به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دانشگاه ادیان و مذاهب میزبان نشستی با عنوان «نقش باورهای مذهبی در تفاوت رویکردهای کشورهای عربی نسبت به جنگ رمضان» و ارائه حجتالاسلام والمسلمین مهدی فرمانیان، استاد این دانشگاه، بود تا از زاویهای کمتر دیدهشده به تحلیل یکی از پیچیدهترین معماهای این جنگ بپردازد که چرا برخی کشورهای عربی، علیرغم اشتراک در دین و خون، نه تنها در کنار جبهه مقاومت قرار نگرفتند، که گاه در برابر آن صف آرایی کردند؟
پاسخ فرمانیان اما در عرصه سیاست یا اقتصاد خلاصه نمیشد. پاسخ، ریشه در لایههای زیرین باورهای مذهبی و پروژهای داشت که دههها پیش آغاز شده و اکنون به ثمر نشسته است. فرمانیان در ابتدای سخنان خود به نفوذ گسترده سلفیگری و وهابیت در میان علمای کشورهای حاشیه خلیجفارس – از قطر و امارات گرفته تا بحرین، کویت و بهویژه عربستان – اشاره کرد و گفت: «این جریانات با بهرهگیری از شبکههای متعدد ماهوارهای، جایگاه ویژهای برای تبلیغ دیدگاههای خود یافتهاند. این رسانهها بهطور مستمر این ایده را تبلیغ میکنند که خطر شیعه از دیگر تهدیدات خارجی برای جهان اسلام بیشتر است».
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب برای اثبات این مدعا، به مستند «فرقهگرایی» (Sectarianism) اشاره کرد که در زمان تسلط داعش بر برخی مناطق توسط بیبیسی ساخته شد. در این مستند تأیید شده است که 120 شبکه ماهوارهای با حمایت مالی کشورهای خلیجفارس در حال فعالیت هستند. فرمانیان هشدار داد که هماکنون نیز چندین شبکه وهابی فارسیزبان – از جمله شبکههای «کلمه» و «نور» – فعالند که بخشی از جامعه اهلسنت ایران نیز مخاطب آنها هستند.
فرمانیان با ذکر خاطرهای از سفر خود به یکی از مناطق اهلسنت، تصویری عینی از این نفوذ رسانهای ترسیم کرد: «در سفری که به دعوت یک رئیس دانشگاه داشتم، متوجه شدم حتی نخبگان آن مناطق نیز عمدتاً بیننده شبکههای رسانهای عربستان و کشورهای حلیجفارس هستند. آن مسئول دانشگاهی تأکید کرد به دلیل منطقی بودن نقدهای بنده به وهابیت، مایل است این مباحث برای آگاهیبخشی در آن منطقه مطرح شود؛ این نشاندهنده غلبه رسانهای جریانات مذکور در برخی مناطق است».
اما شاید هشداردهندهترین بخش سخنان فرمانیان، جایی بود که از القای باور «بدتر بودن شیعه از یهود» در جوامع اسلامی سخن گفت. این استاد دانشگاه تأکید کرد که این باور «هدفمندانه دنبال میشود» و نتیجه آن، یا گرایش به سمت قدرتهای غربی است، یا در بهترین حالت، سکوت در برابر آنها.
فرمانیان شاهد مثال این مدعا را در جریان نبرد رمضان دانست: «طیفهای فکری متأثر از این تبلیغات، با استناد به روایات ساختگی درباره آخرالزمان، نه تنها از مظلوم حمایت نکردند، بلکه به تقابل با جبهه شیعی پرداختند.» این همان تفکری است که هماکنون در میان گروههای افراطی همچون داعش در سوریه نیز دیده میشود.
فرمانیان در ادامه به یکی دیگر از ابزارهای این پروژه اشاره کرد: «تألیف کتابهای متعدد با هدف معرفی شیعیان بهعنوان پیروان عبدالله بن سبا و یهودیان در لباس اسلام.» به باور این پژوهشگر، این پروژه سلفیگری در صدد تغییر اولویتها در جهان اسلام است؛ بهطوریکه جریانی شکل گرفته که انتخاب یهودی آشکار را بر شیعهای که او را یهودی نقابدار میخوانند، ترجیح میدهد.
فرمانیان با بررسی وضعیت سوریه در نبرد رمضان، به انتصاب «اسامه رفاهی» به ریاست دارالافتاء توسط جولانی اشاره کرد و گفت: «رفاهی در میانه جنگ مدعی شد که امام خمینی(ره) برای برهم زدن نظم جهان اسلام توسط آمریکاییها آورده شده است. اتخاذ موضعی شفاف در برابر این ادعاها ضروری است».
فرمانیان درباره جریانهای شمال آفریقا نیز خاطرنشان کرد: در مصر، «حزبالزور» با وجود برخورداری از حمایتها، مواضع خاص خود را داشت. در الجزایر نیز گروههایی علیه ایران تبلیغ میکردند، هرچند که بدنه اصلی جریانات و مسئولان الجزایری حمایت خوبی از ایران داشتند.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب، دستهبندی دیگری را میان مدافعان و مخالفان «اسلام سیاسی» برشمرد و گفت: «طیفهایی که به تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی باور دارند، نظیر اخوانالمسلمین و شاخههای مختلف آن مانند حماس، در نبرد رمضان در کنار ایران ایستادند. همچنین اتحادیه علمای مسلمان در قطر با بیش از هزار عضو که مورد حمایت مالی این کشور است، از ایران حمایت کرد».
