش به فیلم پخش شده توسط یکی از معلمان پیش‌ثبت‌نام مدارس غیردولتی با 3 شرط و سقف 20 درصد شهریه تعویق دوباره پرتاب آرتمیس 2؛ سفر انسان به ماه به فروردین موکول شد پرتاب 28 استارلینک جدید؛ ماهواره‌های اسپیس‌ایکس به‌ مرز 10 هزار رسید PTSD چیست؟ وقتی گذشته هنوز تمام نشده است/ اینفوگرافیک پنجمین جشنواره کشوری هنری سمپاد برگزار می‌شود ارتقای کیفیت آموزشی در مناطق آزاد با ساخت مدارس جدید شهادت 22 دانش‌آموز و 5 معلم در حوادث دی‌ماه برگزاری اردو آموزشی آمادگی کنکوری بیش از ۱۰۰ دانش آموز هرمزگانی بازگشت 39 هزار بازمانده از تحصیل به مدرسه تأکید وزیر آموزش‌وپرورش بر ارتقای شفافیت در صندوق ذخیره فرهنگیان واریز 7 هزار میلیارد ریال سود به حساب بازنشستگان صندوق ذخیره فرهنگیان حمله پانیک چیست؟ هشدار پلیس فتا درباره ترفند جدید کلاهبرداری در “شاد” استرس چگونه بر عملکرد و سلامت کلیه‌های انسان تأثیر می‌گذارد؟ تعطیلات زمستانه مدارس به زودی تصویب می شود امام جمعه بهاباد: قدرت واقعی ملت‌ها در علم و شناخت نهفته است دانش‌آموزان با تکیه بر علم و ایمان، آینده روشن کشور را رقم می‌زنند ۵۰ برگزیده کنکور سراسری سال ۱۴۰۴ در شهرستان بهاباد تجلیل شدند گروه همسالان؛ سکوی خودشناسی یا تهدیدی برای مبارزه با والدین؟ به خاطر سلامت مغزتان هم که شده یادگیری را متوقف نکنید! اجرای 4 برنامه ویژه قرآنی برای معلمان و دانش‌آموزان در ماه رمضان آموزش هوش مصنوعی به 1 میلیون دانش‌آموز در مدارس غیردولتی انتخاب 32 اثر برگزیده در جشنواره ملی کتاب رشد با مشارکت 300 ناشر رونمایی از نشان افتخار نویسندگان رشد در جشنواره کتاب رشد چالش کتاب کودک و نوجوان از نگاه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی نقشه جامع ترویج کتابخوانی در مدارس تدوین شود توزیع 60 هزار میلیارد سود بین اعضای موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان کاظمی: مصرف کتاب در مدارس حلقه کلیدی زنجیره کتاب‌خوانی است جزییات پرداخت اوراق بازنشستگان آموزش و پرورش هلیوم3؛ 12 سال برق رایگانِ ایران با 25 تن خاک ماه غم مادرانه؛ نگاهی به افسردگی پس از زایمان

پیرکاری: فیلم‌هایمان نه تبلیغ بود نه خودزنی؛ نقد درون گفتمانی کردیم
1404-12-06
شناسه : 18665
بازدید 7
1

مدیرعامل تصویر شهر ضمن دفاع از عمکلردش برای تولید فیلم‌های جشنواره فجر آنها را در مسیر رسالت شهری دانست.

ارسال توسط :
پ
پ
فرهنگی

گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مؤسسه تصویر شهر در جشنواره فیلم فجر 44 با 4 فیلم سینمایی «نیم‌شب»، «سرزمینه فرشته‌ها»، «اردوبهشت» و «قایق سواری در تهران» حاضر شد. فیلم‌هایی که هر کدام به نوعی دارای حاشیه‌ها و مسائل متفاوت خاص خود بودند. 

غیر از فیلم «قایق سواری در تهران»، سه فیلم دیگر جوایزی را در اختتامیه جشنواره صاحب شدند که به نوبه خود نشان‌دهنده امتیاز و کیفیت خوب آثار بود. 

درباره نگاه این مؤسسه و همچنین شیوه همکاری آن با کارگردانان در مسیر تولید و همچنین برنامه‌ای که این مؤسسه برای آینده دارد، به گفتگو با مریم پیرکاری مدیر این مؤسسه تصویر شهر پرداختیم.

بیشتر فلیمنامه‌های سال قبل مورد تأیید ما نبود

«مؤسسه‌ تصویر شهر» سال گذشته با یک فیلم که شاید بتوان آن را میان‌رده دانست. در جشنواره فیلم فجر حضور داشت؛ فیلم «مرد آرام». اما امسال با چهار فیلمی حضور پیدا کرده‌اید که هرکدام حواشی خاص خود را داشته‌اند؛ چهار فیلمی که اگر بخواهیم درباره‌ی «سرزمین فرشته‌ها» صحبت کنیم، حتی می‌توان گفت در مقیاس سینمای ایران، اثری با ابعاد نزدیک به استانداردهای جهانی محسوب می‌شود. می‌خواهم بدانم از سال گذشته تا امروز چه اتفاقی افتاده که «تصویر شهر» با چهار فیلم در جشنواره حضور دارد. پس از آن، اگر اجازه بدهید درباره‌ی هرکدام از فیلم‌ها به‌صورت مشخص صحبت خواهیم کرد.

