به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، «نیم شب» در سبک فیلمسازی محبوب مهدویان ساخته شده است؛ مستندگونه و داستانی مانند دیگر فیلمهایش. شاید تنها «زخم کاری» باشد که شباهت زیادی از نظر شکلی با آثار دیگر او ندارد.
مستندگونه در واقع نزدیک ترین شکل به واقعیت و واقعگرایی است. فرمی که میتواند چشم را به واقعیت بیشتر نزدیک کند تا دیگر اشکال سینمایی. و همین یک نکته مهم دارد: سینمای داستانی مستندی ناخواسته تا حد قابل توجهی از محتوا و مضمون فاصله میگیرد. زیرا در حال بیان واقعیت به صورت عینی و همانطور که هست میباشد و از دخل و تصرف و رنگ بخشیدن به آن پرهیز میکند. همچنین تا حدی داستان گویی به شکل کلاسیک، خطی، با فراز و فرود، گره و تعلیق. البته مهدویان در آثارش همیشه داستان، گره و دیگر عناصر قصهگویی مرسوم را دارد زیرا قرار است برای عموم مردم آن هم روی پرده بزرگ در سالن سینما داستانی را به تماشا بگذارد و این کار لازمهاش رعایت قواعد سینما است و سینما یعنی داستان.
با این اوصاف فیلم تازه سازنده آثاری مانند «ماجرای نیمروز» و «ایستاده در غبار»، اینبار کاملاً در عین سبک مستندگونهاش محتوا و حرف روشن و عیانی دارد. محتوایی که او را حتی در شبی که نشست خبری جنجالیاش برگزار شد، به شعاری بودن برچسب خورد و البته او به خوبی جواب داد: از بس که شعار ندادیم مردم ما ایران را نمیشناسند. او به خوبی جواب داد، گفت که فیلمش شعار با افتخاری به نام وطن دوستی دارد و با بیان و زبان فیلمش هم گفت که شعارزده و کلیشهای نیست.
قرار نیست مدام در فیلم حرفهای گلدرشت بزنیم و با نمادگرایی یک کلیپ حسی بسازیم. فیلم او یک رئالیسم ملی است و برای چنین نگاهی نمیتوان ملیگرا نبود و از امدادگران، نیروهای مسلح، مردم مبارز، حس و حال جمعی و اتحاد مردم در مقابل دشمن نگفت وگرنه چگونه میتوان فیلم ملی در زمان حمله دشمن ساخت؟!
چالش مهدویان دقیقاً همین بوده: ساخت یک فیلم واقعگرا که در دل مخاطب بنشیند بدون اینکه با زور روشهای سطحی بخواهد باوری را به مخاطب بقبولاند. کاری که از ذوق که اصلیترین عنصر هنر است تهی است.
مشخص است که از ابتدا فیلمساز قصد داشته تا داستان امنیتی برخلاف رویه قبلی آثارش تعریف نکند و ما نیز با فیلم تریلر امنیتی روبرو نیستیم اگرچه در مواردی مانند تجسس ساختمان متروکه و حضور نیروهای ارشد امنیتی فضا به این سمت میرود اما با گذر سریع از این فضا به درام اجتماعی و ملی باز میگردیم. چیزی که هدف کارگردان بوده است. همین رویه به طور طبیعی باعث میشود که تا حدی فیلم از ریتم بیافتد اما چیزی که فیلم را سرپا نگه میدارد همان جنبه اتحاد و همدلی مردم در هنگام چالشهای جنگی مانند تخلیه بیمارستان و انتقال بمب و… دستگیری از یکدیگر با سلایق و فرهنگهای گوناگون یک جامعه متکثر است که آنان را یکدست میکند. این عناصر طبیعتاً در هر فیلمی در هر جای دنیا برای مردمش زیبا است اما برای مردم ایران زیباتر چون ایرانیان عمری است در چالشهای ملی و میهنی در کنار هم بوده اند و خواهند بود. چنانچه همین شبها میبینیم که چگونه دست یکدیگر را گرفتیم تا ایران سربلند بماند. از این منظر این عناصر ساده در درام اجتماعی-میهنی مهدویان بسان عناصر سینمایی تازهای توانستند نقشآفرین شوند و فیلم را «فیلم» کنند. این هنری است که سازنده ایستاده در غبار و ماجرای نیمروز در نیم شب بکار برده است.
ساختن این جنس از آثار نیز همواره خشم بیوطنان را شکل داده و این خشم دامن فیلمساز ما را گرفت و تهدیدها به سمت او روانه شد؛ اما طرفه آنکه او نه تنها کنار نکشید بلکه در روزهای جنگ دست به کار ساخت سریال جنگی زیر بمباران هم شد.
آفرین آقا محمدحسین مهدویان.
یادداشت از حمید صنیعی منش
انتهای پیام/










![Runway از «مدلهای جهانی عمومی» بهعنوان آینده هوش مصنوعی رونمایی کرد [تماشا کنید]](https://eaedu.ir/wp-content/uploads/2026/01/runway-d8a7d8b2-d985d8afd984d987d8a7db8c-d8acd987d8a7d986db8c-d8b9d985d988d985db8c-d8a8d987d8b9d986d988d8a7d986-d8a2_695f780941f13-450x320.webp)







ثبت دیدگاه علمی و آموزشی