شنبه, ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵ Saturday, 18 April , 2026 ساعت تعداد نوشته های امروز : 17×

تیتر اخبار آکادمی

وزیر آموزش‌وپرورش در ورودی وزارتخانه با مراجعان گفت‌وگو کرد مدارس از ابتدای اردیبهشت تا اطلاع ثانوی مجازی و غیرحضوری است اطلاعیه آموزش‌وپرورش درخصوص اختلال سامانه‌ها و خدمات الکترونیکی آغاز بازسازی مدارس آسیب دیده در جنگ سوم تحمیلی اعلام برنامه درسی روز چهارشنبه مدرسه‌ تلویزیونی‌ ایران ثبت نتایج ارزشیابی توصیفی دانش آموزان از 9 خرداد شروع می‌شود میزبانی موکب تربیت‌بدنی آموزش و پرورش از مردم در میدان فردوسی تهران پزشکیان: هدف گرفتن مدرسه و دانشگاه برای جلوگیری از پیشرفت ایران است راه‌اندازی پویش «فرشته‌های میناب» و نهضت بازسازی مدارس اولیای دانش‌آموزان چگونه می‌توانند از مدارس غیرانتفاعی شکایت کنند؟ تأکید کاظمی بر ترویج فرهنگ ایثار در نسل جدید دانش‌آموزان ساخت 168 مدرسه به یاد تک‌تک دانش آموزان شهید کشور امروز آخرین مهلت انتخاب رشته آزمون دکتری تأکید وزیر آموزش‌وپرورش بر لزوم برنامه‌ریزی دقیق برای شرایط پس از جنگ برنامه‌های دهه کرامت 1405 با محوریت نشاط و نقش‌آفرینی دختران آغاز سنجش و غربالگری نوآموزان بدو ورود به دبستان برنامه مدرسه تلویزیونی ایران برای 23 فروردین اعلام شد تداوم‌ اسکان اضطراری فرهنگیان تا پایان فروردین انتشار مجموعه صوتی «از ایرانمان دفاع می‌کنیم» برای دانش‌آموزان الگوی جدید تعیین شهریه مدارس غیردولتی نهایی می‌شود سمپاد: هنوز تصمیمی درباره زمان ثبت‌نام آزمون‌ها گرفته نشده است آیه سال 1405 اتحادیه دانش‌آموزان توسط نماینده رهبری اعلام شد جدول پخش مدرسه تلویزیونی دانش‌آموزان تا 27 فروردین سرانه دانش‌آموزی تا سال 1405 به بیش از 16 هزار میلیارد تومان می‌رسد اهدای بسته فرهنگی کانون پرورش فکری به کودکان آسیب‌دیده از جنگ بازدید وزیر آموزش‌وپرورش از ساختمان آسیب‌دیده شهید باهنر ابلاغ جداول درسی فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش برای سال تحصیلی 1406-1405 دانش فضایی ایران پابرجاست/ ضرورت رعایت پدافند در احداث مکان‌های جدید دانش فضایی ایران پابرجاست/ ضرورت رعایت پدافند در احداث مکان‌های جدید برنامه درسی مدرسه تلویزیونی ایران برای شنبه 23 فروردین 1405 ملت ایران پرچمدار دفاع از حق و حقیقت در جهان است کاهش سرفاصله حرکت قطارهای مترو تهران از 22فروردین اجرای پویش فرهنگی به یاد دانش آموزان شهید میناب در تایلند مدارس تهران تا پایان فروردین غیرحضوری شد/فعالیت 50درصدی کارکنان ادارات چالش شهریه مدارس غیرانتفاعی در سال نیمه تعطیل/آموزش آنلاین،شهریه کامل؟ اعلام نحوه برگزاری ارزشیابی پایان سال تحصیلی 1405-1404 برنامه درسی مدرسه‌ تلویزیونی‌ ایران برای چهارشنبه تبیین فرهنگ ایثار و شهادت برای نسل دانش‌آموز ضروری است افزایش نیاز به خدمات روانی برای دانش‌آموزان مناطق آسیب‌دیده زمان ثبت‌نام آزمون سراسری 1405 اعلام شد اجرای طرح ملی آموزش هوش مصنوعی برای دانش‌آموزان و معلمان ٣١٢ دانش آموز و معلم تا روز سی‌ونهم جنگ شهید شدند گزارش سمپاد از فعالیت‌های دانش‌آموزان در ایام «جنگ رمضان» سرود صبحگاهی مدارس با شعری از رهبر شهید انقلاب اجرا می‌شود مستندسازی جنایت علیه دانش‌آموزان برای پیگیری حقوقی جهانی سوگواره 5 هزار دانش‌آموز در حرم رضوی به یاد شهدای میناب برنامه آموزش‌وپرورش در صورت لغو کنکور و امتحانات نهایی تمرکز آموزش‌وپرورش بر ارتقای تاب‌آوری و نشاط دانش‌آموزان بازنمایی حادثه مدرسه شجره طیبه میناب در کتاب‌های درسی شهادت 245 دانش آموز تا روز 37 جنگ/ تخریب 51 مدرسه

بلدچی 16 ساله‌ای که مسیر فتح خرمشهر را نشان داد
1405-01-29
شناسه : 22510
بازدید 7
1

“وقتی مهتاب گم شد” داستان زندگی مردی است که او را “شهید زنده” توصیف کردند.

