به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، صدای تنبور که در تالار وحدت پیچید، انگار قرار نبود فقط موسیقی شنیده شود؛ بخشی از یک خاطره قدیمی هم قرار بود دوباره زنده شود. شامگاه یکشنبه 29 شهریورماه، گروه تنبورنوازان «نسل خلیل» به سرپرستی هژیر مهرافروز روی صحنه رفت؛ اجرایی که در کنار موسیقی، با سماع، تکنوازی و روایتهایی از عشق، دلتنگی و خاطره همراه شد.
«نسل خلیل» این بار با همراهی گروه پرفورمنس «جریان» به تالار وحدت آمده بود تا مجموعهای از قطعات را برای مخاطبان اجرا کند؛ قطعاتی که از «ناز آفرین» و «شراب ارغوانی» آغاز شد و در ادامه به «گوش کشان»، «بهار شهریار»، «شاهسواروخت»، «دست افشان»، «کنج میخانه»، «نبود چنین…»، «تو مرو» و «بخت عاشقان» رسید.

در میان این قطعات، آهنگسازی «شاهسواروخت» و «بخت عاشقان» را سیدسلمان حسینی برعهده داشت؛ اما آنچه به اجرای شب رنگوبوی دیگری بخشید، حضور ساز تنبور در کنار حرکت و سماع و تکنوازیهایی بود که فضای برنامه را از یک اجرای گروهی صرف فراتر برد.
در بخشی از کنسرت، شکیب تیموری تکنوازی تنبور داشت و یک رقصنده سماع نیز او را همراهی کرد. پس از آن، هیرمان یساولی با ساز عود و سعید میرزاحسینی با نی، هرکدام تکنوازیهایی را اجرا کردند تا رنگ صوتی برنامه تنوع بیشتری پیدا کند.
اما شاید مهمترین بخش شب، جایی شکل گرفت که هژیر مهرافروز پس از اجرای چند قطعه، برای دقایقی ساز را کنار گذاشت و با مخاطبان سخن گفت؛ سخنانی که بیش از آنکه توضیحی درباره کنسرت باشد، روایتی شخصی از مسیر او با موسیقی و تنبور بود.

خاطرهای که به تالار وحدت بازگشت
مهرافروز از سالهایی گفت که کودک بود و به دعوت یکی از اعضای گروه شمس، همراه پدرش به تالار وحدت آمده بود. آنچه از آن شب برایش باقی مانده، بیش از هر چیز صدای تنبور و حضور سیدخلیل عالینژاد بود؛ کسی که سالها بعد نامش در عنوان گروه «نسل خلیل» نیز تداوم پیدا کرد.
او از ایستادن در میان جمعیت و خیرهشدن به اجرای تنبورنوازان شمس گفت؛ از کودکی که محو صدای تنبور شده بود و شاید همان کودک، سالها بعد روی صحنه تالار وحدت ایستاد تا ادامه همان رؤیا را دنبال کند.
مهرافروز در روایت خود از سیدخلیل عالینژاد به عنوان کسی یاد کرد که آن سالها او و پدرش را به این «خانه» دعوت کرده بود؛ خاطرهای که حالا، سالها بعد، در همان تالار دوباره بازگو میشد.
از دلتنگی تا همصدایی
بخش دیگری از صحبتهای مهرافروز اما از خاطره شخصی فاصله گرفت و به سالهای دشواری رسید که بر زندگی و فعالیت هنری او سایه انداخته است.
او به اجرای گروه آیان در یکم بهمنماه 1398 در تالار وحدت اشاره کرد؛ اجرایی که پس از حادثه پرواز PS752 و در آستانه دورهای از اتفاقات دشوار برگزار شده بود. پس از آن، کرونا و دوری و دلتنگی ناشی از آن آمد و در سال 1400 نیز مهرافروز سوگوار درگذشت مادرش شد.
به گفته او، سال 1401 دو شب از «تنبورنوازان نسل خلیل» در همین تالار رونمایی شد؛ اما پس از آن نیز اتفاقات اجتماعی آن سال و موج دیگری از دوری و دلتنگیها ادامه پیدا کرد.
مهرافروز در ادامه، به فشارهای اقتصادی و شرایط دشوار زندگی اشاره کرد، اما تأکید داشت که نمیخواهد این مسائل فضای آن شب را تحت تأثیر قرار دهد. او از مخاطبان خواست تضادها و تلخیهای جهان بیرون را برای ساعتی بیرون از این خانه بگذارند و در فضای عشق، همدلی و اتحاد، با موسیقی همراه شوند.
این درخواست شاید خلاصهای از حالوهوای بخش دوم کنسرت بود؛ جایی که موسیقی نه صرفاً برای شنیدن، بلکه برای فاصله گرفتن موقت از بیرون و رسیدن به نوعی همصدایی شکل گرفته بود.

نجوا در پایان شب
در بخشهای پایانی، هژیر مهرافروز با ساز «نجوا» در کنار طبلا به اجرای دونوازی پرداخت؛ اجرایی که از نظر رنگآمیزی صوتی با بخشهای پیشین تفاوت داشت و پایانبندی متفاوتی برای این شب رقم زد.
در نهایت، «نسل خلیل» شبی را در تالار وحدت پشت سر گذاشت که در آن تنبور تنها یک ساز نبود؛ گاهی حامل خاطره بود، گاهی همراه سماع شد و گاهی بهانهای برای گفتن از فقدان، دلتنگی و امید. شبی که از خاطره یک کودک در برابر اجرای تنبورنوازان شمس آغاز شد و سالها بعد، همان کودک را در قامت هنرمندی روی صحنه آورد تا روایت خود را با صدای تنبور ادامه دهد.
عکاس: مهدی نصیری
انتهای پیام/

















ثبت دیدگاه علمی و آموزشی