خبرگزاری تسنیم، احمد ابراهیمی پژوهشگر تاریخ و بقیع پژوه از گروه مردمی بهشت بقیع: اقلیت شیعیان مدینه منوره را نخاوله مینامند. ظاهراً به جهت پیشه و شغل پدران آنها که با درخت نخل و خرما سر و کار داشتهاند به این نام مشهور شدند، هم اکنون محلی به نام حسینیه و یا مسجد شیعیان در قسمت جنوبی شهر مدینه وجود دارد که متعلق به این اقلیت شیعه است در کنار آن یک نخلستان و یک چاه آب وجود دارد که حجاج و زائران مدینه به آنجا میروند و در آن مسجد آن نماز میخوانند.
در حدود دویست سال پیش زائران ایرانی ترجیح میدادند برای اسکان به این منطقه بروند و در خانههای اهالی نخاوله سکونت داشتند، اما امروزه با طرح متمرکز اسکان حجاج ایرانی در هتلهای مدینه، مسجد شیعیان قسمتی از زیارت به اصطلاح دوره شده است. شیعیان این منطقه همیشه با ایرانیها ارتباط نزدیک و خوبی داشتند و به ایران هم سفر میکردند.

سید محمد تقی طالقانی
ظاهراً در ایام حج سال 1306 خورشیدی مرجع عالیقدر شیعیان حضرت آیت الله سید حسین طباطبایی بروجردی به همراه آیت الله صاحب الفصول حائری به سفر حج میروند و در این سفر آیت الله بروجردی با شیعیان نخاوله و مشکلات آنها آشنا میشود. چند سال بعد و در سال 1330 خورشیدی، شیعیان نخاوله طی درخواستی از آیت الله العظمی بروجردی درخواست میکنند شخصی به عنوان نماینده و سرپرست برای آنها معرفی کند. ایشان هم سید محمد تقی سادات آل احمد طالقانی اورازانی را معرفی میکند.
سید محمد تقی ملقب به کمال الدین متولد سال 1280 خورشیدی بود. علت نام گذاری وی به جهت این بوده که حدود هشت ماهی بعد از فوت پدربزرگش به دنیا آمده است و پدرش سید احمد او را به نام پدر خود نامگذرای کرده است. سید محمد تقی برادر جلال آل احمد است و در میان فرزندان سید احمد تنها کسی است که به کسوت پدر درآمده و طلبه میشود، مقدمات حوزه را در مدرسه خان مروی میگذراند و نزد همشهری خود سید هادی طالقانی در نجف میرود و از شاگردان نخبه مرحوم اصفهانی مرجع تقلید زمان میشود، او تنها یک فرزند پسر به نام سید محمد علی داشته است که مانند پدر طلبه میشود.

سید احمد طالقانی اورازانی پدر جلال آل احمد و سید محمد تقی
ظاهراً در اواخر سال 1330 خورشیدی آیت الله العظمی بروجردی سید محمد تقی آل احمد را به عنوان نماینده خود به مدینه اعزام میکند و سید محمد تقی با حسن اخلاقی که داشته به زودی محبوب شیعیان نخاوله میشود. اخلاق خوش و رفتارهای دوستانه و پرمحبت او زبانزد همه میشود تا جایی که منزل او در مدینه محل مراجعه همیشه شیعیان میشود. تا قبل از آن شیعیان مدینه نماز جماعت پررنگ و منظمی نداشتهاند، اما با حضور او تمامی نمازها به جماعت برگزار میشود و این اقدامات باعث دلگرمی شیعیان مدینه میشود. سید محمد تقی که دیگر او را کمال الدین مینامند، تلاش میکند مقبره امامان معصوم در بقیع را بازسازی کند و برای این مهم اقداماتی را نیز انجام میدهد، اما به دلایلی موفق نمیشود و با مخالفت مسئولان دولت سعودی مواجه میشود، منتها دست از تلاشهای خود بر نمیدارد.

