شنبه, ۱۸ مهر , ۱۴۰۵ Saturday, 10 October , 2026 ساعت تعداد نوشته های امروز : 14×

تیتر اخبار آکادمی

بهترین شبیه‌ساز پلی استیشن ۳ برای اندروید اکنون در پلی‌استور در دسترس است رئیس سابق پلی‌ استیشن خواهان عرضه بازی‌های بیشتری با مدت‌زمان ۲۰ تا ۲۵ ساعت است جلسه دادگاه پرونده کارکنان اخراجی راکستار برای توضیح اینکه «جیسون شرایر کیست» متوقف شد سلامت روان پس از بحران؛ چگونه آرامش را به زندگی بازگردانیم؟ پلی‌استیشن با دردسر ‌ماژول‌های تقلبی DualSense Edge روبه‌رو شده است کنکوری های رشته محور موفق تر اند رتبه ۷۸ کنکور تجربی در جاسک تجلیل شد دشمنان کشته شده در Phantom Blade Zero احیا نمی‌شوند نقدها و نمرات بازی Clive Barker’s Hellraiser: Revival منتشر شدند خالق Devil May Cry و Bayonetta: زنان برای کارگردانی مناسب نیستند! ورزش کودک را بااعتمادبه‌نفس‌تر می‌کند به فرزندتان «حق السکوت دیجیتال» ندهید انتخاب رشته کنکور چقدر آب می‌خورد؟ از 245 هزار تا 30 میلیون تومان تعداد بازیکنان ARC Raiders به بالاترین میزان خود در ۶ ماه اخیر رسید بازی Resident Evil Requiem در ابتدا قرار بود یک عنوان آنلاین باشد آمارها از کاهش ۹ درصدی هزینه‌کرد گیمرها در ماه آگوست در آمریکا حکایت دارد کپکام درباره نحوه استفاده از هوش مصنوعی در RE Engine توضیح داد تریلر زمان عرضه کالکشن جامع Kingdom Hearts Collection [I ~ III] منتشر شد موبایل را ابزار سرگرم کردن و ساکت کردن کودک نکنیم تاثیر مشکلات جفت بر خطر بیش فعالی فقط با افزایش تعداد روان‌پزشکان و روان‌شناسان، مسئله خودکشی حل نمی‌شود فرهادی: برای بهبود معیشت معلمان برنامه داریم؛ دروغ پردازی استعفای جمعی شایعه: نسخه GOTY بازی Battlefield 6 در تاریخ ۲۱ مهر عرضه خواهد شد زمان اعلام نتایج نهایی کنکور مشخص شد مسیر موفقیت رتبه ۱۰ ریاضی؛ برای کنکور زندگی تعطیل نشد ایکس باکس: بتل‌نت با برنامه‌های توسعه ما می‌تواند با استیم رقابت کند نسخه Director’s Cut بازی Watch Dogs Legion چه تغییرات و محتوای جدیدی خواهد داشت؟ کارگردان سابق Halo به توهین بنیان‌گذار ایکس باکس پاسخ داد بخش آنلاین Bloodborne به PC آمد جیلبریک و شبیه ساز PS5 می‌تواند ۱ میلیارد دلار به درآمد GTA 6 خسارت بزند گزارش: کنترلرهای آینده سونی مقاومت آنالوگ‌ها را متناسب با بازی تغییر خواهند داد ماه و سیارک‌ها «تنگه هرمز انرژی» در آینده جهان خواهند بود پیشگیری از خودکشی نیازمند توجه همزمان به سلامت روان، شرایط آموزشی و کیفیت زندگی دانشجویان است تفاوت پرحرفی سالم و مرضی از نظر روانشناسی طراح سابق راکستار از ایده ماموریتی با ببر خانگی در GTA 6 پرده برداشت هر آنچه باید در مورد بخش داستانی Call of Duty: Modern Warfare 4 بدانید لشکر روبات‌ها کارگران ساختمانی را بیکار می‌کنند کاهش ریسک سرمایه‌گذاری برای حضور بخش خصوصی در صنعت فضایی دانش‌آموز جاسکی رتبه ۷۸ کنکور تجربی را کسب کرد مشاوران مبعوث؛ پیشگامان هدایت آگاهانه و انتخاب رشته کنکور پورت غیررسمی Gears of War 3 برای PC اکنون به طور کامل قابل بازی است یادداشت|سهم 60 درصدی درس‌های نهایی در کنکور کجاست؟ جنگ پنهان به کتاب آمادگی دفاعی رسید؛ روایت جدید از دفاع مقدس واکنش هیدئو کوجیما به پورت غیررسمی بازی P.T. که به‌صورت بومی روی رایانه‌های شخصی اجرا می‌شود کنکور در سایه جنگ؛ روایت «رضوان» از مسیر رسیدن به رتبه ۱۱ ارتباط برداشتن گام‌های بیشتر و سلامت روان نوجوانان معیشت معلمان در وضعیت مطلوبی نیست/افزایش حقوق نیازمند تأمین منابع راکستار فصل هالووین را در Red Dead Online آغاز کرد راهی برای تجربه GTA 6 روی کامپیوتر پیدا شد؟ ایکس باکس حق انحصاری استریم بازی را به‌دست آورده است دنی اسدی، موسیقی‌دان ایرانی، آهنگساز بازی Castlevania: Belmont’s Curse خواهد بود

