شنبه, ۲۷ تیر , ۱۴۰۵ Saturday, 18 July , 2026 ساعت تعداد نوشته های امروز : 0×

تیتر اخبار آکادمی

فرسودگی شغلی روانشناسان چیست؟ بررسی ابعاد و راه‌های مقابله سلامت روان دانشجویان در شرایط پساجنگ؛ محور نشست معاونان دانشجویی دانشگاه‌ها پژوهشی تازه درباره نقش خانواده در سال‌های حساس نوجوانی چرا یونگ هنوز زنده است؟ 6340 مدرسه برای اسکان زائران مراسم وداع و تشییع رهبر شهید آماده شد لغو امتحانات نهایی 28 و 29 تیر در 4 استان جنوبی کشور نهضت سوادآموزی به سکوی ملی یادگیری و توانمندسازی تبدیل می‌شود توانمندسازی معلمان؛ محور اصلی تحول دیجیتال در آموزش و پرورش پلتفرم چابکان ابزارهای برنامه‌نویسی ازجمله «میرور» و «رادار» را رایگان منتشر کرد پارس‌پک شبکه مخازن داخلی را برای برنامه‌نویسان در زمان قطعی اینترنت راه‌اندازی کرد ذهن آرام، تصمیم‌های بهتر؛ چگونه شتاب افکار را مهار کنیم؟/ اینفوگرافیک داستان دموسین؛ وقتی کد به هنر تبدیل شد: سفری به دل فرهنگ هکری اروپا آخرالزمانی که رخ نداد: داستان فاجعه باگ Y2K در سال 2000 رنجبر: ۲ زندانی خراسان شمالی در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کردند تخم‌مرغ شانسی (Easter Egg) در کدهای نرم‌افزاری: نبرد یک برنامه‌نویس برای جاودانگی در دنیای آتاری وب‌سایت یک میلیون دلاری: دانشجویی که با فروش پیکسل‌ها تاریخ‌ساز شد نقش روانشناسان و مشاوران در تقویت تاب آوری ملی و سلامت اجتماعی رئیس سازمان نظام روان‌شناسی خواستار حمایت دولت از دانش‌آموزان مناطق جنگزده شد آزمون کارشناسی ارشد ۱۴۰۵ در مشهد رقابت ۶۵۰ هزار نفری در کنکور ارشد؛ سهم یک‌درصدی سمنان از ماراتن علمی رقابت بیش از ۸هزار داوطلب کارشناسی ارشد ناپیوسته در چهارمحال و بختیاری آزمون کارشناسی ارشد ۱۴۰۵ در تبریز خطر افزایش ابتلا به بیماری‌های روانی با مصرف ماری‌جوانا/ گزارش ساینس‌دیلی ناجی خاموش میلیون‌ها کارمند: لری تسلر و انقلابی به نام «کپی و پیست» درمان آلزایمر با داروی اختلال دوقطبی نقش مغز در پرخوری؛ نوروساینس چه می‌گوید؟ دستاورد پژوهشگران دانشگاه تهران در حوزه امنیت هوش مصنوعی روبات انسان نما به یک کودک لگد زد انویدیا با غول‌های فناوری کره جنوبی قرارداد بست روبات انسان نما به قله ۶۲۰۰ متری صعود کرد! روبات انسان نما فروشگاه ۲۴ ساعته را می گرداند محقق ایرانی پمپ مینیاتوری برای نرم روبات‌ها ابداع کرد روبات انسان نمای چینی کارگر آزمایشی انبار می شود علی بابا هوش مصنوعی برای روبات ها ارائه کرد روبات ایتالیایی به کمک بیماران ALS آمد مذاکره با دستگاه‌ها برای توسعه صادرات محصولات فریلنسرها ثبت‌نام سومین دوره المپیک فناوری ۲۰۲۶ آغاز شد برگزاری فیراکاپ آزادایران ۲۰۲۶ در دانشگاه صنعتی امیرکبیر روبات‌های انسان نما ۶ روز کارگری کردند پیروزی قاطع ۱۰ بر صفر نمایندگان ایران مقابل آمریکا در ربوکاپ ۲۰۲۶ ربات‌ها حس لامسه پیدا می‌کنند؛ آغاز رقابت جدید در هوش مصنوعی فیزیکی روبات انسان‌نما به همکارانش حمله کرد روبات انسان‌نما برای نخستین بار جراحی کرد خطر جراحات ناشی از حمل بار با اگزواسکلتون جدید کمتر می شود رقابت دانشجویان و دانش آموزان در ۲۱ لیگ رباتیک و هوش مصنوعی در فیراکاپ تعیین زمان امتحانات نهایی و کنکور در اختیار مراجع اجرایی است تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر اضطراب و مهارت‌های ارتباطی جوان آیکن Save و معمای فلاپی دیسک: چگونه یک قطعه پلاستیکی منسوخ، جاودانه شد؟ راز پیوند عاطفی عمیق کودکان با «خاله» و «عمه» فضانوردان روسیه و ناسا امروز به فضا می‌روند

شهیدی که امام خامنه‌ای او را “شخصیتی ممتاز” توصیف کردند
1405-01-22
شناسه : 22029
بازدید 43
3

«اسم تو مصطفاست» یک عاشقانه جذاب از یک زوج دهه شصتی است که جنگ، نقطه پایانی بر این روایت دلچسب نیست.