درباره سال گذشته باید بگویم تقریباً اکثر فیلم‌هایی که در جشنواره‌ی چهل‌وسوم حضور داشتند، فیلمنامه‌شان برای ما ارسال شده بود، اما هیچ‌کدام مورد تایید ما نبود و تصمیم گرفتیم فقط به صرف حضور داشتن در جشنواره فجر، فیلم تولید نکنیم و هدف بزرگ‌تر و موثرتری داشته باشیم.

البته ما موضوع «تهران سی‌نَما» را راه‌اندازی کرده بودیم چون بعد از فیلم «بیبدن»، حجم زیادی فیلمنامه برای ما ارسال می‌شد؛ به‌ویژه از سوی فیلم‌سازان کار اولی یا کسانی که مدت‌ها از چرخه‌ی سینما دور مانده بودند و ما هم باید مدیریت‌شده تولید می‌کردیم. بعد با توجه به دورهمی‌های «هم‌پیشه» و «مدرسه تصویر» طرح «تهران سی‌نما» متولد شد؛ «تهران سی‌نما» به معنای 30 نما، 30 موضوع، 30 نگاه.

ما گفتیم می‌خواهیم فیلم‌هایی با مدیریت هزینه تولید کنیم؛ فیلم‌هایی که با حضور افراد حرفه‌ای در کنار استعدادهای جوان، کار اولی‌ها یا دستیارانی که سال‌ها فعالیت کرده‌اند، ساخته شوند. این تولیدات لزوما برای حضور در جشنواره‌ها ساخته نمی‌شوند بلکه هدف این است که سریعا وارد چرخه‌ی اکران در فرهنگسراها و سپس توسط پلتفرم‌ها یا تلویزیون پخش شوند. یعنی فیلم‌هایی مناسب خانواده و شهروندان تولید شود که با هزینه‌ی کم بتواند سرمایه‌ی خود را بازگرداند.

سینمای ایران , جشنواره فیلم فجر , چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر ,

من بررسی کردم که چقدر باید هزینه کنیم و چگونه این سرمایه بازمی‌گردد. فیلم «مرد آرام» پنج میلیارد تومان هزینه نقد داشت و با احتساب تجهیزات و غذا، به هشت میلیارد تومان رسید. با بیمه و مالیات و سایر موارد، مجموعاً یک فیلم هشت میلیاردی شد که آقای مهدی هاشمی در آن حضور داشت. پس از پایان فیلم، به پیشنهاد آقای هاشمی، فیلم را به جشنواره‌ی فجر ارائه دادیم. فیلم به هیئت انتخاب فجر معرفی شد و از هفت رأی، شش رأی مثبت را کسب کرد و وارد جشنواره شد.

بعد از آن هم فیلم در جشنواره‌ی فجر در چهار بخش نامزد شد. سپس به بخش بین‌الملل فجر راه یافت، سیمرغ گرفت و در فستیوال‌های خارجی نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت. اکنون نیز وضعیت به گونه‌ای است که اگر سینمایی حاضر به اکران آن نباشد، ما حداقل در سینماهای خودمان و در کنار آن در فرهنگسراها اکرانش می‌کنیم؛ زیرا بالاخره فیلم مورد توجه قرار گرفته است.

دوست داشتیم روی «زیبا صدایم کن» کار می‌کردیم

شما سال گذشته چون فیلم‌نامه نداشتید، اساساً قصد نداشتید فیلمی در حد جشنواره تولید کنید؟

بله، فیلمنامه‌ای نبود و خب در جشنواره‌ی سال گذشته کدام فیلم بود که بگوییم جای «تصویر شهر» در آن خالی بود و کاش حضور داشتیم؟

البته تنها فیلمی که در جشنواره‌ی گذشته اندکی مایل بودم روی آن کار کنم، «زیبا صدایم کن» بود. به نظرم فیلمی شهری، خانوادگی و کاملاً منطبق با مفهوم «شهر امن» بود؛ مفهومی که اکنون در سبد محتوایی ما قرار دارد. سال گذشته می‌توانستیم چنین فیلمی داشته باشیم.

تأکید داشتیم در «نیم‌شب» تصویر درستی از اتباع نشان بدهیم

فکر نمی‌کردید که جنگ 12 روزه و برخوردی که با اتباع شد، در توجه به فیلم «مرد آرام» تأثیر داشته باشد؟ به‌خصوص در جشنواره‌ی جهانی فجر که در شیراز برگزار شد و فیلم مورد توجه قرار گرفت؟

البته «مرد آرام» فیلم سیاهی درباره‌ی اتباع نیست. فیلم می‌گوید حتی کسی که غیرقانونی وارد کشور می‌شود، توسط همان اتباع قانونی شناسایی و معرفی می‌شود. از سوی دیگر، حضور مهدی هاشمی در نقش فردی که تحت تأثیر فرهنگ ایران است و آن تصورات عجیب و غریبی را که گاهی به ذهن ما می‌رسد ندارد، اهمیت دارد. او دختری را که می‌تواند ناموسش باشد، به یک زن ایرانی می‌سپارد؛ زنی که معلم است. ما نمادهای بسیاری از این دست در فیلم قرار داده بودیم. شاید به همین دلیل مورد توجه قرار گرفته باشد.