جهان چندقطبی، ذهن تک‌قطبی؛ درباره افول مرکز، استقلال و ترس از رهایی
1405-07-17
شناسه : 48085
بازدید 8
♥0

یک کارشناس در یادداشتی با عنوان «جهان چندقطبی، ذهن تک‌قطبی»، درباره افول مرکز، استقلال و ترس از رهایی، به ارائه تحلیل پرداخته است.

ارسال توسط :
پ
پ

یادداشت مهمان_ ایمان ملک، دانشجوی کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی دانشگاه شهید بهشتی؛ سیر حرکت تاریخ همیشه آهسته و پیوسته اتفاق نمی‌افتد، گاهی دهه‌ها در چند سال فشرده می‌شود و جهانی که دیروز بدیهی به نظر می‌رسید، ناگهان امروز پرسش‌برانگیز می‌شود. ما در یکی از همین لحظه‌ها ایستاده‌ایم. نظمی که پس از جنگ جهانی دوم با زور، پول و رسانه تثبیت شد، اکنون ترک می‌خورد. نه به این معنا که جهان عادلانه‌تر شده است، بلکه به این معنا که دیگر یک مرکز مطلق وجود ندارد. قدرت‌های نوظهوری شکل گرفته‌اند، اما مهم‌تر از آن‌ها، اراده‌هایی است که دیگر نمی‌خواهند ذیل هیچ بلوکی تعریف شوند. ملت‌ها می‌خواهند با احترام دیده شوند، نه با تحقیر، می‌خواهند شریک باشند، نه ابزار. این نه یک ماجراجویی سیاسی، بلکه یک تغییر در فهم هستی انسان است.

این فهم تازه که امروز جهان نسبت به نظم تک‌قطبی پیدا کرده، محصول همان نقطه‌ای است که ۴۷ سال پیش امام در این سرزمین رقم زد. انقلاب اسلامی ایران، پیش از آن‌که یک پدیده صرفاً جغرافیایی باشد، یک ایده بود: نه شرقی، نه غربی. اما این شعار را نباید به دو پایتخت فروکاست. معنای عمیق‌ترش این بود که من نه تنها فقط به آمریکا و شوروی نه نمی‌گویم؛ به هر صورتی از استیلا، چپاول، استثمار و استعمار نه می‌گویم. من یک ملت با تاریخ، فرهنگ و تمدن هستم. محتاج نسخه‌های وارداتی نیستم که هویت مرا از من بگیرند و جای آن، مصرف‌کننده و تماشاگر بسازند. این استقلال، دعوت به انزوا نبود. ایران می‌خواست با دنیا رابطه داشته باشد، اما رابطه‌ای که در آن، هویت و اراده‌اش به رسمیت شناخته شود. هر رابطه‌ای که این را نپذیرد و کماکان برای ما سلطه بخواهد ما با ایمان خود جلوی تمام دنیای سلطه می‌ایستیم.

