سه شنبه, ۱۰ شهریور , ۱۴۰۵ Tuesday, 1 September , 2026 ساعت تعداد نوشته های امروز : 0×

تیتر اخبار آکادمی

چرا ذهنمان خاطرات تلخ را بیش از خاطرات خوش تکرار می‌کند؟ علت شباهت زن و شوهرها پس از ازدواج چیست؟ تلسکوپ 4 میلیارد دلاری «رومنِ» ناسا تا لحظاتی دیگر پرتاب می‌شود تقویم رویدادهای روانشناسی همراه با آشنایی با معروفترین روانشناسان جهان در یک جدول نگاه روانشناسی و تربیتی به نقش پیامبر اسلام در تعلیم و تربیت و در الگودهی به کودکان ۲۰ مرکز سلامت روان جامعه‌نگر افتتاح شد مهار اضطراب و نشخوار فکری شبانه با تکنیک‌های شناختی – رفتاری آشنایی با مهمترین روانشناسان جهان در یک جدول آموزش فراگیر هسته اصلی آموزش و پرورش استثنایی است ابداع روبات‌هایی که در مجاورت نور تا ابد می‌جهند روزهای انتظار نتایج کنکور؛ رفتار درست والدین چیست فرسودگی شغلی فقط به دلیل زیاد کار کردن نیست!/ با این تکنیک ها انرژی خود را بازیابی کنید مادر شاغل نباید مدیر و مجری تمام جزئیات زندگی خانواده باشد نگرانی هایی که به این شکل باشند طبیعی نیستند/ وقتی مغز نمی‌تواند خاموش شود چگونگی کشف و شناسایی دانش‌آموزان تیزهوش در جهان ذهن شلوغ خود را روی کاغذ خالی کنید/ از کجا بنویسیم؟ بعد از یک اتفاق سخت با این تکنیک ها دوباره سرپا شوید نوشتن، حالم را بهتر می‌کند مهم ترین نکات درباره اختلالات شخصیت/ 5 گام برای شناخت الگوهای پایدار رفتاری و هیجانی دلسوزی کردن با شفقت ورزی متفاوت است/ مولفه های کلیدی برای شفقت ورزی در بحران ها درآمدی بر امنیت روانی و شالوده‌های آن در دوران کودکی پیوند میان روانشناسی و باورهای دینی کاظمی: مأموریت و ساختار نهضت سوادآموزی باید بازنگری شود غربالگری هوشمند آفلاتوکسین با سرعت ۱۰۰ فریم بر ثانیه پایان المپیک ربات‌های انسان‌نما/ از شکست انسان تا آزمون هوش تجسم یافته خیام و پایا؛ چشم تیزبین ایران برای پایش زمین و توسعه ملی پذیرش برگزیدگان المپیادهای جغرافیا و علوم زمین بدون کنکور ابلاغ شد بررسی علمی علت اختلاف بین روان‌شناسان و روان‌پزشکان در جهان معاشرت و ارتباطات اجتماعی؛ نسخه‌ای برای پیری سالم‌تر مغز علت فرار کودکان و نوجوانان از منزل چیست؟ چگونه توانستم میزان اضطراب جدایی دانش آموزان کلاس اول را کاهش دهم؟ دستگیری 84 متخلف و کلاهبردار کنکور سراسری توسط پلیس فتا المپیک ربات‌ها در چین؛ از شکست رکوردهای انسان تا آزمون توانایی مهارت تقلب کنکوری‌ها زیر تیغ قانون؛ از جریمه تا محرومیت مطالعه‌ای درباره بیماری موکنی! مهمترین رکوردهای المپیک رباتهای انسان‌نما/ از کارگری تا مسابقات ورزشی از سفیر تا سریر؛ مسیر تکامل پرتابگرهای ایرانی خاطرات فراموش‌شده چگونه بازمی‌گردند؟! عوارض سرکوب احساسات؛ از هجوم افکار در نیمه‌شب تا اضطراب بی‌دلیل المپیک ربات‌ها در چین/ از شکست رکورد سرعت دویدن تا مسابقه تنیس ربات انسان‌نما سوار بر اسب رباتی شد عوارض سرکوب احساسات روی بدن و روان شما؛ از از هجوم افکار در نیمه‌شب تا اضطراب بی‌دلیل درمان متمرکز بر تروما برای افراد دارای روان‌پریشی و PTSD تأثیر بازی علمی بر فعال شدن نیم کره راست مغز و ماندگاری بیشتر مطالب در حافظه رونمایی از ویلچر برقی خودران در دانشگاه امیرکبیر/نوآوری در دل محدودیت فناوری کالیبراسیون تجهیزات ناوبری هواپیما و کشتی بومی‌سازی شد سیاستگذاری اینوتکس و المپیک فناوری با تمرکز بر پیوند فناوری و سرمایه زندگی را به کنکور گره نزنید کارگاه‌های کاربردی رایگان برای اعضای سازمان نظام روانشناسی برگزار می‌شود علت سکوت مردان در مقابل خشونت خانگی همسران‌شان چیست؟

قصه «سرایگل»؛ خواهری که مادری کرد!
1404-11-26
شناسه : 17748
بازدید 166
33

«سرایگل شعبانی» زنی که دنیا چند بار بر سرش خراب شد، اما قامتش خم نشد.