اما خود ما در «نیم‌شب» بسیار تأکید داشتیم که تصویر درستی از اتباع نشان دهیم. همان خانه‌ای که چند کارگر افغان در آن حضور داشتند و آقای مهدویان همه‌چیز را به‌صورت مستند ثبت می‌کرد. ما تأکید جدی داشتیم که مشخص شود این افراد کارت اقامت ندارند و تفکیک میان کسانی که غیرقانونی وارد کشور می‌شوند با کسانی که قانونی هستند، کاملاً رعایت شود. 

اما درباره «مرد آرام» باید بگویم من فیلم را دوست دارم و به نظرم فیلمی بسیار شریف، دغدغه‌مند و دارای حرف برای گفتن است. از نظر من فیلم کاملاً سینمایی است؛ کارگردانی و دکوپاژهای هوش‌مندانه دارد و هیچ‌چیز در آن تصنعی نیست.

کار سفارشی نمی‌خواستیم بسازیم

در فاصله‌ی یک سال، چطور فیلمنامه‌ای برای شما فراهم شد؟ چرا خودتان سفارش تولید ندادید؟

ما چندین بار جلسه فیلمنامه داشتیم. اما وقتی کار را سفارش می‌دهیم، متأسفانه خروجی بسیار سفارشی می‌شود؛ یعنی آن‌قدر گل‌درشت و مستقیم که دیگر به دل قصه نمی‌رود. به همین دلیل یک کارگروه فیلمنامه‌نویسی راه انداختیم، اما خروجی آن طولانی‌مدت بود. آن‌ها معتقد بودند که برای ارائه‌ی یک خروجی مناسب، حداقل دو سال زمان لازم است؛ چون باید با بخش‌های مختلف شهری صحبت کنند، سوژه جمع کنند و پژوهش انجام دهند.

مثلاً مرکز زنان شهرداری آن‌قدر سوژه دارد، آن‌قدر قصه درباره‌ی زنان سرپرست خانوار یا زندانیانی که خانم اردبیلی آن‌ها را مشغول به کار کرده، وجود دارد که می‌توان ده‌ها فیلم ساخت. اما ما نتوانستیم این‌ها را به فیلمنامه تبدیل کنیم. جلسات متعدد برگزار کردیم، فیلمنامه‌نویسان مختلف را دعوت کردیم، اما خروجی نهایی حاصل نشد.

سینمای ایران , جشنواره فیلم فجر , چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر ,

سال گذشته تقریباً همه‌ی فیلم‌هایی که به سراغ ما می‌آمدند، یک رگه‌ی قصاص داشتند. می‌گفتند: «شما چون بیبدن را کار کرده‌اید، بیایید این را هم کار کنید.» اما رویکرد ما این نبود که دوباره روی همان موضوع فعالیت کنیم. به همین دلیل می‌گویم در میان فیلم‌های سال گذشته، جز «زیبا صدایم کن»، هیچ فیلمی نبود که بگویم دوست داشتم در آن حضور داشته باشم.

حرف اردوبهشت این است که عدالت در حاکمیت جاری است

حالا از سال گذشته تا امسال چه شد که یک‌باره چهار فیلم تولید کردید؟ «اردوبهشت» را که پارسال هم می‌خواستید کار کنید.

نه، «اردوبهشت» متعلق به سال 1401 است و من هم قصه‌ی «اردوبهشت» را از همان سال می‌دانستم. می‌دانستم چنین فیلمنامه‌ای وجود دارد و همان زمان برایم تعریف شده بود. نکاتم درباره‌ی فیلمنامه را هم به آقای داوودی و آقای دانشی گفته بودم و داستان برایم جذاب بود. تا اینکه در اواخر 1401 آقای دانشی فیلمنامه‌ی «اردوبهشت» را آورد تا درباره‌ی تولید آن تصمیم بگیریم. من نیز بسیار استقبال کردم.

این فیلم می‌گوید در حاکمیت، عدالت جاری است و می‌شود مشکلات سیستم را درون سیستم حل کرد. همان تیتری که یکی از رسانه‌ها زده بود، بسیار درست بود: «عدالت بن‌بست ندارد.» اگر در ساختار حاکمیت بلد باشید چگونه اعتراض کنید و مسیر قانونی را طی کنید، قطعاً حق به حق‌دار می‌رسد؛ حتی اگر طرف مقابل سازمان بزرگی مانند شهرداری تهران باشد.

من برای اینکه بتوانم چنین نقدی را مطرح کنم، ناچار بودم از جایی شروع کنم که خودم در آن حضور دارم. وقتی قرار است نقد کنیم باید به سراغ خطایی برویم که واقعاً رخ داده است. واقعیت این است که اگر می‌خواستم یک قصه‌ی تخیلی تعریف کنم و بگویم در جمهوری اسلامی یک کارگر می‌تواند به حقش برسد، می‌گفتند این تخیل است. اما من یک قصه‌ی واقعی را نشان دادم؛ پرونده‌ای واقعی که در آن فرد واقعاً به حقش رسیده است.

