پنجشنبه, ۵ شهریور , ۱۴۰۵ Thursday, 27 August , 2026 ساعت تعداد نوشته های امروز : 66×

تیتر اخبار آکادمی

مهم ترین نکات درباره اختلالات شخصیت/ 5 گام برای شناخت الگوهای پایدار رفتاری و هیجانی دلسوزی کردن با شفقت ورزی متفاوت است/ مولفه های کلیدی برای شفقت ورزی در بحران ها درآمدی بر امنیت روانی و شالوده‌های آن در دوران کودکی پیوند میان روانشناسی و باورهای دینی کاظمی: مأموریت و ساختار نهضت سوادآموزی باید بازنگری شود غربالگری هوشمند آفلاتوکسین با سرعت ۱۰۰ فریم بر ثانیه پایان المپیک ربات‌های انسان‌نما/ از شکست انسان تا آزمون هوش تجسم یافته خیام و پایا؛ چشم تیزبین ایران برای پایش زمین و توسعه ملی پذیرش برگزیدگان المپیادهای جغرافیا و علوم زمین بدون کنکور ابلاغ شد بررسی علمی علت اختلاف بین روان‌شناسان و روان‌پزشکان در جهان معاشرت و ارتباطات اجتماعی؛ نسخه‌ای برای پیری سالم‌تر مغز علت فرار کودکان و نوجوانان از منزل چیست؟ چگونه توانستم میزان اضطراب جدایی دانش آموزان کلاس اول را کاهش دهم؟ دستگیری 84 متخلف و کلاهبردار کنکور سراسری توسط پلیس فتا المپیک ربات‌ها در چین؛ از شکست رکوردهای انسان تا آزمون توانایی مهارت تقلب کنکوری‌ها زیر تیغ قانون؛ از جریمه تا محرومیت مطالعه‌ای درباره بیماری موکنی! مهمترین رکوردهای المپیک رباتهای انسان‌نما/ از کارگری تا مسابقات ورزشی از سفیر تا سریر؛ مسیر تکامل پرتابگرهای ایرانی خاطرات فراموش‌شده چگونه بازمی‌گردند؟! عوارض سرکوب احساسات؛ از هجوم افکار در نیمه‌شب تا اضطراب بی‌دلیل المپیک ربات‌ها در چین/ از شکست رکورد سرعت دویدن تا مسابقه تنیس ربات انسان‌نما سوار بر اسب رباتی شد عوارض سرکوب احساسات روی بدن و روان شما؛ از از هجوم افکار در نیمه‌شب تا اضطراب بی‌دلیل درمان متمرکز بر تروما برای افراد دارای روان‌پریشی و PTSD تأثیر بازی علمی بر فعال شدن نیم کره راست مغز و ماندگاری بیشتر مطالب در حافظه رونمایی از ویلچر برقی خودران در دانشگاه امیرکبیر/نوآوری در دل محدودیت فناوری کالیبراسیون تجهیزات ناوبری هواپیما و کشتی بومی‌سازی شد سیاستگذاری اینوتکس و المپیک فناوری با تمرکز بر پیوند فناوری و سرمایه زندگی را به کنکور گره نزنید کارگاه‌های کاربردی رایگان برای اعضای سازمان نظام روانشناسی برگزار می‌شود علت سکوت مردان در مقابل خشونت خانگی همسران‌شان چیست؟ ارائه «کارنامه استعداد» و «توصیه‌نامه روان‌شناختی» به دانش‌آموزان و والدین خطاهای رایج در تشخیص «شوخی» با «تمسخر»/ تاثیر شوخی بر شخصیت کودکان افزایش ۱۱.۵ درصدی داوطلبان کنکور در یزد اسلک از سرویس جدید Slack Code برای برنامه ‎نویسی با هوش مصنوعی رونمایی کرد کنکور سراسری ۱۴۰۵ در مشهد هشدار رئیس پلیس فتای بوشهر به داوطلبان کنکور سرمست: کنکور را به کابوس فرزندانتان تبدیل نکنید ۵ مهارت ضروری برای تسلط بر خود(خودکنترلی) بررسی فعالیت مغز در تجربه‌های دینی طب روان‌تنی؛ مسیر علمی درمان با نگاه به جسم و روان آتش‌زدن پایه توسط افراد ناشناس عامل قطع برق دریکی از محلهای کنکوراهواز ۵۶ داوطلب از خارگ در کنکور سراسری رقابت می‌کنند اینفوگرافیک؛رقابت ۱۳ هزار و ۲۴۲ داوطلب کنکور در استان ایلام کنکور سراسری ۱۴۰۵ در اصفهان رقابت ۳۵ هزار داوطلب کنکور در مازندران کنکور سراسری ۱۴۰۵ در تهران آزمون سراسری ۱۴۰۵ در مجتمع آموزش عالی اسفراین رقابت ۵۳ هزار داوطلب کنکور در سیستان و بلوچستان

