خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام در نیمه قرن سوم هجری، در دورهای از تاریخ خلافت عباسی رخ داد که جامعه اسلامی با بحرانهای سیاسی، اختلافات کلامی و شکلگیری جریانهای مختلف فکری روبهرو بود. درباره تاریخ ولادت آن حضرت، سال 232 هجری قمری و روز هشتم ربیعالثانی از تاریخهای مشهور در منابع شیعی است؛ هرچند در روز و محل ولادت، اختلافهایی نیز گزارش شده است. امام یازدهم ما در سال 260 هجری در سامرا به شهادت رسید و دوران امامت ایشان با خلافت معتز، مهتدی و معتمد عباسی همزمان بود.
امام حسن عسکری علیهالسلام در شرایطی امامت خود را بر عهده گرفت که خلافت عباسی، بهویژه در سامرا، با رقابتهای درباری و نفوذ فرماندهان نظامی مواجه بود. گزارشهای تاریخی از محدودیت ارتباط امام با جامعه شیعه و مراقبت حکومت از ایشان حکایت دارد. در چنین شرایطی، ارتباط با پیروان از طریق نامهها، نمایندگان و اصحاب مورد اعتماد، اهمیت بیشتری پیدا میکرد. سازمان وکالت در این دوره، یکی از ابزارهای ارتباطی جامعه شیعه بود و عثمان بن سعید از چهرههای شناختهشده این شبکه به شمار میرفت.
فضای فکری عصر امام عسکری علیهالسلام به اختلافات سیاسی محدود نمیشد. جریانهای کلامی مانند معتزله و اهل حدیث، درباره موضوعاتی همچون صفات الهی، عدل، اختیار و نسبت عقل و نقل بحث میکردند. در درون جامعه شیعه نیز گروههایی با دیدگاههای متفاوت درباره امامت شکل گرفته بودند. در کنار این اختلافات، غالیان و مفوضه با ادعاهایی درباره جایگاه امامان، مسئله مرزهای اعتقادی را به یکی از موضوعات مهم آن دوران تبدیل کردند. البته این جریانها از نظر مبانی و عملکرد یکسان نبودند و هر انتساب تاریخی به آنها نیازمند بررسی منابع مربوط به همان گروه است.
در میان جریانهای مورد نقد در منابع امامیه، غالیان جایگاه ویژهای دارند؛ زیرا برخی از آنان برای امامان صفاتی فراتر از مقام بندگی و حجیت الهی قائل میشدند. مسئله غلو، تنها اختلافی درباره فضائل اهلبیت علیهمالسلام نبود، بلکه به برداشت از توحید و جایگاه امام ارتباط پیدا میکرد. در گزارشهای مربوط به دوران امام حسن عسکری علیهالسلام، نامهایی مانند علی بن حسکه و اسحاق بن محمد نخعی و محمد بن نصیر نمیری (نُصیر) مطرح شده است. در روایتی منسوب به امام عسکری علیهالسلام درباره این جریانها آمده است: «أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِنَ الْفِهْرِیِّ وَ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ بَابَا الْقُمِّیِ فَابْرَأْ مِنْهُمَا، فَإِنِّی مُحَذِّرُکَ وَ جَمِیعَ مَوَالِیَّ وَ إِنِّی أَلْعَنُهُمَا عَلَیْهِمَا لَعْنَةُ اللَّهِ … »؛ یعنی «من از فهری و حسن بن محمد بن بابای قمی، نزد خدا بیزاری میجویم؛ پس تو نیز از آن دو بیزاری بجوی. من تو و همه دوستانم را از آنان برحذر میدارم و آن دو را لعنت میکنم؛ لعنت خدا بر آن دو باد. آنان با سوءاستفاده از ما، مال مردم را میخورند و مردم را به وسیله ما میفریبند. آنان فتنهگر و آزاردهندهاند؛ خداوند آنان را آزار دهد و در فتنه بهسختی سرنگونشان کند. ابن بابا ادعا میکند که من او را به پیامبری برانگیختهام و او دروازهای به سوی من است. لعنت خدا بر او باد! شیطان او را به خدمت گرفت و گمراهش کرد. پس خدا لعنت کند کسی را که چنین ادعایی را از او بپذیرد. » (رجال الکشی – إختیار معرفة الرجال، ص: 520)
درباره محمد بن نُصَیر که بعدها پیروان او با عنوان «نُصیریه» شناخته شدند، شیخ طوسی در کتاب «الغیبة» او را از اصحاب امام حسن عسکری علیهالسلام معرفی میکند؛ سپس میگوید بعد از وفات امام عسکری، او مقام و نیابت محمد بن عثمان را ادعا کرد و به سبب آنچه از الحاد و جهل او آشکار شد، محمد بن عثمان او را لعن و از خود بیزاری کرد. بنابراین بحث ادعای بابیت یا وکالت و نیابت، از مهمترین مباحث دوران بود.
بنابراین مواجهه امام حسن عسکری علیهالسلام با غلو، بر اصل مرزبندی میان مقام امام و مقام الوهیت استوار بود. در این نگاه، امام هر اندازه از فضائل و کرامات برخوردار باشد، بنده و حجت خداوند است و هیچ استقلالی از مشیت الهی ندارد. از همین رو، در نقلهای اعتقادی منسوب به امامان، نسبت دادن آفرینش یا تدبیر مستقل به غیر خداوند رد شده است.
از سوی دیگر، مسئله امامت و آینده جامعه شیعه نیز در دوران امام حسن عسکری علیهالسلام اهمیت ویژهای داشت. گزارشهای مربوط به معرفی فرزند امام و ارتباط با اصحاب مورد اعتماد، در منابع شیعی در همین زمینه نقل شدهاند. در روایتی که درباره قائم پس از امام عسکری علیهالسلام آمده، بر جاری شدن سنتهای پیامبران، از جمله غیبت، تأکید شده است: «إِنَّ ابْنِی هُوَ الْقَائِمُ مِنْ بَعْدِی، وَهُوَ الَّذِی یَجْرِی فِیهِ سُنَنُ الْأَنْبِیَاءِ بِالتَّعْمِیرِ وَالْغَیْبَةِ». این روایت در کمالالدین و تمام النعمة نقل شده است.
پس بازخوانی ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام، فرصتی برای شناخت دورهای است که در آن حفظ مرزهای توحید، تبیین جایگاه امامت و ارتباط با جامعه شیعه در کنار فشارهای سیاسی خلافت عباسی قرار داشت. اهمیت روش امام در مواجهه با غالیان و مفوضه را میتوان در تأکید بر تمایز میان محبت اهلبیت علیهمالسلام و پذیرش ادعاهای ناسازگار با توحید جستوجو کرد. از این منظر، شناخت سیره امام یازدهم تنها به بازگویی تاریخ ولادت محدود نمیشود، بلکه به بررسی چگونگی پاسداری از اعتقاد و هدایت جامعه در شرایط آشوب فکری نیز پیوند میخورد.
انتهایپیام/


















ثبت دیدگاه علمی و آموزشی