مثلاً اگر روزی در «تصویر شهر» نباشم و به وزارت بهداشت بروم، حتماً درباره‌ی «خون‌های آلوده» فیلم می‌سازم. یا درباره‌ی آقای صابری، وکیلی که نابیناست و توانسته حق افراد را بگیرد. این‌ها برای من جذاب‌اند، چون نشان می‌دهند عدالت در این کشور بن‌بست ندارد.

موضوع عکس‌های شخصیت‌ها در دادگاه فیلم اردوبهشت آن را جذاب کرده است

البته این نوع کارها به‌نوعی خودزنی محسوب می‌شود؛ اشتباه نیست؟ ما همه نقدها را خواندیم، اولین انتقادی که مطرح می‌شود همین است: «خودزنی». اجازه بدهید چند ایراد را که مطرح شده بیان کنم. نخست اینکه گفته می‌شود شهرداری چرا باید هزینه کند تا خودش را نقد کند؟ مردم شهرداری را به‌صورت یک کل می‌شناسند؛ نمی‌گویند «شهرداریِ آقای ملک‌مدنی» یا «شهرداریِ آقای زاکانی». ایراد دوم مربوط به کاراکتر هوشمند در فیلم است. به‌نظر برخی، این شخصیت نماد شهرداری تلقی می‌شود. چون در معرفی اولیه می‌گوید: «من معاون فرهنگی منطقه 12 هستم.» اما بعد می‌بینیم آن‌قدر قدرت دارد که می‌تواند کارگاه‌های منطقه 19 را تخریب کند. در واقعیت چنین چیزی ممکن نیست؛ اما در فیلم، او شخصاً بالای سر صحنه می‌ایستد و این باعث شده برخی او را نماد کل سیستم شهرداری بدانندابهام جدی‌تر از سوی رسانه‌های سیاسی مطرح می‌شود. آن‌ها می‌گویند نزدیک انتخابات شورای شهر هستیم و در فیلم اصرار شده عکس آقای خاتمی در دادگاه نشان داده شود؛ در حالی که معمولاً در قوه‌ی قضاییه عکس رئیس‌جمهور نصب نمی‌شود، بلکه عکس امام، رهبری یا شهید بهشتی نصب می‌شود. به‌زعم آن‌ها این یک «کد» است.

حرف من این بود که در جایی ضعف وجود داشته و آن نهاد شهرداری بوده است

این ابهاماتی که درباره‌ی «اردوبهشت» مطرح می‌شود، دقیقاً همان چیزی است که فیلم را جذاب می‌کند. اگر قرار باشد فیلمی بسازیم که نه مخاطب را درگیر کند و نه حرفی برای گفتن داشته باشد، اساساً چرا باید ساخته شود؟ آقای داوودی مستنداتی به من نشان داد؛ به‌ویژه از پرونده‌ی «خون‌های آلوده» که در آن مستندهای واقعی، عکس وجود داشت و در دادگاه عکس آقای خاتمی نصب شده بود. چند نمونه از این مستندات را نشان داد و گفت: «این عکس آقای خاتمی را چه کنم؟ بردارم؟» او می‌گفت: «ما این فیلم را برای یک جامعه‌ی نخبه در جشنواره نمایش دادیم. اگر این نکته حساسیت دارد، می‌توانیم با CGI عکس را حذف کنیم و عکس دیگری بگذاریم.» اکنون نیز ما در حال بررسی هستیم که آیا طبق واقعیت پیش برویم و بگوییم زمان آقای خاتمی بوده، یا برای اکران عمومی عکس را اصلاح کنیم. اما این نکته درباره‌ی عکس آقای خاتمی واقعاً وجود دارد و منابعش هم موجود است.

سینمای ایران , جشنواره فیلم فجر , چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر ,

اما درباره‌ی اینکه شهرداریِ آن زمان و آن منطقه چه وضعیتی داشته، حرف من این بود که بالاخره در جایی ضعفی وجود داشته و آن نهاد، شهرداری تهران بوده است. نهادی قدرتمند، نهادی که دستش می‌رسد. در مقابل، یک پدر کارگر ورشکسته قرار دارد؛ انسانی که انگار همه‌ی دنیا بر او سخت گرفته و زیر بار مشکلات خم شده است. او با نهایت ادب و نجابت، پرونده را پیگیری می‌کند؛ نه داد می‌زند، نه فحاشی می‌کند، نه عربده می‌کشد و نه شیشه می‌شکند. ما یک «حامد بهداد» متفاوت در فیلم داریم؛ شخصیتی که همیشه سرش پایین است و از مسیر عدالت ــ که مسیری بسیار دشوار است ــ حق خود را می‌گیرد.

