گرده فرهنگی خبرگزاری تسنیم: در میان کتابهایی که در سالهای گذشته درباره انقلاب، دفاع مقدس و تجربه زیسته رزمندگان و خانوادههای آنان منتشر شده، شماری با تقریظ و یادداشت رهبر انقلاب بیش از پیش در معرض توجه عمومی قرار گرفتهاند. این آثار از نظر موضوع، زاویه دید و حتی کیفیت ادبی یکسان نیستند؛ اما کنار هم قرار گرفتن آنها یک ویژگی مهم را آشکار میکند: تلاش برای توسعه دایره روایت جنگ، از فرماندهان و عملیاتها تا زنان، نوجوانان، آزادگان، خانوادهها و نیروهای گمنام پشت جبهه.
در فهرست آثار شاخص میتوان از دا نوشته سیدهزهرا حسینی با تدوین سیدهاعظم حسینی، من زندهام نوشته معصومه آباد، آن بیستوسه نفر نوشته احمد یوسفزاده، وقتی مهتاب گم شد نوشته حمید حسام، دختر شینا نوشته بهناز ضرابیزاده، گلستان یازدهم نوشته بهناز ضرابیزاده، آب هرگز نمیمیرد نوشته حمید حسام، فرنگیس نوشته مهناز فتاحی و حوض خون نوشته فاطمهسادات میرعالی نام برد.البته تقریظ را نباید با نقد ادبی یکی دانست. تقریظ، یادداشت خوانندهای صاحبنفوذ درباره یک اثر است؛ اما نقد ادبی باید مستقل از جایگاه نویسنده یا تقریظکننده، ساختار، زبان، روایت، اسناد و نقاط ضعف و قوت کتاب را بررسی کند. همین تفکیک است که اجازه میدهد آثار تقریظشده نه فقط مورد تمجید، بلکه مورد مطالعه جدی قرار گیرند.
دا ؛ صدای خرمشهر از نگاه یک زن
سیدهزهرا حسینی راوی اصلی دا و سیدهاعظم حسینی تدوینکننده این خاطرات است. کتاب یکی از مفصلترین آثار خاطرهنگارانه درباره روزهای آغازین جنگ و مقاومت مردم خرمشهر به شمار میآید.نقطه قوت اصلی دا، تغییر زاویه دید است. جنگ در اینجا از چشم یک زن جوان و در متن زندگی روزمره مردم روایت میشود؛ از خانه و خانواده تا بیمارستان، غسالخانه، خیابان و مقاومت شهری. همین گستردگی سبب شده کتاب تصویری انسانیتر از جنگ ارائه دهد.
اما «دا» را نباید بدون ملاحظه، یک متن تاریخی قطعی تلقی کرد. خاطره، حتی اگر صادقانه و ارزشمند باشد، محصول حافظه انسان است و حافظه نیز میتواند انتخابگر و متاثر از گذر زمان باشد. بنابراین ارزش «دا» بیش از آنکه فقط در سندیت جزئیات باشد، در ثبت تجربه زیسته و فضای اجتماعی خرمشهر است. تقریظ رهبر انقلاب نیز بر ارزش این رگه در معدن خاطرات دفاع مقدس و ضرورت ادامه این مسیر تأکید کرده است.
من زندهام؛ اسارت، از زاویهای متفاوت
معصومه آباد در من زندهام تجربه شخصی خود از جنگ و اسارت را روایت میکند. ویژگی مهم کتاب این است که میدان جنگ را به اردوگاه اسارت پیوند میزند؛ جایی که مقاومت دیگر صرفاً نظامی نیست و حفظ هویت، امید و کرامت انسانی به مسئله اصلی تبدیل میشود.
امتیاز اثر، صمیمیت روایت و اتکا به تجربه مستقیم راوی است. مخاطب با یک گزارش خشک تاریخی روبهرو نیست، بلکه با انسانی مواجه است که حوادث را زیسته و سپس روایت کرده است .در مقابل، همین شخصیبودن روایت میتواند از منظر پژوهش تاریخی محدودیت ایجاد کند. کتاب بیش از آنکه یک تاریخ جامع از اسارت باشد، روایت یک انسان از اسارت است؛ بنابراین برای شناخت کلی وضعیت اسیران ایرانی باید در کنار خاطرات دیگر و اسناد تاریخی خوانده شود. در تحلیلهای منتشرشده درباره تقریظها نیز بر اهمیت ثبت خاطرات آزادگان و تبدیل تجربه آنان به آثار ماندگار تأکید شده است.