برمبنای مرحوم آیت الله طالقانی؛ رجوی و جریانش کافر و مشرک هستند
1405-06-05
شناسه : 39439
بازدید 2
0

رجوی در ظاهر، از اسلام، توحید، قرآن، معاد، اختیار و مسئولیت انسان سخن می‌گوید.

ارسال توسط :
پ
پ

خبرگزاری مهر، یادداشت مهمان: چند تصویر، چند خاطره، چند جمله از خطبه‌ها و سخنرانی‌ها، و تکرار یک تعبیر که رجوی برای پنهان شدن پشت آن بارها به آن پناه می‌برد: «پدر طالقانی». انگار قرار است با همین چند قطعه، یک حکم تاریخی صادر شود: طالقانی با ما بود؛ پس ما ادامه راه طالقانی بودیم!!. اما تاریخ با چند تصویر و چند جمله ساخته نمی‌شود. اینجا سوالی ساده وجود دارد:

از کدام‌ طالقانی‌ سخن‌می‌گویید؟ تطالقانیِ واقعی یا طالقانی متخَیَّل و ساخته ی ذهن سازمان رجوی؟

پدر عقیدتی یا پوشش عاطفی!

آیت‌الله طالقانی با بسیاری از مبارزان علیه رژیم ستم شاهی رابطه و همدلی داشت و برای حل مشکلات آنان از جمله آزادی زندانیان سیاسی تلاش می‌کرد. در این بین با کسانی که بعدا نفاقشان آشکار شد و بعدا به عنوان سازمان منافقین(سازمان رجوی) شناخته شدند نیز دیدار داشته است. بعدا سازمان از ظرفیت ظاهری همین دیدار استفاده کرده و آن را به مثابه همراهی ایدئولوژیک معرفی کرد. در حالی که صرف دیدار تاریخی، به خودی خود، سند تایید ایدئولوژیک نیست.اگر قرار باشد صرف دیدار یک شخصیت با یک جریان را دلیل پذیرش تمام مبانی آن جریان بدانیم، باید هر ارتباط، هر ملاقات و هر سخن محبت‌آمیزی را تبدیل به امضای ایدئولوژیک تلقی کنیم و این دقیقا همان مغالطه‌ای است که جریان نفاق روی آن سرمایه‌گذاری می‌کند.

رجوی در دیدار با آیت‌الله طالقانی بارها از تعبیر پدر عقیدتی استفاده می‌کندو ارزش مبارزان را از اسلام می‌داند. می‌گوید نخستین پرتوهای قرآن را از آیت‌الله طالقانی گرفته‌اند! از شهدای سازمان می‌گوید. و در نهایت، آیت‌الله طالقانی را در جایگاه پدر معنوی سازمان می‌نشاند. در ظاهر، تصویری عاطفی و پرقدرت ساخته می‌شود.اما اینجا باید یک نکته را دید:

رجوی بیشتر از آنکه از اندیشه آیت‌الله طالقانی سخن بگوید، از رابطه عاطفی با آیت‌الله طالقانی سخن می‌گوید.

چرا؟

چون رابطه عاطفی را نمی‌توان به آسانی نقد کرد. وقتی کسی می‌گوید «پدر عقیدتی ما»، ناخودآگاه احساس احترام و اعتماد را فعال می‌کند. مخاطب دیگر پیش از آنکه بپرسد آیا اندیشه این دو یکی است؟ تحت تاثیر این پرسش قرار می‌گیرد که چگونه می‌توان فرزندان طالقانی را متهم کرد؟ این همان سرقت اعتبار است. به جای اثبات هم‌فکری، از اعتبار یک شخصیت بزرگ برای پوشاندن اختلاف فکری استفاده می‌شود. اما تاریخ را باید با مبانیسنجید، نه با تعارفات.