این همان نکته‌ای است که برخی دوباره مطرح می‌کنند: «پس چه باید گفت؟ مردم اگر اعتراض دارند، نباید به خیابان بیایند؟» ما مسئله‌ای را مطرح کردیم که فقط شهرداری عامل آن نیست. گفتیم اگر حادثه‌ای رخ می‌دهد، سلسله‌ای از عوامل در آن دخیل‌اند: یک مادر که ناظم مدرسه است و بدون هماهنگی بچه‌ها را به آنجا می‌برد؛ یک قایقران که نسبت به مسئولیت خود بی‌توجه است و قایق‌ها را بدون جلیقه رها کرده؛ و مجموعه‌ای از عوامل دیگر.

در نهایت، حاکمیت، قضاوت و دادگاه عدل وارد می‌شود، صحنه را درست می‌چیند و عدالت را برقرار می‌کند. مثلا به نظرم مخاطبی که «بیبدن» را دیده نگاهش به قصاص متفاوت شده است چون فیلم به او این فرصت را داده که بتواند مسئله را دید خانواده مقتول هم ببیند و با چالش‌های آنان همذات‌پنداری کند.

با خانواده‌های قربانیان صحبت شده بود

بله موضعی که فیلم «بیبدن» داشت کاملا صحیح بود و به یکی از مسائلی که مورد انتقاد مردم و منصفین بود پرداخته بود. یک سوال دیگر اینکه آیا آقای داوودی با خانواده‌ی شش قربانی صحبت کرده بود؟

بله قطعا تحقیق کرده بود و حتی جالب اینکه بازمانده‌ها برای ما پیام هم فرستادند. بچه‌هایی که زنده مانده بودند، در دایرکت اینستاگرام نوشتند که فیلم را دیده‌اند. نکته‌ی جالب این بود که هیچ‌کس دنبال شورا یا شهرداری نبود؛ فقط می‌گفتند: «باورمان نمی‌شود ما را دیدید. باورمان نمی‌شود کسی درباره‌ی آن فاجعه حرف زده است.»

یکی از بازمانده‌ها ــ دختری به نام مینا ــ نوشته بود: «من هنوز ترومای ذهنی دارم.» اما نگفتند «داغ دل ما را تازه کردید»؛ برعکس، از این که قصه آن‌چه بر آن‌ها گذشته در قالب یک فیلم داستانی ساخته شده، راضی بودند.

سینمای ایران , جشنواره فیلم فجر , چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر ,

ما می‌خواستیم برای فیلم شعاری بگذاریم، اما نگذاشتیم. مثلاً اینکه «شهرداری تهران پاسخگوی مشکلات شماست» یا شعارهایی از این دست. ما برای مرحله اکران عمومی در فیلم اعلام می‌کنیم که پس از این واقعه، تمام پارک‌ها لایروبی شد، استخرها ایمن شدند و بخش زیادی از فضاهای شهری اصلاح شد. همان اتفاقی که در واقعیت هم رقم خورد و منجر به اصلاحات اساسی شد. اما در ایام جشنواره به علل مختلف برای تدوین زمان کم آوردیم.

نسخه اکران عمومی اردوبهشت اقدامات شهرداری را بعد از آن حادثه نشان می‌دهد

این دقیقا همان سوال و مساله من است. بله در هالیوود هم نقد درون گفتمانی وجود دارد اما در نهایت و کلیت سیستم و نظام را در مقابل نشان نمی دهد بلکه مسیر اصلاح و راه حل را نیز درون آن نمایان می‌کند. تا زمانیکه این اصلاحات و روندی که رو به اصلاح است نشان داده نشود نقد درون گفتمانی سازنده رخ نداده است بلکه بیشتر امکان دارد نتیجه عکس رخ دهد.

بله، برای همین برای اکران عمومی، قصد داریم عکس‌های پارک‌ها و وضعیت فعلی تهران را نشان دهیم؛ اینکه بعد از آن حادثه چه اقداماتی انجام شد. قطعاً کپشن پایانی اضافه می‌شود که توضیح دهد بعد از آن حادثه چه اقداماتی در تهران انجام شد؛ پارک‌ها چگونه ایمن شدند و اکنون در چه وضعیتی هستند.

«اردوبهشت» سفارشی نیست محصول تعامل است

اما آقای داوودی اگر این موارد را اضافه کند، برخی سینماگران می‌گویند «سفارشی» شده.

نه، اصلاً. این فیلم از روز اول سفارشی نبود. این تعامل و همراهی از روز نخست وجود داشت.

«اردوبهشت» تبلیغات انتخاباتی شهرداری نیست؛ نقد درون‌گفتمانی است

روز اکران در پردیس ملت، من به دوستانم می‌گفتم که به زودی رسانه های سیاسی تیتر خواهند زد: «تبلیغ انتخاباتی شهرداری» و حالا داوودی را متهم کردند که فیلم سفارشی سیاسی علیه شهرداری در دوره های گذشته ساخته است.

