سه شنبه, ۵ خرداد , ۱۴۰۵ Tuesday, 26 May , 2026 ساعت تعداد نوشته های امروز : 18×

تیتر اخبار آکادمی

با بی‌انگیزگی بعد از بحران چه کنیم؟ چرا بی دلیل ساعت ۴ صبح بیدار می‌شویم؟ نظریه تناسب در روان‌شناسی روابط چیست؟ نوجوانان پرخاشگر زودتر پیر می شوند نتایج بررسی «سلامت روان» ۳۴۰ هزار نفر در ایام جنگ افسانه ماه عسل و واقعیت گذار وسواس مذهبی و دینی چیست؟ اوج‌گیری درمان‌های مبتنی بر معنا اولویت سازمان بهزیستی برای توسعه خدمات مشاوره روانشناسی آغاز پویش «رصد روان ایرانیان» از ۳۰ اردیبهشت تاثیر حل مسئله خلاق در جنگ برای بقا و حفظ سلامت روان «استرس امتحان» بیماری روانی نیست کنترل افکار خود را در دست بگیریم ۷ نشانه والدین هلیکوپتری چرا داشتن رویکرد درمانی برای روان‌شناسان و تراپیست‌ها حیاتی است؟ استرس باعث بیماری قلبی می‌شود پرحرفی چیست و چه دلایلی دارد؟ کلیدی‌ترین ابزار کاهش «انگ» بیماران اسکیزوفرنی اعلام اولویت‌های پژوهشی سال 1405 شورای عالی آموزش و پرورش واکنش آموزش و پرورش به یک پیشنهاد برای جذب معلمان تدوین محتوای آموزشی با محوریت جنگ تحمیلی سوم و رهبر شهید برای سال 1406 مشارکت 60 درصدی مؤسسان در انتخابات شوراهای مدارس غیردولتی وزارت آموزش و پرورش به دنبال ارتقای کیفیت خدمات آموزشی و تربیتی تداوم آموزش در سمپاد با وجود شرایط ویژه کشور شورای نظارت مدارس غیردولتی از تخلف‌محوری خارج می‌شود ثبت‌نام بیش از یک میلیون دانش‌آموز در طرح «ایران دیجیتال» پایان مدارس هیئت‌امنایی و یک سؤال بی‌جواب! بازتاب حماسه سوم خرداد در کتاب‌های درسی دانش‌آموزان مجازی شدن امتحانات نهایی تکذیب شد کاهش تنوع مدارس، گامی اساسی برای تحقق عدالت آموزشی تمدید مهلت ثبت‌نام آزمون سراسری سال 1405 تا 8 خرداد امروز آخرین مهلت ثبت‌نام آزمون سراسری و دانشجو معلم سامانه شهریه مدارس غیردولتی به‌روز نیست ساماندهی و کاهش تنوع مدارس در شورای‌عالی آموزش‌وپرورش طرح کاهش تنوع مدارس دولتی امسال اجرا نمی‌شود جزئیات تأیید سوابق تحصیلی کنکور 1405 اعلام شد راه‌اندازی 1200 مدرسه حفظ قرآن در سراسر کشور هوش مصنوعی به فوق‌برنامه‌های دانش‌آموزان سمپاد اضافه شد رئیس سازمان سنجش: کنکور 1405 پس از امتحانات نهایی برگزار می‌شود کاظمی: عدالت آموزشی باید گفتمان اول استان‌ها باشد وزیر آموزش‌وپرورش: هوش مصنوعی نیازمند متولی واحد است برگزاری آزمون سراسری حداقل 20 روز پس از امتحانات نهایی تأکید کاظمی بر تشکیل شبکه جهاد تبیین در دانشگاه فرهنگیان ثبت‌نام دانش‌آموزان اتباع تا نیمه خرداد نهایی می‌شود کاظمی: شهید رئیسی رئیس‌جمهور تراز نظام جمهوری اسلامی بود آموزش‌وپرورش آماده اسکان تابستانی فرهنگیان با 9هزار واحد آموزشی مفاهیم قرآنی باید به مهارت‌های زندگی تبدیل شود اعلام جزئیات شروط آموزش و پرورش برای آزمون استخدامی ابلاغ اجرای شیوه مدیریت هیئت امنایی در مدارس دولتی برگزاری حضوری امتحانات خرداد؛ خودسری ناتمام برخی مدارس غیردولتی!

جان برادران «عشقی» چطور طعمه کفتارها شد+فیلم
1404-12-03
شناسه : 18274
بازدید 79
26

خبر نداشتیم قرار است آن شب شلوغ شود. امیرحسین گفت: «مامان من چند طرح تشویقی اسنپ دارم، بروم کار کنم.

ارسال توسط :
پ
پ
فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، این قصه را از هر طرف بخوانی «درد» است. خانه کوچک و ساده‌ای در شهرک ولیعصر تهران با پلاکاردهایی به سر در خانه اعلام عزا کرده است. عزایی که مثل بلای ناگهانی بر سر خانواده پنج نفره «عشقی»، روز پنجشنبه 18 دی، خراب شد.

قرار بود نوروز امسال برای زنی که سال‌ها در تنگدستی سه فرزند پسرش عرفان و امیرحسین و آرین را بزرگ کرده است و برای مردی که با نان کارگری و انگشتان ضخیمش از کارهای سنگین چرخ زندگی را چرخانده، عید قشنگ‌تری باشد. آن روزی که امیرحسین چشمان پر از اشک مادر را دید که از فشار زندگی بر صورتش روان است، قول داد همه توانش را بگذارد و آنقدر با موتورش کار کند تا بتواند ماشینی بخرد و همگی عید بروند شمال. 