برای فهم مسئله، کافی است از فضای احساسی آن دیدار فاصله بگیریم و به اندیشه و افکار رجوی در همان سال نگاه کنیم و ببینیم دیدگاه آیت الله طالقانی درباره آن چیست؟

پشتِ «پدر طالقانی»؛ رجوی واقعا چه می‌اندیشید؟

رجوی در ظاهر، از اسلام، توحید، قرآن، معاد، اختیار و مسئولیت انسان سخن می‌گوید؛ اما وقتی مبانی سخن او را دنبال کنیم، تصویری دیگر آشکار می‌شود: در دستگاه فکری او، نقطه آغاز و پایان تحلیل، ماده است. زندگی مادی و حیات اقتصادی، نه یکی از عوامل مؤثر در حیات انسان، بلکه تعیین‌کننده نهایی حیات معنوی، سیاسی و تحولات اجتماعی معرفی می‌شود. رجوی می‌گوید: در جامعه با آن سنگ بنا که اول گذاشتیم یعنی وجود مساوی ماده؛ زندگی مادی یا حیات اقتصادی در نهایت و به طور بلافصل تعیین کننده و ایجاد کننده تمام حیات معنوی سیاسی و کلیه تحولات اجتماعی است. او این رابطه را همان رابطه زیربنا و روبنا می‌داند و نتیجه می‌گیرد که دین، هنر، فرهنگ، شعر و موسیقی نیز باید بر اساس همین زندگی و حیات اقتصادی تحلیل شوند.

این نگاه، حتی هنگامی که به سراغ وحی می‌رود، از چارچوب مادی خود خارج نمی‌شود. منافقین وحی را نه یک امر ماورایی، بلکه جهش دیگری در جریان تکامل ماده می‌داند؛ تکاملی که از ماده بی‌شکل آغاز می‌شود و به انسان اجتماعی مختار می‌رسد. او می‌گوید: وحی جهش دیگری است که در جریان پر غوغای تکامل از ماده بی‌شکل تا انسان بر انسان اجتماعی مختار وارد می‌شود و از همین رو، به جای جست‌وجوی حلقه مفقوده و چون‌وچرا درباره وحی، باید این جهش را پذیرفت؛ زیرا نادیده گرفتن آن، از نظر او، پشت کردن به منطق دیالکتیک است. سپس حتی قوانین حاکم بر وحی را همان قوانینی می‌داند که بر غرایز موجودات زنده و انسان حاکم‌اند.

در مسئله معرفت نیز همین مادی گرایی آشکار است. رجوی معرفت را به واقعیت‌های شناخته‌شده محدود می‌کند و آن را محصول تأثیر متقابل جهان ذهنی و عینی می‌داند. به تعبیر او: معرفت بشر یعنی کلیه‌ی واقعیت‌های شناخته شده و معرفت، محصول تأثیر متقابل جهان ذهنی و عینی است.

حتی هنگامی که سخن به قیامت و معاد می‌رسد، این چارچوب مادی همچنان پابرجاست. رجوی در برابر پرسش درباره چیستی قیامت و معاد، به جای تعریف و تبیین چگونگی آن، مسئله را به فلسفه معاد منتقل می‌کند و می‌گوید: در همین جا همین قدر باید متذکر شویم که در درجه اول دنبال فلسفه قیامت یا وحی هستیم، نه مکانیزم و چگونگی وقوع و تشریح آنها! و تصریح می‌کند که نباید ذهن را روی مسائلی مانند اینکه در قیامت مرده‌ها چگونه زنده می‌شوند متمرکز کرد؛ فعلا این مسأله ما نیست.

اگر این گزاره‌ها را در کنار یکدیگر قرار دهیم، مسئله روشن‌تر می‌شود: ماده، نه‌تنها نقطه آغاز تبیین جهان در اندیشه رجوی است، بلکه وحی، معرفت و حتی معاد نیز باید در چارچوب همین دستگاه توضیح داده شوند. به بیان دیگر، مفاهیم دینی در این دستگاه فکری حفظ می‌شوند، اما مبنای تبیین آنها از عالم غیب و امر ماورایی به فرآیندهای مادی و درون‌زای جهان منتقل می‌شود.