جلال آل احمد در کنار برادر سید محمد تقی طالقانی
سید محمد تقی حدود 18 ماه از حدود آبان ماه سال 1330 تا اردیبهشت سال 1332 در مدینه بوده و شیعیان را سرپرستی میکرده است، اما به ناگاه در تاریخ هفتم اردیبهشت ماه سال 1332 در مدینه منوره درگذشت و از دنیا رفت.
در خصوص علت مرگ سید محمد تقی شایعات زیادی وجود دارد. برادر کوچک او سید شمس الدین سادات آل احمد بیان میکند به دعوت حاکم مدینه به یک مهمانی میرود و در آنجا قهوهای مینوشد و فردا صبح جان به جان آفرین تسلیم میکند. در یکی از اسناد تاریخی و در نامه تنظیم شده برای وزارت خارجه ایران چنین نوشته شده: ترتیب فوت آن مرحوم چنین بوده که روز دوشنبه هفتم اردیبهشت جارى، حال وى بسیار خوب بوده و غروب مطابق معمول، نماز جماعت را بجا آورده و شب شام خورده و وقت همیشگى خود، سر را بر بالین گذاشته و صبح هم سالم از خواب برخاسته، ولى پس از زمان کوتاهى اظهار کرده که حال وى خوب نیست و احتیاج به استراحت دارد و دراز کشیده است و چون حالت استفراغ داشته، خانواده وى نگران شده پزشک مىآورند و پزشک پس از آنکه مىرسد و وى را معاینه مىکند، مىگوید مدتى است که وى فوت کرده است و معلوم نیست که طبیب، علت فوت را چه بیمارى تشخیص داده بوده است.
جلال آل احمد یازده سال بعد به سفر حج میرود و کتاب «خسی در میقات» را به عنوان یک سفرنامه از این سفر منتشر میکند. در قسمتهایی از این کتاب به برادر خود سید محمد تقی (کمال الدین) اشاراتی دارد. مثلاً وقتی برای اولین بار در تاریخ دوشنبه 24 فروردین 1343برای زیارت بقیع شریف میرود، مینویسد :
صبح رفتم بقیع، آفتاب که میزد من اثر سنت را در خاک میجستم و قبل از همه اثر بردارم را، اما هیچ اثری و علامتی. وقتی گور چهار امام شیعه و گور عثمان و زنان و فرزندان پیغمبر بی نشان افتاده، برادر من دیگر کیست؟ دو روز بعد در روز چهارشنبه 26 فروردین چنین مینویسد:
و امروز این احمد بن وائل آمده بود سراغ مان، پیشکار برادرم بوده، یا راهنمای محلی او و تا لحظه دفن با او، مردی سیاه و دراز و قبراق و پنجاه ساله و بذله گو. او هم نمیدانست برادرکم به چه دردی مرده، شب جایی مهمان بوده وصبح زنش او را خبر کرده که خودت را برسان، اما دیگر کار از کار گذشته بوده
و در ادامه بیان میکند:
عصر رفتم سراغ یکی از باغهای حومه مدینه، شرقی محل اقامتمان برای استحمام . . . جوانکی آمد کوتوله و آفتابه به دست، و السلام علیک جئت للاستحمام. خندهای کرد و بعد تفضل که اسکانس را دراز کردم، نگرفت و گفتم چرا ؟ معلوم شد شیعه است. گفتم : نخاولهای؟ گفت: آری . . . و بعد انکشف که برادرم را میشناسد و احوال پسرش را میگرفت. در سنی بود که میتوانست هم بازیاش بوده باشد و اسمش عباس …
سید محمد تقی آل احمد پس از شهادت در دو سه متری قبور ائمه بقیع علیهم السلام دفن میشود.
در لابه لای اسناد تاریخی نیز به موضوع سید محمد تقی آل احمد اشاره شده است، در اینجا دو سند تاریخی مربوط به اسناد وزارت خارجه برای اولین بار منتشر میشود.

سند اول:
تاریخ تحریر : 1330/10/19
وزارت امور خارجه
حضرت آیت الله العظمی حاج حسین برورجری مد ظله العالی
گزارش واصله از سفارت شاهنشاهی ایران در جده حاکی است حضرت آقای سید محمد تقی طالقانی که از طرف آن جناب برای هدایت و سرپرستی جماعت نخاوله مقیم مدینه طیبه اعزام گردیده از حسن اخلاق و رفتاری که فطری ایشان است موقعیت خوبی را در میان آن جماعت برای خود احراز نموده و با کمال جدیت وظائفی را که درباره ترویج دین مبین اسلام و احکام مربوطه به آن عهدهدار شدهاند؛ لذا ادامه داده و به وضع آبرومندی مشغول زندگانی میباشند و در حقیقت بهترین انتخابی است که در مورد ایشان به عمل آمده است. این کمیسیون مفتخر است که این مأموریت را تقدیر نموده و آمادکی خود را برای اجرای دستورات شرعی آن جناب اعلام دارد. ضمناً باستحضار عالی میرساند از طرف سفارت شاهنشاهی ایران اقداماتی نسبت به معرفی شخص موصوف به مقامات رسمی معمول گردیده است.
معاون وزارت امور خارجه و رئیس کمیسیون دائمی حج – فضل اله نبیل

سند دوم:
تاریخ سند : 27/2/1333
سفارت شاهنشاهی ایران جده
وزارت امور خارجه – اداره اول سیاسی – کمیسیون دائمی حج
به طوری که استحضار دارند پس از فوت حضرت آقای حاج سید محمد تقی طالقانی نماینده حضرت آیت الله العظمی حضرت آقای حاج آقا حسین بروجردی در مدینه منوره که در هشتم اردیبهشت ماه 1332 رخ داد. تا کنون برای اشغال مرکز مزبور وارد مدینه منوره نشده بود و از طرف شیعیان مدینه مرتباً به حضرت آیت الله العظمی مراجعه و تقاضا میشد یک نفر برای آنان ارسال شود تا اینکه چندی قبل از طرف حضرت آیت الله العظمی حضرت حجت الاسلام آقای حاج سید میر احمد لواسانی که از علمای اعلام است برای راهنمائی و سرپرستی شیعیان مدینه منوره معین و در آخر ماه شعبان به مدینه منوره وارد و مشغول راهنمائی شیعیان شدند. چون آقای لواسانی هنگامی که در دمشق تشریف داشتند، نامهای به این سفارت شاهنشاهی فرستادند و کمکهایی خواسته بودند. سفارت در موقع خود با تماس با مامورین مربوطه و کفیل وزارت خانه سعودی اقدامات شایسته به عمل آورد و در آینده نیز از هر گونه راهنمائی و کمک نسبت به مشارالیه کوتاهی نخواهد شد. کاردار – جعفر رائد
انتهای پیام/









![Runway از «مدلهای جهانی عمومی» بهعنوان آینده هوش مصنوعی رونمایی کرد [تماشا کنید]](https://eaedu.ir/wp-content/uploads/2026/01/runway-d8a7d8b2-d985d8afd984d987d8a7db8c-d8acd987d8a7d986db8c-d8b9d985d988d985db8c-d8a8d987d8b9d986d988d8a7d986-d8a2_695f780941f13-450x320.webp)




ثبت دیدگاه علمی و آموزشی