فرمانیان به وضعیت این اتحادیه اشاره کرد و افزود: «پس از جدایی آیتالله تسخیری از این مجموعه به دلیل مسائل سوریه، تلاشها برای جایگزینی فردی از کشور دیگر ادامه دارد. هرچند رئیس این اتحادیه از ایران حمایت کرد، اما معاون وی به دلیل حمله ایران به پایگاههای آمریکایی، به انتقاد از ایران پرداخت».
فرمانیان در ادامه به تحولات شرق جهان اسلام اشاره کرد و گفت: «حزبالتحریر که طی 50 سال گذشته همواره از منتقدان ما بوده، در جریان نبرد رمضان با تغییر رویکرد، در بیانیهای حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کرد. همچنین شاهد همراهی گستردهای بودیم؛ به طوری که 82 درصد از مردم پاکستان ضمن ابراز انزجار از آمریکا و اسرائیل، از ایران حمایت کردند و طالبان نیز موضعی دفاعی در قبال ایران اتخاذ نمود».
این پژوهشگر فرق و مذاهب در تبیین مواضع مخالفان، به جریان «اسلام سنتی» اشاره کرد و گفت: «این طیف که با اسلام سیاسی مخالفاند، علیرغم رویکردهای ضدوهابی، در این نبرد سکوت پیشه کردند. در این میان، صوفیانی که در دو دهه اخیر تحت حمایتهای مالی، آموزشی و رسانهای امارات بودهاند، عمدتاً سکوت کامل کردند؛ این وضعیت حتی در میان صوفیان پاکستان نیز مشهود بود».
فرمانیان با تأکید بر نکته قابل تأمل دیگری افزود: «در هند، افغانستان و پاکستان، دیوبندیها عملکردی بهمراتب بهتر از صوفیان داشتند، در حالی که پیش از این روابط ما با صوفیه نزدیکتر بود. در مصر نیز که بافت مذهبی آن عمدتاً صوفیانه است، همراهی لازم صورت نگرفت و الازهر نیز (در موضعی غیررسمی) بیانیه نامناسبی صادر کرد».
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب، عامل «تجربه استعمار» را در اتخاذ مواضع کشورها مؤثر دانست و اظهار کرد: «کشورهایی مانند لیبی و الجزایر که در سدههای اخیر آسیبهای فراوانی از استعمار آمریکا و انگلیس دیدهاند، با ایران همراهی کردند. مفتی لیبی در دو نوبت بیانیه حمایتی صادر کرد و در الجزایر نیز همگرایی بینظیری میان نخبگان (اعم از سکولار و مذهبی) و دولت شکل گرفت؛ تا جایی که رئیسجمهور الجزایر در اقدامی نمادین برای حمایت از مواضع ایران، قیمت گاز صادراتی به اسپانیا را کاهش داد».
فرمانیان در ادامه تحلیل خود به وضعیت عراق پرداخت و افزود: «در ساختار سیاسی عراق که ریاستجمهوری در اختیار کردها و ریاست پارلمان در اختیار اهلسنتِ عرب است، شاهد تفاوت دیدگاه بودیم؛ در حالی که اهلسنتِ عرب بهخوبی در حمایت از ایران به میدان آمدند، کردها موضع چندانی اتخاذ نکردند».
وی با اشاره به حمایت ایران از جریان طالبانی در مقابل بارزانیها، خاطرنشان کرد که سنیهای لبنان نیز به دلیل پیوند با دولت و نزدیکی به عربستان سعودی و همچنین چالشهای موجود با حزبالله، از ایران حمایت نکردند.
فرمانیان در پایان، به ریشههای تاریخی ساختار قدرت در کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس اشاره کرد و گفت: «اکثر این کشورها، از جمله آلسعود، کویت، بحرین و امارات، ساختارهایی هستند که ابتدا توسط انگلیس پایهگذاری شدند و در دورههای بعد نیز آمریکا با سرمایهگذاریهای گسترده مالی و صنعتی، تداوم همان الگوی استعماری را در این کشورها دنبال کرده است».
آنچه از مجموع سخنان فرمانیان برمیآید، این است که جنگ رمضان، افزون بر ابعاد نظامی و سیاسی، آینه تمامنمای یک جنگِ روایتها و باورها نیز بود. جنگی که در آن، پروژه دههها تبلیغ ضدشیعی وهابیت، به ثمر نشست و بخشی از جهان اسلام را یا در برابر جبهه مقاومت صفآرایی کرد، یا به سکوت مرگبار فرستاد. اما در برابر این جریان، طیفهایی نیز بودند که با تکیه بر اسلام سیاسی، حافظه تاریخی استعمار، یا وجدان بیدار مردمی، در کنار حقیقت ایستادند. و شاید، این همان خط جداییاست که آینده جهان اسلام را رقم خواهد زد.
انتهای پیام/










![Runway از «مدلهای جهانی عمومی» بهعنوان آینده هوش مصنوعی رونمایی کرد [تماشا کنید]](https://eaedu.ir/wp-content/uploads/2026/01/runway-d8a7d8b2-d985d8afd984d987d8a7db8c-d8acd987d8a7d986db8c-d8b9d985d988d985db8c-d8a8d987d8b9d986d988d8a7d986-d8a2_695f780941f13-450x320.webp)







ثبت دیدگاه علمی و آموزشی