خبرگزاری تسنیم، محمدباقر صنیعی منش: بازگشت هنرمندان از آنسوی آبها به وطن، ورای تمام تحلیلها یک نکته بسیار مهم و خاص دارد که گویا تنها درباره ایران ما صادق است. اتفاقی که در مقیاس و مختصات اجتماعی ایران، کمتر نمونه مشابهی برای آن میتوان یافت و آن عبارت است از: ماندن هنرمندان در کنار مردم در زمان جنگ و بمباران.
از آن سو جالبتر اینکه هنرمندانی که در راحتی و آسایش و دور از بمباران زندگی میکردند، تصمیم به بازگشت میگیرند! اتفاقی که بعید است در هیچ جای دنیا تکرار شود. وطن و عشق به میهن عنصر عجیبی در فرهنگ و تمدن ایرانیان است که آنها را با هر سلیقه و اختلافی دور خود جمع میکند. در زمانی که با وجود دشمنی خونخوار که امکان دارد هر لحظه تصمیم دیگری بگیرد، بازگشت هنرمندان برای اینکه در کنار مردم و کشور خود باشند تنها شایسته تقدیر و تشکر نیست، بلکه باید آن را به مثابه یک اتفاق تاریخی و بزرگ در عرصه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور دانست.
نباید از این قضیه به سادگی عبور کرد و به آن از ابعاد گوناگون پرداخت، کار رسانهای، علمی و پژوهشی کرد. آنچه بر گرده اصحاب رسانه است این است که این موضوع را در حدی تبیین و بیان کنند که جهان بداند در روزگاری که اهالی جزیره اپستین به مملکت ما هجوم آوردند، انسانهایی هستند که وطن و میهن برایشان حرف اول و آخر است و از سایه آرامش خارج کشور به وطن زیر بمباران بازگشتهاند.
اما آنها صرفاً مهمانی چند روزه نیستند بلکه سرمایههایی هستند بازگشتهاند و بهمراه خود ابعاد کوچک و بزرگی برای تحلیل و بررسی دارند.
قبل از هرچیز درباره آنان چه برنامه و چه آیندهای در نظر داریم؟ مدیریت ستارهها و چهرههای فرهنگی و هنری امری است که باید آن را سهل ممتنع نامید شاید در نگاه اول ساده باشد و با یک یا چند اجرا یا برگزاری نمایشگاه و ساخت فیلم بتوان حمایت یا ادامه زیست فرهنگی آنان را نشان داد اما آیا واقعاً همه چیز به همین سادگی است؟!
پاسخ غیر از این است؛ باید هنرمندانی که از خارج بازمیگردند در یک فضای تعاملاتی و سازنده با نهادهای فرهنگی و ناظر به زیست فرهنگی خود ادامه دهند. کشور امروز بیش از هر وقت دیگر هم به روایتگری نیاز دارد و هم به حفظ آرامش، وحدت و نظم افکار. از این رو، در چنین شرایطی، هنر و رسانه فقط ابزار سرگرمی نیستند؛ بخشی از قدرت نرم کشور برای روایتگری، آرامسازی فضای اجتماعی و تقویت انسجام عمومیاند.
از سوی دیگر هنرمند نیز به بستر تولید (امکانات، مخاطب انبوه و بازار داخلی) نیازمند است. زیرا زیستبوم او در این فضا تعریف میشود و اگر از او عرصه فعالیت هنری گرفته شود عملاً نابود میشود. همچنین نباید این بازگشت باعث شود آنها از رفت و آمد به خارج از کشور ممنوع شوند و مثل از اینجا رانده و از آنجا مانده شوند. آنها حق دارند که هر وقت خواستند به خارج از کشور بروند و هر وقت که دوست داشتند آزادانه به وطن خود مانند هنرمندان دیگر بازگردند.
نکته بعد توجه به بازار این هنرمندان است. طبیعتاً بعد از عمری فعالیت در خارج آنها میتوانند به چهرههای پرسودی برای کشور تبدیل شوند. اما باید این روند باعث شود تا یکباره دیگر هنرمندان از اوج به پایینترین جایگاه سقوط کنند. اینجا مدیریت بازار عرصه مهمی است که برعهده مدیران فرهنگی و همینطور نهادهای صنفی هنری کشور است. باید به شکلی این فضا مدیریت شود که هرکس عادلانه در جایگاه حقیقی خود بایستد بدون اینکه در حق دیگری جفایی شود.
مسأله مهم توجه به این موضوع است که همه آنها وطن را انتخاب کردهاند نه الزاماً نظام سیاسی را اما این انتخاب، زمانی انجام شده که نظام سیاسی بیش از هر وقت دیگر حامی و پشتیبان وطن است و هنرمندان بازگشته این واقعیت را میدانند. بنابراین میتوان با صدای بلند از نوعی توجه و همراهی و یا همدلی میان آنان با نظام سیاسی صحبت کرد؛ چیزی که باید آن را به مثابه یک فرصت طلایی و تکرار نشدنی دید. شاید این شرایط دیگر تکرار نشود. امیدی که با بازگشت برخی از چهرهها برای طبقه متوسط و ضعیف جامعه ایجاد شده، میتواند نحیف و شکننده باشد. نوع برخورد و مواجهه با هنرمندان نه باید طوری باشد که دلشکسته از رفتارهای نظارتی شوند و نه اینگونخ که یکباره از امتیازات ویژهای در نسبت با دیگر هنرمندان برخوردار شوند و فضای هنری دچار تبعیض شود.
موج بازگشت نه نقطهای برای پایانِ مهاجرت، بلکه بزنگاهی است که شاهد یک طراحی برای عرصه هنری و فرهنگی کاملاً جدید در آن هستیم. عرصهای که در آن هنر، هنرمند و مخاطب شکل دیگری به خود خواهد گرفت و باید به آغاز یک سیاست فرهنگی تازه تبدیل شود.
انتهای پیام/


















ثبت دیدگاه علمی و آموزشی