این در حالی است که اساس ماتریالیسم دیالکتیک هم، هستی را در چارچوب ماده و تجربه حسی می‌بیند و هر آنچه را خارج از قلمرو احساس، لمس و تجربه بشری باشد، انکار می‌کند. در این نگاه، حتی تکامل نیز فرآیندی مادی و درون‌زا است و اساسا مجالی برای تاثیر عالم غیب بر عالم ماده باقی نمی‌ماند؛ چراکه عالم غیبی در این دستگاه فکری موضوعیتی ندارد تا تحولات عالم ماده به آن نسبت داده شود.

اندیشه رجوی در نگاه آیت الله طالقانی

آیت‌الله طالقانی، بنیان فکر رجوی و آنچه تحت عنوان تکامل درون‌زا و دیالکتیک عرضه می کرده را ضد آموزه های توحیدی می داند. وی با طرح پرسش‌هایی بنیادی، نشان می‌دهد که اگر حرکت ماده صرفا به تضادهایدرونی آن وابسته باشد، خود این تضادها و مُحرّک نخستین آنها از کجا آمده‌اند؟ اگر ضد بالقوه خود نیازمند فاعل و محرک است، زنجیره اینمحرک‌ها تا کجا ادامه خواهد یافت؟ و اگر چیزی خارج از ماده وجود ندارد، محرک ماده بسیط اولیه چه بوده است؟

آیت‌الله طالقانی بیان می دارد: اگر یکی بالفعل «تز» باشد و دیگری بالقوه «آنتی تز»، چون قوه جز قابلیت و استعداد نیست، نمی‏تواند فاعل و محرک گردد و خود باید دارای محرک و فاعل باشد. سپس این پرسش را تا تسلسل بی‌انتها دنبال می‌کند و می‌پرسد اگر محرک بیرون از ماده است، پس اصالت ماده و حرکت آن چه می‏شود؟ و اگر محرک پس از ماده پدید آمده، پس محرک ماده بسیط چه بوده است؟

آیت‌الله طالقانی سپس به خود ادعای دیالکتیک برای گشودن همه اسرار جهان حمله می‌کند. به تعبیر او، طرفداران این دیدگاه می‌خواهند با کلید سه شاخه تضاد تز، آنتی‌تز، سنتز همه اسرار جهان و انسان و مشکلات حیات را بگشایند؛ اما نتیجه چنین نگرشی، به تعبیر او، نفی واقعیت هر چیز و هر اندیشه و نفی خود است و در نهایت چیزی جز تضاد و تحیر، جنگ و تکبر باقی نمی‌ماند. او در برابر این ادعا می‌پرسد چگونه است که پیامبران،فیلسوفان و متفکران بزرگی که قرن‌ها اندیشه و زندگی بشر را دگرگون کرده‌اند، به این کلید رازگشا دست نیافته‌اند؟ و در برابر این نگاه، از دیدگاهقرآن تاکید می‌کند که سراسر جهان، جلوه‌گاه نظم و قانون و اراده و حکمت و آیات الهی است.

از همین‌جا آیت‌الله طالقانی صریح‌تر می فرماید: تطبیق قانون تکامل مادی بر تمام ابعاد روحی و اجتماعی انسان، تلاش برای جایگزین کردن مظاهر شرک به جای توحید است. اینها می‌خواهند توحید را با مظاهر شرک، جا بیندازند و تصریح می‌کند که قانون عمومی تکامل مادی با همه جهات روحی و اجتماعیانسان قابل تطبیق نیست؛ زیرا بر مبنای تکامل اجتماعی مادی، برای توحید،حق، عدل، التزام اخلاقی و از میان بردن ریشه اختلافات و جنگ، اصول و مقیاس‌های ثابت وجود ندارد.

تفاوت به اخلاق و حق نیز کشیده می‌شود. در دستگاه مارکسیستی، آنچه اصالت دارد، یک حقیقت ثابت و تغییرناپذیر نیست؛ حق و باطل و خوب و بد نیز در مسیر تغییرات اجتماعی و اقتصادی جای خود را به سنتزهای متغیرمی‌دهند. آیت‌الله طالقانی این مبنا را به صراحت رد می‌کند و می‌نویسد که مکاتب مبتنی بر ماده و اقتصاد، اصول خود را پیوسته در حال دگرگونیمی‌شناسند و با پذیرش بی‌ثباتی اصول، «تعهد و التزام به حق و اخلاق» نیزنمی‌تواند مفهومی ثابت داشته باشد. از نظر او، چنین نگرشی سرانجام بایدچشم به مبانی بی‌ثبات و تأمین منافع افراد و گروه‌ها بدوزد و در نتیجه، شاهد افزایش دشمنی، جنگ و تخریب شئون بشری باشد.