این ایده، به دنبال تکثیر خود هم بود؛ اما این به معنای سلطه بر بلاد دیگر نبود. ایده انقلاب خود می‌خواست به ملت‌هایی که سال‌ها زیر چتر غرب و شرق نفس کشیده بودند، بفهماند استقلال و آزادی نه امتیاز، بلکه حق بدیهی و واجب است. انسان تحت سلطه، فقیرترین موجود این عالم است؛ چون نه تنها مالک زمین و ثروت نیست، بلکه مالک اراده و روایت خود هم نیست. پس صدور این ایده، دعوتی به آزادی و استقلال بود و هیچ هدفی مبنی بر استیلا و کشورگشایی در آن وجود نداشت. تفاوت دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد؛ اینجاست که جریان سلطه می‌گوید من مرکز هستم و تو حاشیه و اراده و روایت من است که راهبر تو خواهد بود و در مقابل آزادی و استقلال است که تو را به این طرح دعوت می‌کند که خود مرکز اراده هستی و ایده و روایت خودت را خارج از تأثیر بیرونی می‌توانی روایت کنی.

این ایده، امروز به نقطه‌ای رسیده که نظم جدید نه در حاشیه تاریخ، بلکه در متن آن، با سرعتی شتابان در حال شکل‌گیری است، و ایران در این گذار، نه تماشاگر است و نه صرفاً بازیگری در حاشیه، بلکه با ظرفیت جغرافیایی‌اش که چهارراه تمدن‌هاست و با میراث فرهنگی‌اش که هزاران سال نفس کشیده، و با سرمایه انسانی‌اش که در سخت‌ترین فشارها مقاومت کرده و پیشرفت کرده است، این ملت با تمام ظرفیت‌های خود یکی از شتاب‌دهنده‌های این تغییر است. اما این نقش، بهای خود را نیز داشته است، بهایی که تنها در آمار و ارقام نمی‌گنجد. از دست دادن رهبری بی‌همتا، فرماندهان و مردم، که در راس آن‌ها کودکان مظلوم میناب و لامرد بودند. همه این‌ها زخم‌هایی است که بر پیکر یک ملت نشسته، اما او را از پای نینداخته است.

در این نقطه بود که با وجود پیکر زخمی، این ملت هویت خود را فراموش نکرد و به خیابان‌ها آمد و با رهبر جوانی که عصاره و چکیده هویت ایرانی-اسلامی است، همراه شد. هویتی که در زمان دو رهبر بزرگ پیشین نیز عصاره و چکیده خود را نمایان کرده بود، اما اکنون به بلوغ رسیده و از دل خود برخاسته و توانسته چنان شخصیتی را به مردم نشان دهد که دل‌ها آرام گیرد و مردم بفهمند که این واقعاً نخبه‌ترین، اصیل‌ترین و امام‌ترین شخصیتی است که این مسئولیت را بر عهده می‌گیرد. این پذیرش عمومی نیز از همین روست و در ادامه با ظهور عملی مفهوم امت و امام، سدی ساختند که دشمن در برابر آن به بن‌بست رسید. این سد از چنان اراده‌ای ساخته شده بود که آمریکا همه ابزارهایش را به میدان آورد از تحریم، جنگ، رسانه و فریب تا فشار اقتصادی و نفاق داخلی، اما هر یک از این ابزارها در برابر این سد، نتوانست کاری از پیش ببرد.