ارسال توسط :
پ
پ
فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در فرهنگ ایثار، گاهی یک «خواهر» چنان وزنه سنگینی از مسئولیت را به‌دوش می‌کشد که قامت «مادرانه» به خود می‌گیرد. حکایت تلخ و باشکوه «سرایگل شعبانی»، خواهر شهید «صفرعلی شعبانی»، یکی از همین روایت‌های فراموش‌شده است؛ زنی که دنیا چند بار بر سرش خراب شد، اما قامتش خم نشد. او اگرچه زیر چتر حمایتی بنیاد نرفت، اما خودش برای چندین یتیم، سایه‌ای شد از جنس مهر مادر.

ماجرا از غربت و تنهایی او شروع شد. سرایگل در شرایطی پا به زندگی خواهر و برادرهایش گذاشت که مادر را بر بالین نداشت؛ مادرش هنگام وضع‌حمل جان داد، از آن روز، خواهر بزرگتر، هم مادر شد و هم پناه. او که خود تازه راهی خانه بخت شده بود، نگذاشت طعم یتیمی کام برادران کوچکش را بسوزاند، بار خانه و زندگی آنها را به‌دوش کشید و میان خانه خودی و خانه پدری، پاره پاره شد تا آنها سربلند بزرگ شوند، یکی از همین برادران که در دامان او پرورش یافت، «صفرعلی» بود؛ جوانی که بعدها در راه آرمان‌هایش به شهادت رسید،

اما قصه او فقط برادرش نبود، سرایگل حالا مادری بود با دامنی پر از محنت؛ فرزند خودش را هم در طبق اخلاص گذاشت و راهی میدان کرد، پسرش رفت و برای همیشه بازنگشت. او نه‌فقط خواهر شهید که «مادر شهید» هم بود. داغ رفتن برادر هنوز تازه بود و کهنه نشده، که زخم سنگین شهادت فرزند هم بر قلبش نشست.

آنچه این زن را میان انبوه مادران و خواهران شهدا متمایز می‌کند، نه‌فقط صبر که «عزت نفس» مثال‌زدنی‌اش بود، با اینکه در سال‌های سخت، زندگی را با دستانی خالی اداره می‌کرد، اما هیچ‌گاه برای ثبت در فهرست حمایتی بنیاد شهید، نام خود را مطرح نکرد. او که حق مسلّمش بود، به‌دلیل نوعی مناعت طبع و شاید خلوت‌گزینیِ برگرفته از عمق درد، هرگز زیر پوشش رسمی نرفت، گویی می‌خواست ثابت کند راهی را که برای شهدا انتخاب کرده است، برای خدا بوده و بس،

اما جنس این خواهر، فقط در صبر و تحمل خلاصه نمی‌شد. او همیشه به گلزار شهدا پناه می‌برد، میان مزارها، کنج خلوت و غریبی داشت؛ سر مزار برادرش «صفرعلی». از نگاه خسته‌اش مشخص بود اینجا تنها جایی است که می‌تواند بی‌پرده با خدایش حرف بزند و زخم‌های کهنه و تازه را رو کند، گاهی ساعتها می‌نشست و با دست، غبار روی سنگ مزار را پاک می‌کرد، همان‌طور که روزی غبار یتیمی را از چهره برادرانش پاک کرده بود.

حالا سال‌ها از آن روزها می‌گذرد، برادران کوچکش که آنها را قدکشیده، بزرگ‌شده و صاحب‌زندگی دیده، یادگار آن خواهرند، اما سرایگل هنوز همان زن گمنام بود؛ مادری که فرزندش را داده، خواهری که برادرش را داده بود، و انسانی که خودش را برای دیگران داد بی‌آنکه توقعی داشته باشد.

و انگار قرار نبود این قصۀ فراموش‌شده، پایانی جز پیوستن داشته باشد. سرایگل شعبانی، آن خواهرِ مادرگونه و آن مادرِ اسوه‌وار، جمعه 24 بهمن‌ماه، پس از تحمل یک دورۀ کوتاه بیماری، در حالی که هنوز غبار سال‌ها داغ بر شانه‌های نحیفش سنگینی می‌کرد، به همان دیار سفر کرد که برادر و پسرش سال‌ها پیش رهسپارش شده بودند.

او که هیچ‌گاه نامش در آمار رسمی نیامد، اما برای کسانی که او را می‌شناختند، سرایگل، نماد خواهری بود که قامتش بلندتر از هر کوهی بود؛ کوهی که اگرچه پشتش از بارِ داغ‌ها ترک خورد، اما هیچ‌گاه سر خم نکرد، گویا تقدیر چنین رقم زده بود که این بار، خودِ او میان مزارها ننشیند و دست نوازش بر سنگ مزار بکشد، بلکه خود، میزبان تازه‌ای شود در آن سوی عالم، جمعه‌ای که رفت، نه برای زیارت که برای وصال رفت؛ تا شاید بعد از این‌همه سال دوری، نفسش به نفس صفرعلی گره بخورد و در آغوش فرزندش آرام بگیرد.

پنجشنبه‌ها حالا دیگر کسی نیست کنار مزار صفرعلی بنشیند و غبار از روی سنگش پاک کند، اما سنگ مزار خودِ سرایگل، در گوشه‌ای از بهشت زهرا(ع)، شاید این بار میزبان خواهری باشد که قامتش آن‌چنان بلند بود که نه مرگ، که زندگی هم نتوانست خمش کند.

فائزه‌سادات پاکزاد

انتهای پیام/+

 
 

ثبت دیدگاه علمی و آموزشی

  • دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.