ارسال توسط :
پ
پ
فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، «اسم تو مصطفاست»، یکی از چندین عنوانی است که در سال‌های گذشته تلاش کرده‌اند روایتی از زندگی شهید مصطفی صدرزاده ارائه دهند.

راضیه تجار که نامش با ادبیات دفاع مقدس و داستان گره خورده، در کتاب حاضر شهید صدرزاده را از زبان سمیه ابراهیم‌پور، همسر شهید روایت می‌کند؛ زنی که اگرچه همسر شهید است و این کم فضیلتی نیست، اما شخصیت محوری و قوی او در زندگی مشترک و سپس در نقش مادری، ویژگی‌های دیگری نیز به او بخشیده است تا جایی که می‌توان گفت مطالعه خاطرات او، می‌تواند برای جوانان امروز، به ویژه زوج‌های جوان، قابل تأمل و دارای نکات کاربردی باشد.

«اسم تو مصطفاست» یک عاشقانه جذاب از یک زوج دهه شصتی است که جنگ، نقطه پایانی بر این روایت دلچسب نیست. کتاب، از منظری می‌تواند برای مخاطبان دهه 50 و 60، یادآور مجموعه نیمه پنهان ماه باشد؛ مجموعه‌ای از روایت فتح که تلاش داشت شهدای شاخص دفاع مقدس را از زبان همسرانشان معرفی کند و نام خود را به عنوان یکی از مجموعه‌های موفق ادبیات دفاع مقدس ثبت کند. 

تجار در این اثر، به خوبی توانسته وارد دنیای زنانه شده و زندگی با یک مجاهد و مبارز و پس از آن، زندگی یک همسر شهید را روایت کند. اما مزیت کتاب در همین‌جا ختم نمی‌شود. «اسم تو مصطفاست» در خلال روایت‌های جذاب خود، به بخشی از پرسش‌ها درباره مدافعان حرم نیز پاسخ می‌دهد. اینکه چرا با سوریه رفتند و در نهایت، مجاهدت‌های آنها در سوریه، چه نفعی برای ایران و ایرانی داشته است؟ 

مزیت دیگر اثر، معرفی شهیدی است که مبنای فعالیت خود را در حوزه فرهنگ تعریف کرده بود. از این منظر، این کتاب در کنار دیگر آثاری که به معرفی این شهید عزیز می‌پردازد، می‌تواند برای فعالان فرهنگی در نحوه انتخاب روش و اولویت‌بندی امور قابل تأمل باشد. 

صدرزاده که فرماندهی گردان عمار لشکر فاطمیون را به‌عهده داشت، اول آبان 1392 مصادف با تاسوعای حسینی(ع) در مبارزه با تروریست‌های تکفیری در حومه حلب به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای بهشت رضوان شهریار به خاک سپرده شد. 

دشمن برای همه گزینه‌ها آماده بود، الا زنی با تبر در خط مقدم

رهبر شهید انقلاب در تقریظی بر این اثر، نوع سبک نویسنده را “مبتکرانه” توصیف کردند و فرمودند:

بسمه تعالی

ــ صفا، اخلاص، صِدق، ایثار، ترجیح رضای حضرت حق بر همه چیز، بر همه‌ عشق‌ها و همه‌ی محبوبها.. اراده و عزم راسخ در راه خدا و عشق به اهل بیت علیهم السلام، نمایشگر بخشی از شخصیت ممتاز شهید عزیز مصطفی صدرزاده است. سلام خدا بر او، و بر همسر صبور و دیگر وابستگانش، نوشته خانم تجار، شیرین و پخته و مبتکرانه است.

97/9/18

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

اینجا بر لبهٔ سنگ سرد نشسته‌ام و زیر چادر، تیک‌تیک می‌لرزم. آن گل آفتابی که در چشمان تو افتاده، یک ذره هم گرما به تن من نمی‌بخشد. انگار با موذی‌گری می‌خواهد دو خط ابروی تو را به هم نزدیک‌تر کند و دل مرا بیشتر بلرزاند. می‌دانی که همیشه در برابر اخمت پای دلم لرزیده. تا اینجا پای پیاده آمدم. از خانه‌مان تا بهشت رضوان شهریار ده دقیقه راه است، اما برای همین مسافت کوتاه هم رو به باد ایستادم و داد زدم: «آقامصطفی!» نه یک بار که سه بار. دیدم که از میان باد آمدی، با چشم‌هایی سرخ و موهایی آشفته. با همان پیراهنی که جای‌جایش لکه‌های خون بود و شلوار سبز لجنی شش‌جیبه. آمدی و گفتی: «جانم سمیه!»

گفتم: «مگه نه اینکه هروقت می‌خواستم جایی برم، همراهی‌م می‌کردی؟ حالا می‌خوام بیام سر مزارت، با من بیا!» شانه‌به‌شانه‌ام آمدی.

به مامان که گفتم فاطمه و محمدعلی پیش شما باشند تا برم بهشت رضوان و برگردم، با نگرانی پرسید: «تنها؟!»

ـ چرا فکر می‌کنی تنها؟

ـ پس با کی؟

ـ آقامصطفی!

پلک چپش پرید: «بسم الله الرحمن الرحیم.» چشم‌هایش پر از اشک شد. زیر لب دعایی خواند و به‌سمتم فوت کرد. لابد خیال کرد مُخَم تاب برداشته…

 «اسم تو مصطفاست» از سوی انتشارات روایت فتح منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

انتهای پیام/

 

ثبت دیدگاه علمی و آموزشی

  • دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.