ارسال توسط :
پ
پ
فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، خاطرات دفاع مقدس در سال‌های اخیر گرد غبار از نام کسانی برداشت که اگرچه قهرمان ملی بودند، اما نشانی از آنها در ذهن مردم نبود. علی خوش‌لفظ، بلدچی 16 ساله جنگ، که او را علی خوش‌رزم و علی خوش‌معنا هم معرفی کرده‌اند، از همین قهرمانان است. او که از همرزمان حاج احمد متوسلیان بود و فداکاری‌هایش در میدان نبرد، آغازی بود برای فتح خرمشهر.

حمید حسام در کتاب «وقتی مهتاب گم شد» تلاش دارد تا با مرور خاطرات خوش‌لفظ از دوران کودکی تا جنگ تحمیلی، شمه‌ای از شکوه شخصیت این شهید عزیز را معرفی کند. خوش‌لفظ در این کتاب از 800 رفیقی می‌گوید که در جنگ هشت ساله به شهادت رسیدند. از جماعت هشت نفره‌ای که پاره تن او بودند و در نهایت به دیدار رفیق اعلی رسیدند؛ از علی محمدی و نادر فتحی گرفته تا عباس علافچی و بهرام عطائیان و علی چیت‌سازیان.

کتاب , تقریظ , خاطرات دفاع مقدس , شهید ,

«وقتی مهتاب گم شد» با شیطنت‌های کودکانه‌ راوی در کوچه پس‌کوچه‌های محله شترگلو در همدان شروع می‌شود، شیطنت‌هایی که خانواده را گرفتار مشکلات متعددی می‌کند و بعد، به تحول جامعه در آستانه انقلاب و پس از آن جنگ می‌پردازد. شخصیت اصلی کتاب در این مسیر همانند بسیاری دیگر بزرگ می‌شود و همین موضوع به‌همراه خاطرات شیرینی از جنگ، کتاب را به یک اثر خواندنی تبدیل کرده است.

در کنار خاطرات قابل تأمل خوش‌لفظ، قلم پخته حسام در پرداختن به این خاطرات و صفایی که در نثر اوست، کتاب را برای مخاطب امروز خواندنی و شیرین کرده است.

ارتشی شجاعی که درهای دوزخ را به روی منافقین گشود

انتشار این اثر در دهه 90 بازخوردهای گوناگونی در میان نویسندگان و مردم داشت. رهبر شهید انقلاب در تقریظی بر این اثر، راوی را «شهید زنده» توصیف کردند و فرمودند:

«بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

بچّه‌های همدان؛ بچّه‌های صفا و عشق و اخلاص؛ مردان بزرگ و بی‌ادّعا؛ یاران حسین (علیه‌السّلام)؛ یاوران دین خدا .. و آنگاه مادران؛ مردآفرینان شجاع و صبور .. و آنگاه فضای معنویّت و معرفت؛ دلهای روشن، همّتها و عزمهای راسخ؛ بصیرتها و دیدهای ماورائی .. اینها و بسی جویبارهای شیرین و خوشگوار دیگر از سرچشمه‌ی این روایت صادقانه و نگارش استادانه، کام دل مشتاق را غرق لذّت میکند و آتش شوق را در آن سرکش‌تر میسازد.

راوی، خود یک شهید زنده است. تنِ بشدّت آزرده‌ی او نتوانسته از سرزندگی و بیداری دل او بکاهد، و الحمدلله ربّ العالمین. نویسنده نیز خود از خیل همین دلدادگان و تجربه‌دیدگان است. بر او و بر همه‌ی آنان گوارا باد فیض رضای الهی؛ ان‌شاء‌الله. 95/10/18

درباره‌ی نگارش این کتاب، آنچه نوشتم کم است؛ لطف این نگارش بیش از اینها است. مقدّمه‌ی کتاب یک غزل به تمام معنی است. 95/10/18 »

بعد از اشاره رهبر شهید انقلاب به مقدمه خواندنی این اثر، مرتضی امیری اسفندقه در غزلی به آن پرداخت و نوشت:

چون گل معطریم، مهتاب و مین و من

نشکفته پرپریم، مهتاب و مین و من

شرح جنون ما مقدور عقل نیست

یک چیز دیگریم، مهتاب و مین و من

سر تا به پا دل‌ایم در بارگاه عشق

باغ صنوبریم، مهتاب و مین و من

شمع‌ایم و روشن است تکلیف راه ما

راز منوّریم، مهتاب و مین و من

میدان عاشقی، تسلیم ترس نیست

از مرگ می‌بریم، مهتاب و مین و من

بیگانه نیستیم، با خلق و خوی هم

با هم برادریم، مهتاب و مین و من

تکثیر می‌شویم در انفجار نور

آیینه پروریم، مهتاب و مین و من

چون باد رد شدیم از سیم خاردار

آن سوی معبریم، مهتاب و مین و من

بر گرد بام دوست پرواز می‌کنیم

عین کبوتریم،مهتاب و مین و من

بال فرشتگان بر شانه‌های ماست

از آسمان سریم، مهتاب و مین و من

مهتاب و مین و من بی بال می‌پریم

بی بال می‌پریم، مهتاب و مین و من

علی خوش‌لفظ در آذرماه سال 1396 در اثر جراحات جنگ به قافله رفقای شهیدش پیوست. رهبر شهید انقلاب در پیام تسلیتی به این مناسبت در وصف این شهید عزیز فرمودند: «سلام و رحمت خدا بر این شهید عزیز که در هنگام زندگی نیز شهید زنده نامیده شد و درنگ سالها پس از دفاع مقدس، پاداش عظیم صابران را به او هدیه کرد. »

کتاب , تقریظ , خاطرات دفاع مقدس , شهید ,

در بخش‌هایی از مقدمه کتاب حاضر می‌خوانیم:

رفیقی داشتم که می‌گفت: «اینجا- جزیره مجنون- جای دیوانه‌هاست. دیوانه‌هایی که عاشق‌اند. عاشقانی که می‌خواهند از راه میان‌بر به خدا برسند». تابستان سال 1365 بود و من با این رفیق راه، راه را گم کرده بودم. کجا؟ در جزیره مجنون؛ وقتی که از خط برمی‌گشتیم. همان دمدمای صبح. گرما بالای 30 درجه بود و رطوبت هوا بالای 70 درصد و ما برای رهایی از گرما و شرجی، بالاپوشمان، فقط یک زیر پیراهن سفید و خیس بود.

آنجا، کسی را دیدم که کلاه پشمی زمستانی را تا پایین ابرو پایین کشیده و کنار نیزارها دراز به دراز خوابیده بود. نگاه عاقل اندر سفیهی به او کردم و به رفیقم گفتم: «راست گفتی که مجنون جای دیوانه‌هاست».

رفیق راه- جلیل شرفی- گفت: «فعلاً چاره‌ای نیست جز اینکه مسیر و راه را از این عاقل دیوانه‌نما بپرسیم. از نیروهای اطلاعات عملیات است و بلد راه.»

پرسیدم: «اخوی، ما راه را گم کرده‌ایم. سه‌راه همت کدام طرف است؟» دو کلمه بیشتر نگفت: «مستقیم برو، می‌رسی به همت».

آنقدر بی‌خیال و بی‌محل این دو کلمه را ادا کرد که از او خوشم نیامد. در پاسخ خست به خرج داده بود. ولی همین دو کلمه مختصر را با رفیق راهم- جلیل شرفی- عقب جلو کردیم و سه معنی ژرف از آن بیرون کشیدیم؛ اول اینکه راه رسیدن به همت راه مستقیم است. دوم اینکه رسیده به راه مستقیم همت می‌خواهد و سوم اینکه راه همت، راه مستقیم است و راه مستقیم راه همت. تمام این جملات به یک نتیجه و مقصد می‌رسید.

یک ماه بعد، همان‌جا، از جزیره مجنون، رفیق راهم- جلیل شرفی- رفت پیش حاج همت و آسمانی شد. 20 سال بعد، در سال‌های بعد از جنگ، همان بلدچی بی‌خیال، که راه مستقیم را نشانمان داده بود، رفیقم شد و در این دنیایی که جز رفاقت خدا، روی رفاقت کسی نمی‌شود حساب کرد، آنقدر رفیق شدیم که از او پرسیدم: «مرد حسابی، آن چه جور آدرس دادن بود؟» که با این سوال دست مرا گرفت و به کوچه‌های خاطراتش برد؛ از روزگاری که شش ساله بود و در خرمشهر گم شد تا روزی که 16 ساله شد، و بعد از آشنایی با حاج احمد متوسلیان، در مریوان، بلد راه شد تا راه و مسیر فتح را برای آزادسازی خرمشهر به گردان‌ها نشان بدهد. …

علاقه‌مندان می‌توانند کتاب حاضر را از انتشارات سوره مهر تهیه کنند.

انتهای پیام/

 

ثبت دیدگاه علمی و آموزشی

  • دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.