آن بیستوسه نفر؛ نوجوانانی در میانه تاریخ
احمد یوسفزاده در آن بیستوسه نفر سراغ گروهی از نوجوانان ایرانی میرود که در جنگ به اسارت درآمدند. مزیت کتاب در همین انتخاب سوژه است. جنگ از منظر نوجوانانی روایت میشود که هنوز فاصله زیادی با دنیای بزرگسالان ندارند، اما ناگهان درگیر اسارت و خشونت جنگ میشوند. زبان نسبتاً روان و روایت داستانی، کتاب را برای مخاطب جوان نیز قابل دسترس کرده است.
با این حال، جذابیت روایی نباید با جامعیت تاریخی اشتباه گرفته شود. آن بیستوسه نفر بیش از آنکه تاریخ اسارت باشد، یک روایت انسانی از اسارت است. همین محدودیت، البته، ارزش ادبی آن را از بین نمیبرد؛ بلکه جایگ اه آن را دقیقتر مشخص میکند.
وقتی مهتاب گم شد؛ جنگی که بعد از جنگ ادامه دارد
حمید حسام در وقتی مهتاب گم شد خاطرات علی خوشلفظ را روایت کرده است؛ رزمندهای که جنگ، مجروحیت، شهادت دوستان و آثار سالهای دفاع مقدس را با خود به سالهای بعد میآورد. قدرت کتاب در شخصیتپردازی و ایجاد پیوند میان جنگ و پس از جنگ است. مخاطب فقط با رزمندهای در میدان نبرد مواجه نیست؛ بلکه با انسانی روبهرو میشود که خاطرات جنگ در تمام سالهای بعدی زندگیاش ادامه پیدا میکند. نقطه قابل تأمل این است که فضای عاطفی اثر بسیار پررنگ است و همین امر ممکن است گاهی فاصله انتقادی خواننده را کاهش دهد. اما از منظر ادبی، همین عاطفه یکی از عوامل اصلی ارتباط مخاطب با راوی است. در تقریظهای منتشرشده بر آثار همدان، این کتاب در کنار دختر شینا ،گلستان یازدهم و آب هرگز نمیمیرد قرار گرفته است.
دختر شینا؛ وقتی جنگ وارد خانه میشود
بهناز ضرابیزاده در دختر شینا خاطرات قدمخیر محمدیکنعان، همسر شهید ستار ابراهیمی، را روایت کرده است. اهمیت کتاب در این است که مرکز روایت را از میدان جنگ به خانه منتقل میکند. انتظار، تنهایی، فرزندداری و مواجهه یک زن با فقدان، بخشهایی از جنگ هستند که در روایتهای صرفاً نظامی کمتر دیده میشوند. قلم ضرابیزاده نیز از نقاط قوت اثر است؛ روایت را از گزارش خام خاطرات فاصله میدهد و به آن ساختار ادبی میبخشد.
با این حال، دختر شینا نیز مانند بسیاری از خاطرات، بیش از آنکه تاریخ جامع جنگ باشد، تاریخ یک زندگی در سایه جنگ است. ارزش آن دقیقاً در همین محدودیت و تمرکز است. تقریظ منتشرشده بر کتاب نیز مشخصاً بر صبر و ایمان راوی و فداکاری همسر او تأکید دارد.
گلستان یازدهم؛ روایت زندگی مشترک با یک قهرمان
بهناز ضرابیزاده در گلستان یازدهم به زندگی زهرا پناهیروا، همسر شهید علی چیتسازیان، پرداخته است. این کتاب از یک جهت ادامه همان مسیر دختر شینا است: نزدیک شدن به جنگ از دریچه خانواده. اما تفاوت مهم آن در تمرکز بیشتر بر شخصیت شهید و زندگی مشترک او با همسرش است. نقطه قوت کتاب، تلفیق روایت عاطفی با معرفی شخصیت شهید است. در عین حال، خطر این نوع روایت آن است که شخصیت تاریخی بیش از اندازه در هالهای از قهرمانی قرار گیرد و پیچیدگیهای انسانی او کمتر دیده شود. فاصله میان قهرمانسازیو قهرمانپردازی ادبی در اینجا اهمیت پیدا میکند. تقریظ منتشرشده نیز علاوه بر راوی، بر نقش قلم نویسنده در جانبخشیدن به روایت تأکید کرده است.
آب هرگز نمیمیرد؛ فرماندهی در قاب خاطره
حمید حسام در آب هرگز نمیمیرد خاطرات میرزامحمد سلگی را روایت میکند؛ کتابی که بخش مهمی از تجربه لشکر انصارالحسین همدان را نیز بازتاب میدهد. امتیاز اثر، ترکیب تاریخ جبهه با خاطرات شخصی یک فرمانده است. خواننده فقط با عملیات و موقعیت نظامی مواجه نیست، بلکه با رفاقتها، فقدانها و تجربههای انسانی رزمندگان نیز روبهرو میشود. نکته انتقادی اما این است که در ادبیات حماسی، خطر تبدیل شخصیت واقعی به اسطوره بینقصوجود دارد. ماندگاری چنین آثاری زمانی بیشتر میشود که قهرمان، در عین برخورداری از فضایل، به عنوان انسانی با پیچیدگیها و دشواریهای واقعی نیز دیده شود. تقریظ این کتاب نیز با سلام و ادای احترام به رزمندگان همدان و تقدیر از حمید حسام برای معرفی شخصیتهایی چون سلگی و خوشلفظ همراه است.