سینمای ایران , جشنواره فیلم فجر , چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر ,

داوودی همیشه می‌گفت: «من یک واقعه‌ی تاریخی ساخته‌ام.» تمام حرفش همین است. من تاکید می‌کنم که نه تنها فیلمنامه بلکه حتی انگیزه ساخت آن، متعلق به 1401 است. پس چطور ممکن است بحث تبلیغ انتخاباتی شهرداری مطرح بوده باشد؟ به علاوه که خود شما گفتید عده‌ای معتقدند این فیلم «خودزنی» است که البته این طور نیست. ولی چطور می‌شود هم «تبلیغ انتخاباتی» بودن آن را بپذیریم و هم «خودزنی» بودن آن را؟ من می‌گویم بیایید از این فرامتن‌ها عبور کنیم و یک بار برای همیشه تصمیم بگیریم از دریچه پیام‌های اصلی فیلم به آن نگاه کنیم. همان چیزی که وقتی مردم، تماشایش می‌کنند بدون اغراض سیاسی و تحلیل‌های فرامتنی آن را می‌بینند. برای سینمای ما و مهم‌تر از آن، شرایط اجتماعی ما، لازم است که باب خودانتقادی را البته با رعایت نقد درون‌گفتمانی باز کنیم و شهرداری این کار را از خودش آغاز کرد.

برای فروش فیلم به عناصر سیاسی نیاز است

اجازه بدهید نکته‌ای دیگر را هم بگویم. در فیلم عبارتی وجود دارد: «اینها از جنازه نمی ترسند از عکس جنازه‌ می ترسند» و جملاتی از این جنس که به نظرم بیشتر جنبه سیاسی دارد. آیا یک کارگر ضایعاتی در سال 81 این جملات را می گوید؟ به نظرم جنبه سوگیرانه‌ای دارد.

 بالاخره بحث فروش فیلم هم مطرح است و نمی‌شود این عناصر را حذف کرد.

اگر تلخی را نشان ندهیم چطور عبور از تلخی را نشان دهیم؟

ناخودآگاه مخاطب چه دریافت می‌کند؟ عدالت جاری می‌شود، بله؛ اما حس و حال کلی فیلم ــ پیش از اصلاحاتی که گفتید در حال انجام است ــ برای بسیاری از مخاطبان بسیار تلخ است. این همان برندِ آشنای فیلم‌های تلخ اجتماعی سال‌های قبل است که بیشتر امید را می‌گیرد. البته می‌دانم شما خودتان هم به این موضوع آگاهید.

فیلم می‌خواهد بگوید منکر کوتاهی‌ها، قصورات و زدوبندها نیستیم اما عدالت هم جاری است. خلاصه‌ی حرفش همین است. اگر تلخی را نشان ندهیم چطور عبور از تلخی را نشان دهیم؟ بالاخره هر ژانر یا جریان سینمایی هم اقتضائات و قراردادهای خودش را دارد. فیلم اجتماعی بدون تلخی باورپذیر نیست.

درباره آن دیالوگ‌ها هم من شخصاً به آن دیالوگ اعتقاد ندارم. اما حتی نهادهای امنیتی هم ایرادی به آن نگرفتند. اگر وقایع دی‌ماه پیش نیامده بود، هیچ‌کس با این دیالوگ مسئله نداشت.

علاوه بر این مخاطب هم باید همراه باشد. اگر فیلم خنثی باشد، مخاطب فقط گل می‌خورد. دیالوگی که نسل Z با آن ارتباط می‌گیرد، اشکالی ندارد. همان نسل در کنار آن، هادی را هم می‌بیند که بی‌کله است و رفتارهایش پسندیده نیست. و قانونی را هم می‌بیند که در نهایت اجرا می‌شود.

سینمای ایران , جشنواره فیلم فجر , چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر ,

ببینید نکته مهم این است که همزمان دو نقدی را به فیلم‌های ما خصوصا «اردوبهشت» وارد می‌کنند که با هم تناقض دارند! ما نه می‌خواستیم برای شهرداری تبلیغات کنیم و نه انگیزه‌ای برای خودزنی داشتیم. ما فقط یک فیلم ساختیم که باید روی واقعیت می‌ایستاد. واقعیتی که هم به اندازه یک واقعه دردناک، تلخ بود و هم به اندازه یک پیگیری حقوقی و قضایی موثر، امیدوارکننده. این که یک فیلم باب خودانتقادی را باز کند و میان سیاه‌نمایی با نقد درون‌گفتمانی و امیدبخش فاصله بگذارد، یک افق روشن برای سینمای ماست.

آقای مهدویان نیم‌شب را با همین شعارها دوست داشت

اما اجازه بدهید برسیم به «نیم‌شب». «نیم‌شب» حاشیه‌های خودش را داشت. برخی شدیداً مخالف بودند، برخی شدیداً موافق. برخی شمشیر کشیدند علیه فیلم. ما جزو موافقان فیلمیم. چون به‌نظر من توانسته همبستگی را خوب نشان دهد. شاید کمی اغراق دارد؛ مثلاً صحنه‌ی پارک.

 آقای مهدویان از ابتدا می‌گفت: «من همین‌قدر اغراق می‌خواهم.» و کوتاه نمی‌آمد.

تا جایی که می‌دانیم، بخش اول فیلم قرار بود با سازمان «اوج» ساخته شود، اما نشد.

ماجرا این بود که جنگ هنوز تمام نشده بود. ساعت 11 شب آقای والی‌نژاد به من زنگ زد و گفت: «من یک مستند برای اوج کار می‌کنم درباره‌ی موشکی که پشت بیمارستان خورده. بیمارستان را تخلیه کرده‌اند و مردم به پارک شفق رفته‌اند. شهرداری منطقه‌ی شش چند ساعت پای کار بوده و در نهایت بمب را خنثی کرده‌اند و برده‌اند.»