مادر می‌گوید: «به من گفت شبانه روز با موتورم کار می‌کنم تا عید ببرمت شمال با ماشین خودمان بچرخانمت!»

لابد هر بار که سوار موتورش می‌شد خود را در کنار خانواده‌اش می‌دید که دارند می‌خندند و جاده سر سبز شمال را طی می‌کنند. همین که مادرش خوشحال باشد انگیزه‌ای بود که نمی‌گذاشت این پسر جوان مثل بقیه در پی خوشگذرانی خودش باشد و با غیرت‌تر از قبل کار می‌کرد. 

مادر هنوز هم که چهل روز از رفتن امیرحسین 19 ساله‌اش می‌گذرد با دیدن پرایدی که جلوی در خانه‌شان هست یاد آن شبی می‌افتد که پسر جوانش با شوق و ذوق آمد گفت: مامان بیا جلوی در! من به قولی که دادم عمل کردم. بالاخره ماشینی خریدم تا با هم عید برویم شمال. 

مادر می‌گوید: «مدیر مدرسه‌اش می‌گفت: امیرحسین درس خوان‌ترین دانش آموز ما هست. بعد از مدرسه هم می‌خواست آتش نشان شود. صبح‌های زود از خانه بیرون می‌رفت و می‌گفت می‌روم ورزش. آدم باید ورزیده باشد. از تلاش همه به جایی می‌رسند.» 

این روایت یک داستان اشک آور نیست. این ماجرای زندگی پسری است که رویاهایش در 18 دی با شلیک یک گلوله ناگهان تمام شد و اینطور خانواده‌ای را که بلد بود در سختی با امید زندگی کند، به خاک سیاه نشاند. 

پدرش در حالی که اشک می‌ریزد می‌گوید: «امیرحسین بچه تو داری بود. یک روز مادرش کتونی او را آورد و دیدم با چسب جاهایی که پاره شده را چسبانده است. او فوتبالیست بود و می‌خواست وارد تیم پیکان شود.» 

مادر حالا نمی‌داند برای کدام فرزندش اشک بریزد و به سوگ بنشیند. او از آرین‌اش می‌گوید که هنوز محصل کلاس نهم بود: «آرین دوست داشت کشتی‌گیر شود. می‌گفت مامان یک روزی می‌آیی و مرا تشویق می‌کنی.» 

آرین هم همان شب پنجشیه 18 دی طعمه کفتارانی شد که می‌خواستند کشور را به آشوب بکشند. 

مادر اینطور روایت می‌کند: ما هیچکدام‌مان خبر نداشتیم قرار است شلوغ شود. آن شب امیرحسین به من گفت: «مامان من چند طرح تشویقی اسنپ دارم، برم کار کنم بیام. وقتی رفت چند دقیقه بعد صدای تیراندازی آمد. با نگرانی زنگ زدم به پسرم. گفت مامان خیالت راحت من مسافر دارم. الان بر می‌گردم. 

دیدم دیر کرد. رفتم خیابان دنبال پسرم. چند مأمور را دیدم. گفتم تو را به خدا به من کاری نداشته باشید. گفت: خانم ما با شما چکار داریم. اصلا حق تیر نداریم اما الان تیراندازی می‌شود. خواهرم سریع بروید خانه. اغتشاشگران مأمور دیگری را با موتورش آتش زده بودند و پیکر آتش گرفته‌اش داشت می‌سوخت.» 

پدر می‌گوید: «هر چه گشتیم خبری پیدا نکردیم تا اینکه نمی‌دانم چه کسی گوشی امیرحسین را پیدا کرده بود و به ما زنگ زد. آرین هم با شلوار راحتی خانه و دمپایی اطراف منزل دنبال برادرش می‌گشت. اصلا دیگر حواسمان به او نبود. رفتیم بیمارستان دیدم جنازه امیرحسین روی تخت هست.» 

مادر می گوید: وقتی پیکر امیرحسین را دیدم فکر می‌کردم چطور باید به برادرانش بگویم؟ 

پدر: «ساعت حدود 12 بود برگشتیم خانه. دیدیم خبری از آرین نیست. رفتیم کلانتری خبری نبود.»

مادر: «فردایش یکی از همسایه‌ها خبر داد پیکر دو نوجوان در درمانگاه هست. وقتی رفتیم اولین عکسی که نشان دادند آرین بود. چه کسی دلش آمد پسر نوجوان مرا با سه گلوله بکشد؟ او از سمت کلیه و دستش تیر خورده بود. امیرحسین هم از پشت سر. 

دشمنان این کار را کردند تا همه چیز را بیندازند گردن جمهوری اسلامی و بگویند ایرانیان کودک کش هستند. لباس امیرحسین را که خیلی‌ها دیدند اول حرف‌هایی زدند که معلوم نیست حالا کی و کدام طرف او را زده؟ اما وقتی تیر را دیدند گفتند این تیر برای مأموران نیست. اصلا تیرش ایرانی نیست و منافق‌ها زدند. 

 

.

اما غم مضاعفی که بر دل این خانواده سنگینی می‌کند این است که قاتلان پسرش شدند گریه کن. شبکه‌های اینترنشنال و رادیو فردا و … که عداوتشان با ملت ایران آشکار است تصاویری از دو فرزند خانواده عشقی منتشر می‌کنند تا به نفع مقاصد شوم خود برسند. روایت خانواده عشقی مهر دیگری است بر کشته سازی و دروغ پردازی آنها. 

انتهای پیام/

 
 
 

ثبت دیدگاه علمی و آموزشی

  • دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.