آیت‌الله طالقانی حتی امید بستن به علم مادی برای حل نهایی مسائل حق، باطل، غایت جهان و تعهد اخلاقی را نیز کافی نمی‌داند. او معتقد است علم، با همه پیشرفت‌هایی که در شناخت اسرار طبیعت و روابط و علل مادیپدیده‌ها داشته، در مسائل اصلی پیدایی و آفرینش و غایت جهان و انسان و اصول حق و باطل و تعهدات اجتماعی و اخلاقی، خود را نیازمند به هدایتبرتر نشان داده است.

آیت‌الله طالقانی در ادامه، ماده‌پرستان و ماتریالیست‌های دیالکتیک را با تعبیرصریح «مشرک» خطاب می‌کند. او می‌نویسد: همچون امروز که ماده‌پرستان مشرک و اهل کتاب شرق و غرب، همان روش‌های مشرکان و اهل کتاب آن زمان را درباره اسلام و مسلمانان دارند؛ چون آیین توحید مخالف هر گونه شرک و طغیان است.

اما نقد او تنها متوجه ماده‌پرستی به معنای محدود آن نیست؛ آیت‌الله طالقانی هر جا که انسان، ساخته فکری خود را به جای حقیقت مطلق می‌نشاند،نشانه‌ای از همین بت‌پرستی می‌بیند. او از ماده‌پرست و شهوت‌پرست تا عقیدهو مرام‌پرست و علم و فرمول‌پرست را در یک زنجیره قرار می‌دهد؛ انسان‌هاییکه حقیقت را در قالب افکار محدود خود می‌ریزند و در نهایت به جای رسیدنبه معبود مطلق، برای خود معبودهایی متناسب با محدودیت ذهن خویشمی‌سازند.

و در نهایت، آیت‌الله طالقانی نقطه‌ای را برجسته می‌کند که دقیقا در مقابل جهان‌بینی مادی رجوی قرار دارد: ایمان به غیب. او ایمان به فرشتگان را ایمان به حقایقی نورانی، نیرومند و مدبر می‌داند؛ حقایقی که واسطه انعکاس قدرت و حکمت الهی و نزول وحی و الهام‌اند و جهان ماده را همچون آینه‌ایدر برابر خود دارند. در مقابل این جهان توحیدی، او تصویری را رد می‌کند که در آن دیوارهای به هم پیوسته و متراکمی از ماده تاریک و فاقد هر گونه احساس و شعور انسان را احاطه کرده و هیچ راه ارتباطی با ماوراء وجود ندارد. از نظر او، الهام احکام و راه‌های حق و خیر و برانگیختن رسولان نیز با همین عالم فراتر از ماده پیوند دارد.

بنابراین، اختلاف آیت‌الله طالقانی و رجوی صرفا اختلاف در شیوه تفسیر چند مسئله دینی نیست؛ اختلاف از تعریف نقطه آغاز هستی شروع می‌شود. رجوی، ماده و حیات اقتصادی را سنگ بنای تحلیل قرار می‌دهد و حتی وحیو معاد را در چارچوب تکامل مادی و دیالکتیکی توضیح می‌دهد؛ آیت‌الله طالقانی در مقابل، همین مبنای مادی و دیالکتیکی را ضد اسلامی می‌داند و بر اراده، حکمت، غیب و هدایت الهی تأکید می‌کند.

اهمیت این تقابل زمانی بیشتر روشن می‌شود که به سخنان خود آیت‌الله طالقانی درباره جامعه پس از سقوط رژیم پهلوی توجه کنیم. او تصریح می‌کندکه پس از منهدم شدن رژیم، مرحله جدید مبارزه، پیشگیری و سازندگی است؛ پیشگیری از دسیسه‌ها، تخریب‌ها و انحراف‌ها و سازندگی کشور بر مبنایعدالت و قسط اسلامی و توحیدی. او در همین زمینه، مکاتب اقتصادی و سیاسی جدید را محصول تحولات غرب و اقتصادمحوری می‌داند و تاکیدمی‌کند: در اسلام آزادی و شرافت انسان مهم‌تر از مسئلۀ اقتصاد است. اقتصاد از نظر اسلام، زیربنا نیست.