او این خط داستانی را برایم تعریف کرد و گفت برای محمدحسین مهدویان هم تعریف کرده و او خوشش آمده. گفتند می‌خواهند بسازند. من گفتم: «همین الان هستم.» اما برآورد کمی بالا بود و چون شرایط مالی خوبی نداشتیم تولید به تعویق افتاد. البته ما معتقد بودیم باید همین حالا که محمدحسین مهدویان زمان و علاقه دارد، کار را آغاز کنیم. اما این را که نهادهای دیگر تا چه اندازه پای کار بودند، موضوعی است که باید از آقای والی‌نژاد بپرسید. به هر حال نهایتا با آقای والی‌نژاد جلسه گذاشتیم و برآورد را کاهش دادیم و الان مالکیت کامل متعلق به «تصویر شهر» است.

شرایط تولید هم سخت بود. با این که هادی بهروز و تیم پشت‌صحنه‌ی مهدویان ــ از صحنه و فیلم‌برداری تا لباس و تدوین ــ همه همراه بودند، مهدویان تحت فشار بود که سریع‌تر به سریال «کلاغ» برسد، اما واقعاً برای این فیلم جانش را گذاشت.

در «نیم‌شب» هیچ دخالتی نکردیم

آیا برخی جملات درباره شهرداری فیلم را شعاری درباره شهرداری نکرده بود؟ مانند جملات خانم مدیر فرهنگسرا؟

سینمای ایران , جشنواره فیلم فجر , چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر ,

 هیچ دخالتی از سوی شهرداری در دیالوگ‌ها نبود. در «نیم‌شب» یک کلمه هم نگفتیم «شهرداری این را می‌خواهد». هرچه بود خواست و تمایل خود مهدویان بود. با این حال، باز هم یک کلمه به او نگفتیم چه کند. اختیار کامل داشت. فقط خودش می‌دانست چون برای شهرداری می‌سازد، باید واقعیت را رعایت کند.

درباره حواشی آن شب و نشست خبری فیلم بگویید.

نشست خوبی بود. کمی دچار تنش شد ولی در انتها آقای مهدویان عذرخواهی کرد. آن چه از آن نشست دیده نشد شهامت مهدویان در عذرخواهی از خبرنگار یک رسانه بود.

«نیم‌شب» و «سرزمین فرشته‌ها» مکمل یکدیگر هستند

در مورد «سرزمین فرشته‌ها»، به ظاهر ربطی به تهران ندارد، اما برای شفافیت باید توضیح داد که چه اتفاقی افتاد و ماجرا از کجا شروع شد.

ما رفتیم سراغ «سرزمین فرشته‌ها»؛ فیلمی که از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی کرده بودیم تا ساخته شود و چه کسی بهتر از منوچهر محمدی، خالق «بازمانده».

بعد از جنگ دوازده‌روزه، دوباره به تولید این قصه فکر کردیم. حرف این بود که اگر اسرائیل حمله می‌کرد، اگر مقاومت ما نبود، اگر موشک‌های ما نبود، اگر استقلال ایران نبود، شهر ما چه می‌شد؟ باید این را بگویم. «سرزمین فرشته‌ها» را کاملاً از منظر شهری دیدم: شهری که ویران می‌شود و کودکانی که می‌توانند نماد آینده‌ی ما باشند، از بین می‌روند. بچه‌هایی که آینده‌ی این کشورند؛ ببین چگونه نابود می‌شوند.

به‌نظر من، یکی از مسئولیت‌های ویژه‌ی شهرداری همین «سرزمین فرشته‌ها»ست. اگر می‌خواستیم بگوییم: «ببین، آمریکا اگر بمب بیندازد، این می‌شود»، باید این فیلم ساخته می‌شد. آمریکا قرار نیست جایی را «خوشگل و تر و تمیز» نگه دارد و رضا پهلوی را بیاورد روی آن بنشاند. اول همه‌چیز را ویران می‌کند، آرزوها را تباه می‌کند، آینده را می‌سوزاند، و تازه شرف و وجدان هم باقی نمی‌گذارد.

سینمای ایران , جشنواره فیلم فجر , چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر ,

اما در فیلم، یک معلم را می‌بینیم با چند کودک که شرف دارند، وجدان دارند، عزت دارند. پیرمردی را می‌بینی که در همان خانه‌ی ویران، پای خاکش ایستاده است. بعد تو از این‌جا می‌گویی: «آمریکا بیاید به ما حمله کند؟ اسرائیل بیاید بزند؟»

به‌نظر من «نیم‌شب» و «سرزمین فرشته‌ها» دو قطعه یک پازل بودند که همدیگر را کامل می‌کردند. در «نیم‌شب» گفتیم چگونه به همبستگی رسیدیم و بمب خنثی شد. ولی اگر خنثی نمی‌شد، اگر آن پایان نبود، نتیجه‌ای مانند غزه سرزمین فرشته‌ها رخ می‌داد.