اینجا است که تغییری بنیادین رخ می‌دهد: پرسش دشمن از چگونه بر ایران مسلط شویم؟ به چگونه از درون، این اراده را بشکنیم؟ تغییر می‌کند. این تغییر پرسش، تصادفی نیست. کسی که می‌تواند از بیرون مسلط شود، هرگز به شکستن از درون پناه نمی‌برد. پناه بردن به درون، اعتراف به ناتوانی از بیرون است.

پس همین جابجایی در پرسش، خود گواهی است بر آن‌که ایران، با وجود همه زخم‌ها و هزینه‌ها، از موضع قدرت ایستاده است، نه از موضع ضعف؛ و آمریکا، این را بیش از هر کس دیگری

می‌داند.

اما عجیب اینجاست، با همه این تغییرات، برخی از ذهن‌ها کماکان تغییر نکرده است. هنوز همه چیز را نسبت به آمریکا می‌سنجند. گویی اگر با آمریکا کنار بیاییم، با جهان کنار آمده‌ایم. گویی اگر آمریکا راضی باشد، ما در فرایند جهانی قرار گرفته‌ایم. این ذهن، آمریکا را نه یک قدرت در حال افول، بلکه مرکز ثقل هستی می‌بیند. حتی وقتی خود آمریکا هم کم‌کم پذیرفته که دیگر تنها الگوی توسعه و تنها مرکز جهان نیست، این جماعت نمی‌خواهند بپذیرند. سیاست‌مداران آمریکایی در ادامه این تضعیف قدرت جهانی دائماً می‌گویند ما باید برگردیم به دوره استعمار کلاسیک؛ اصلاً ربودن مادورو به عنوان رئیس‌جمهور ونزوئلا عملی در همین راستا بود. دست به هر کاری می‌زنند تا ثابت کنند که هنوز هستند.

این جا است که انسان یاد دیالکتیک سوردل می‌افتد، کودکی را تصور کن که کار خطایی کرده و مادرش او را کتک می‌زند. کودک از ترس کتک‌های بیشتر، به بغل همان مادر پناه می‌برد. اما اگر آن مادر دیگر مرده باشد، پناه بردن به او، پناه بردن به یک جسد است. ترس از کتک، ترس از چیزی است که دیگر وجود ندارد. برخی در ایران، نه غرب‌زده، که آمریکازده‌اند. نمی‌خواهند بپذیرند آن مادر مرده است. هنوز از آن کتک گذشته می‌ترسند، هنوز نمی‌خواهند از بغل او جدا شوند. گویی اگر جدا شوند، تمام وجودشان فرو می‌ریزد. اما فروپاشی یک توهم، پایان نیست؛ آغاز یک اتفاق تازه است.

باید طرحی نو انداخت. باید قدرت را در همه مؤلفه‌ها دید و روایت کرد. باید از خود پرسید: اگر آمریکا مرکز جهان نیست، ما چه نسبتی با جهان داریم؟ اگر استقلال یعنی رابطه با احترام، پس زبان این رابطه به چه شکل است؟ اگر نظم جدید در حال شکل‌گیری است، سهم ما در ساختن آن چیست؟

اکنون مسئله فقط این نیست که آمریکا در حال افول است. مسئله این است که ما با چه تصویری از جهان، خود و آینده می‌خواهیم بسازیم. اگر آن تصویر همچنان با آمریکا می‌پسندد یا نمی‌پسندد گره خورده باشد، استقلال در سطح شعار می‌ماند. استقلال وقتی واقعی می‌شود که در اقتصاد، آموزش، فرهنگ، دیپلماسی و حتی زبان روزمره ما بازتولید شود.

جهان چندقطبی شده است. اما ذهنِ تک‌قطبی، دیرتر از جهان عوض می‌شود. و این، شاید بزرگ‌ترین چالش امروز ما باشد.

ثبت دیدگاه علمی و آموزشی

  • دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.