و موضع او در برابر تلاش برای قرار دادن اسلام در کنار ایدئولوژی‌های چپ و راست نیز روشن است: گاهی هم [برخی اسلام را] با مکتب‌های چپ و راست دنیا مقایسه می‌کنند. نه، اعلام کنید که مکتب ما اسلام محض است. نهضت ما اسلام خالص است.

اسلام و ارتجاع از نگاه رجوی

رجوی بر اساس مبنای مادی و مارتریالیستی به ارزیابی اسلام و احکام آن پرداخته است. لذا بخش اصلی اسلام که همان احکام اجتماعی و حدود و دیات و قصاص و مسائل مربوط به ارث را متعلق به گذشته و عصر حجرمعرفی می‌کند. لذا درباره لایحه قصاص می‌گوید این احکام متعلق به هزاره‌های پیشین اند. رجوی در سخنرانی سال 1376که به مناسبت عید فطر ایراد شده می گوید در نشریه مجاهد(که در ابتدای انقلاب منتشر می شد)لایحه قصاص را لایحه ضدانسانی معرفی کرده است، مسئله ای که ازنگاه انقلابی ها مخفی مانده بود. او درباره سنگسار نیز صریحاً می‌گوید: سنگسار اصلا مجازات اسلامی نیست و ریشه آن را در تلمود و یهودیت می‌داند. وی برای مشروع جلوه دادن افکار و انحرافات خود می گوید اجتهاد و انطباق اصول و احکام بر شرایط متغیر نیست و می‌گوید تمامی احکام، به‌ویژه احکام جزایی، مشمول پویایی و اجتهاد هستند!آنچه رجوی بیان کرده به معنی جنگ با اسلام و تلاش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت و محدثین و فقهای بزرگ اسلامی از شیخ کلینی تا امام خمینی(ره) است. رجوی در دشمنی با تلاش اسلام و فقه اسلامی و فقهای بزرگ- تحت عنوان پویائی دین- هیچ کم نگذاشته است. اما در مقابل آیت الله طالقانی در مواجهه با احکام اجتماعی و مسائل مربوط به حدود، دیات و قصاص و مسائل ارث از چارچوب اسلامی خارج نشده است. لذا در تفسیر آیات ۱۵ تا ۲۱ سوره نساء، بر اساس ظاهر آیات، روایات و نظر فقها، حکم رجم درباره زانی محصن را به رسمیت می‌شناسد و تصریح می‌کند که حد زنای محصنه پس از ثبوت، رجم است. در مسئله قصاص نیز موضع او روشن است از نص صریح آیات و روایات تخطی نکرده و کسانی که به جنگ حکم قصاص رفته و آن را حکمی ناروا یا مخالف مصلحت و وجدان انسانی می‌دانند را به شدت نقد می‌کند و می‌نویسد: آنها که مغز اندیشمند ندارند یا مغزهاشان محکوموضع اجتماع خاصی است، حکم قصاص را ناروا و مخالف مصلحت یاوجدان عاطفی انسان می‌دانند… قرآن در جامعه ایمانی، قصاص را اصل ثابت قرار داده و در عین حال راه عفو و دیه را نیز گشوده است. همین نگاه را در خطبه های او نیز می‌توان دید. آیت‌الله طالقانی در آخرین نماز جمعه خود از تجدید پیمان برای پیاده کردن احکام عالیه اسلام و قرآن و زنده کردن احکام اسلام سخن گفت. آیت‌الله طالقانی حتی در سال‌های پیش از انقلاب نیز از میراث فقهی اسلام دفاع کرده بود. او فقها را کسانی می‌دانست که در طول تاریخ قوانین اسلامی را تفسیر و ترویج کرده و آثارشان همچنان برای متفکران قابل استفاده است. به باور او، کمال قانون اسلام به گونه‌ای بوده که با احوال و اوضاع تناسب داشته است. او در برنامه با قرآن در صحنه حتی ریشه‌های بخش‌هایی از نظام حقوقی غرب را در فقه اسلامی جست‌وجو می‌کند و از تاثیر شرایع محقق حلی بر تدوین قوانین حقوقی غرب سخن می‌گوید.