به‌نظرم لازم است برای زمان اکران، یک سناریوی رسانه‌ای داشته باشید که این تکمیل از نظر رسانه‌ای و افکار عمومی ایجاد شود.

بله اتفاقا با همکاری برخی از چهره‌های صاحب نظر در این مورد همفکری انجام داده ایم.

«قایق‌سواری در تهران» دستاوردهای شهرداری تهران را نمی‌گوید

توضیحات‌تان را درباره فیلم «قایق‌سواری در تهران» هم بگویید. این فیلم در سال 1404 ساخته شده؛ در حالی که ما الآن تاکسی برقی داریم، اتوبوس برقی داریم، توسعه‌ی  مترو را داریم، BRT  را داریم. اما هیچ‌کدام از این‌ها در فیلم دیده نمی‌شود. اگر قرار است دستاوردهای پایتخت نشان داده شود، هیچ‌یک از این المان‌ها در فیلم نیست. این در حالی است که کارگردان فیلم خودش به سراغ شما آمده است. بالاخره پیمان قاسم‌خانی نویسنده است؛ می‌توانی با او معجزه کنی. درباره‌ی این فیلم، اول باید ارتباطش با شهر تهران روشن شود. چون این هم فیلمی است که دوباره شهرداری علیه خودش ساخته، بدون اینکه هیچ دفاعی در آن باشد.

سینمای ایران , جشنواره فیلم فجر , چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر ,

قرار است فیلم برای اکران عمومی دوباره تدوین شود و تصویر جذابتری از شهر تهران ببینیم. به خصوص ترافیک، نقش فعال و کارکرد جالبی در فیلم دارد و ترافیک باوجود اینکه دو شخصیت اصلی فیلم را از هم دور می کند اما در عین حال باعث نزدیک شدن بیشتر آنها به هم می شود. 

معنی قایق سواری در تهران در فیلم چه بود؟

یکی از مواردی که به دلیل شتاب رساندن فیلم به جشنواره از دست دادیم همین بود. در نسخه اکران عمومی خط آبی در نقشه مترو است و نقاط حضور دو کاراکتر اصلی دیده می‌شود که قرار است مثل رودخانه ای این دو نفر را هم به یکدیگر برساند.

دنبال کشف استعدادیم

حالا چون به پایان مصاحبه نزدیک می‌شویم، درباره‌ی کارهای آینده بپرسم. « تهران سی‌نما» قرار است حالت باشگاهی پیدا کند؟ قرار است کارکردش چه باشد؟ قبلاً گفته بودید مدرسه‌ای برای تربیت فیلم‌سازی، فیلمنامه‌نویسی و

بله همه اینها قرار است در آنجاباشد اما واقعاً این کارها زمان زیادی می‌خواهد. نمی‌دانم در فرصت باقی‌مانده می‌توانم به نقطه‌ی مطلوب برسم یا نه. اما دوست دارم اگر مدیران بعدی آمدند، حتماً ادامه دهند. اما درباره‌ی «تهران سی‌نما»، همان چیزی که برنامه‌ریزی کردیم اتفاق بیفتد، نفس تازه‌ای برای سینماست؛ با هزینه‌های کم.

بچه‌هایی که در گعده‌ها نیستند، ارتباط ندارند؛ نه با حاکمیت ارتباط دارند، نه با سینما. اما استعداد دارند. ما دنبال کسانی هستیم که رانت ندارند، پارتی ندارند، پول ندارند، اما استعداد دارند. منظورم این نیست که هرکسی بیاید و باید تأکید کنم که این‌جا خیلی سخت‌گیرانه است. عدالت فرهنگی به این معنا نیست که هرچه آوردند، بگوییم «می‌خواهیم حمایت کنیم». نه؛ در شورا بررسی می‌شود. متاسفانه اکثرا فکر می‌کنند حقشان خورده شده؛ حتی گاهی خود من هم همین‌طور. اما واقعیت این نیست.

ما یک پاتوق فیلم کوتاه داریم که می‌خواهیم تبدیلش کنیم به باشگاهی برای ارتباط با بچه‌های فیلم کوتاه. از میان آن‌ها کسانی را که نگاه شهری دارند، جذب کنیم. یک «هم‌پیشه» هم در تهران سی‌نما برگزار می‌شود؛ صنوف مختلف سینما می‌آیند، مهمانی دو ساعته است. خوبی‌اش این است که ما به بدنه سینما دسترسی داریم؛ یعنی حلقه‌ی ارتباط ما با صنف‌ها تهیه‌کننده نیست، مستقیم است. حتی بچه‌هایی که تجهیزات دارند و اجاره می‌دهند.

تصمیم برای اکران فیلم‌ها در عید نوروز

درباره اکران فیلم‌ها بگویید که چه زمانی را در نظر دارید؟

برای نوروز، قصد دارم «قایق‌سواری در تهران» و «نیم‌شب» و حتی «اردوبهشت» را به اکران برسانم اما تصمیم‌گیرنده، سازمان سینمایی است.

گفتگو از میثاق بدیعی و حمید صنیعی منش

انتهای پیام/

 

ثبت دیدگاه علمی و آموزشی

  • دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.