فرنگیس ؛ جنگ در حاشیه نقشههای رسمی
مهناز فتاحی در فرنگیس زندگی فرنگیس حیدرپور را روایت میکند؛ زنی از مناطق مرزی کرمانشاه که جنگ را نه از منظر ستادهای نظامی، بلکه در متن زندگی مردم مناطق مرزی تجربه کرده است. اهمیت کتاب در جغرافیای روایت است. ادبیات دفاع مقدس اگر فقط جنوب کشور و شهرهای بزرگ را روایت کند، بخش مهمی از تجربه مردم غرب کشور را از دست خواهد داد. نقطه قوت اثر، معرفی همین جهان کمتر دیدهشده است. اما محدودیت آن نیز مشابه دیگر خاطرات است: روایت یک فرد نمیتواند بهتنهایی نماینده همه تجربههای مردم یک منطقه باشد.
حوض خون؛ قهرمانان پشت خط مقدم
فاطمهسادات میرعالی در حوض خون سراغ زنان اندیمشک و فعالیتهای آنان در پشت جبهه رفته است؛ زنانی که در شستوشوی لباس رزمندگان و ملحفههای بیمارستانی مشارکت داشتند. این کتاب یکی از مهمترین تغییرات زاویه دید در ادبیات مقاومت را نشان میدهد: گسترش مفهوم قهرمان از کسی که در خط مقدم میجنگد به کسی که پشت جبهه بار جنگ را بر دوش میکشد. تقریظ منتشرشده بر حوض خون نیز دقیقاً بر همین بخش ناشناخته و ناگفته دفاع مقدس تمرکز دارد و از زنان گمنام این روایت یاد میکند.
از نظر نقد، اهمیت کتاب بیشتر در کشف یک موضوع مغفول است تا ارائه یک روایت جامع از مشارکت زنان در جنگ. برای تکمیل این تصویر، پژوهشهای اسنادی و روایتهای مناطق دیگر نیز ضروری است.
تقریظ؛ چراغی برای خواندن، نه جایگزینی برای نقد
تقریظهای رهبر انقلاب بر آثار دفاع مقدس را میتوان بخشی از یک سنت فرهنگی دانست که در آن، کتاب صرفاً یک محصول چاپی نیست؛ بلکه وسیلهای برای حفظ تجربه تاریخی تلقی میشود. در برخی تقریظها حتی به قابلیت این خاطرات برای تولید فیلم، داستان، شعر و نمایش اشاره شده و آنها به عنوان ماده خام فرهنگی و تاریخی مورد توجه قرار گرفتهاند. اثرگذاری اجتماعی این تقریظها نیز قابل توجه بوده است. گزارشهای رسانهای از افزایش استقبال و چاپ برخی آثار پس از انتشار تقریظها خبر دادهاند. اما نقطه مهمتر، تفکیک میان معرفی و نقد است. تقریظ میتواند یک کتاب را از قفسه بیرون بیاورد، اما ارزش نهایی آن کتاب باید در میدان خواندن، پژوهش و نقد مشخص شود.
دا صدای مردم خرمشهر است؛ من زندهام روایت اسارت؛ آن بیستوسه نفر صدای نوجوانان؛ دختر شینا و گلستان یازدهم روایت خانوادهها؛ وقتی مهتاب گم شد روایت زخمهای پس از جنگ؛ آب هرگز نمیمیرد روایت فرماندهی و رزمندگی؛ فرنگیس صدای مناطق مرزی و حوض خون روایت زنان گمنام پشت جبهه. ارزش مشترک این آثار در یک نکته خلاصه میشود: جنگ فقط در خط مقدم اتفاق نیفتاد؛ در خانهها، بیمارستانها، اردوگاهها، روستاهای مرزی و زندگی آدمهایی نیز جریان داشت که نام بسیاری از آنها هرگز وارد کتابهای رسمی تاریخ نشد. شاید مهمترین کارکرد تقریظها همین باشد؛ اینکه بخشی از این صداهای پراکنده، پیش از آنکه حافظه نسلها آنها را فراموش کند، به کتاب تبدیل شوند و کتاب نیز دوباره به دست خواننده برسد.
انتهای پیام/


















ثبت دیدگاه علمی و آموزشی