بنابراین آنچه در منظومه فکری رجوی تحت عنوان پویایی دین معرفی می شده در نگاه آیت‌الله طالقانی، عین انحراف از دین است. وی برخلاف رجوی پویائی دین را در التزام به احکام اجتماعی اسلام می داند.

اختلاف بین رجوی و ایت الله طالقانی به مسئله حکومت نیز کشیده شده است. در روایت جریان نفاق، بسیاری از آموزه‌های سیاسی و اجتماعی اسلام، از تشکیل حکومت دینی و قیام علیه طواغیت تا دفاع از مظلوم، حجاب و احکام رده و ارتداد، در زمان پیامبر(ص) مصداق ترقی معرفی می‌شدند اما در روزگار جدید ارتجاع تلقی می‌شدند.

آیت‌الله طالقانی اما اسلام را نه مانع پیشرفت، بلکه نیروی محرک مبارزه با استبداد می‌دانست. اگر اسلام مترقی و حرکت رهبری اسلامی نبود با این مکتب‌ها نمی‌توانستیم این رژیم را منهدم کنیم. از نگاه او، گرایش بخشی از جوانان به مکاتب چپ و راست، نتیجه اختناق و فاصله آنان از فهم اصول مترقی اسلام بود. او در عین حال، حاکمیت واقعی را از آن خداوند می‌دانست.

آیت‌الله طالقانی مخالفت با رهبری امام خمینی را در تعارض با اسلام می‌دید و تصریح می‌کرد: مخالفت با رهبری و شخص ایشان(امام خمینی ره) مخالفت با دین اسلام است. رجوی اما در نقطه مقابل، امام خمینی و نظام جمهوری اسلامی را در تعارض با اسلام معرفی کرد و خمینی (ره) و رژیم او را بدترین لکه ننگ بر دامان اسلام خواند.

شورا یا ولایت؟

یکی از محورهای تلاش برای ایجاد تصویر متفاوت از آیت‌الله طالقانی و قرار دادن ایشان مقابل امام خمینی (ره)، استناد به سخنان او درباره شورا بود. آیت‌الله طالقانی از خودرأیی انتقاد می‌کرد و بر مشارکت مردم تأکید داشت؛ اما آیا تاکیدهای وی بر شورا به معنای نفی ولایت بود؟

متن صریح آیت‌الله طالقانی پاسخ دیگری می‌دهد. او میان دو حوزه تفکیک می‌کند: نخست، قوانینی که تحت عناوین کلی یا جزئی شرعی قرار می‌گیرند و ثابت‌اند؛ دوم، حوزه‌هایی که نص و حکم شرعی مشخصی درباره آنها وجود ندارد و با تغییر زمان و نیازها می‌توان درباره آنها تصمیم گرفت. از نظر او، شورا مربوط به قسم دوم است، نه احکام ثابت شرعی.

آیت‌الله طالقانی در ادامه حتی اطاعت از اولی‌الامر را پس از اطاعت خدا و رسول، در همین چارچوب مورد تأکید قرار می‌دهد و آن را با مسئله تکمیل دین در روز غدیر مرتبط می‌کند.

بنابراین، شورا در اندیشه آیت‌الله طالقانی جایگزین ولایت یا مجوز کنار گذاشتن احکام ثابت نیست؛ بلکه سازوکاری برای تصمیم‌گیری در حوزه‌ای است که شریعت در آن حکم ثابت و منصوصی تعیین نکرده است.

در نتیجه، مسئله فقط این نیست که رجوی با آیت‌الله طالقانی دیدار داشته یا زمانی از او با عنوان پدر عقیدتی یاد کرده است. مسئله این است که وقتی به مبانی فکری می‌رسیم، میان این دو، شکافی جدی دیده می‌شود: از توحید و منشا هستی تا وحی و غیب، از حق و اخلاق تا احکام شریعت، و از حکومت اسلامی تا نسبت با رهبری امام خمینی. بنابراین، پدر طالقانی گفتن یک ادعای عاطفی است؛ اما ادامه راه طالقانی بودن یک ادعای بیش نیست.تاریخ را نمی‌توان با آلبوم عکس‌ها مصادره کرد؛ اندیشه‌ها را باید با اندیشه‌ها سنجید.

ثبت دیدگاه علمی و آموزشی

  • دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.