به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، «شهید مطهری یکی از استوانههای فکری انقلاب اسلامی است.» این جمله را بسیار شنیدهایم، اما چه شد که او از میان همدوران بسیار خود چنین برجسته شد؟ چه شاخصههایی در سلوک علمی و اجتماعی او وجود داشت که کتابهایش هنوز هم پس از دههها، تازه و گرهگشا هستند؟ این شهید که در فلسفه اسلامی به بالاترین سطوح رسیده بود، چگونه بیآنکه جزمیگرا شود، با اندیشمندان دانشگاهی و جریانهای سیاسی زمانهاش گفتوگو کرد و از نظرات حتی رقبا استقبال نمود؟ و چگونه بود که احادیثی که دیگران نیز روایت کرده بودند (چون داستانهای «داستان راستان») را در قالبی هنری و جذاب چنان بازآفرینی کرد که ماندگار شد؟
در آستانه سالروز شهادت آن عزیز و روز معلم، پای صحبت دکتر محمود قیومزاده؛ استاد تمام و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی نشستهایم تا از لابهلای آثار و سیره عملی مرتضی مطهری، آن شاخصهها را یکبهیک بازخوانی کنیم. آنچه در پی میآید، حاصل این گفتوگوی تفصیلی است.
تسنیم: استاد قیومزاده، شهید مطهری بدون تردید یکی از نمادهای درخشان انقلاب اسلامی است. اندیشمندان بسیاری سلوک علمی و اجتماعی ایشان را واکاوی کردهاند. به نظر شما، مهمترین شاخصههایی که مطهری را نسبت به همدورانهای خود برجسته کرد، چه بود؟ اگر بخواهیم از منظر «دانش»، «اخلاص»، «زمانشناسی» و «شبههشناسی» نگاه کنیم، چه تصویری به دست میآید؟
باید گفت شهید مطهری شاخصههای متعددی داشت که باعث برجستگی ایشان نسبت به سایر همدورهایهای خود شد. نخستین و شاید مهمترین ویژگی، دانش بالای ایشان در تمام زمینهها بود. شهید مطهری یکی از استوانههای فکری انقلاب اسلامی از لحاظ علمی بود؛ با توجه به این ویژگی، عملاً وارد صحنه شد و آن را نهادینه کرد و باعث گسترش و بسط اجتماعی آن گردید. ایشان مسلح به دانش و علم از همه جهات بودند؛ علاوه بر اینکه بر دانشهای علوم حوزوی تسلط کامل داشتند، به دیدگاههای رقیب نیز تسلط کامل داشتند و دانش دینی و اجتماعی را کاربردی میکردند. به این معنا که جنبههای مثبتی را که قابلیت اجرا داشت و اهداف عالیه در خود داشت، در خصوص اندیشههای دینی میکاویدند و تعلیم میدادند، به گونهای که اندیشه تشکیل حکومت دینی و حکومتی بر پایه تعالیم اسلامی را برای تمام مردم و قشر تحصیلکرده (اعم از حوزه و دانشگاه) جا انداختند.
دوم، زمانشناس بودن ایشان بود. شهید مطهری دنبال این نبود که فقط یک مطلبی را بیان کند و جزو کسانی نبود که فقط به دنبال سخنرانی باشند؛ بلکه ایشان زمانشناس، زمانهشناس و مخاطبشناس بودند و مطالبی را که هم نیاز روز و پرسش روز بود، گزینش مینمودند.
سوم، اخلاص در عمل؛ به لحاظ دینی، آن اعتقاد بلند ایشان به وظیفه و تکلیف کار برای خدا و اخلاص در عمل از ویژگیهای شهید مطهری بود. یعنی کار را برای خدا انجام میدادند و آنچه را احساس میکردند وظیفه و تکلیف است، انجام میدادند و کار به حرف دیگران نداشتند و تنها اخلاص در عمل داشتند.
چهارم، نگاه کاربردی به مطالب؛ شهید مطهری سعی میکردند به گونهای وارد بحث شوند و مطلب را تبیین کنند که قابلیت اجرا و کاربردی باشند.
پنجم، شبههشناسی؛ شهید مطهری بسیار خوب درک میکردند که الان اشکالات اساسی و مبنایی مطلب کجاست. مثلاً در حوزه حقوق اجتماعی، حقوق بشر، حقوق زنان، توحید، گرایش به مادیگری، در خصوص عدل و صفات الهی، شبهات را به خوبی رصد میکردند و مطابق آن پاسخ میدادند.
تسنیم: با توجه به این شاخصهها، سؤال این است که شهید مطهری درحالی که سطوح عالی علمی (بهویژه در فلسفه اسلامی) را طی کرده بود، چگونه توانست در مسیر ارتباط با جامعه زمان خود چنین موفق باشد و تأثیرگذاری دینی عمیقی بر مردم بگذارد؟ نگاه ایشان برای ورود به عرصه اجتماعی چه بود؟
راز موفقیت شهید مطهری در این بود که جزمیگرایی در معلومات خود نداشتند. درست است که ایشان متفکری اندیشمند بودند و اطلاعات جامع و مطالعات قوی داشتند، لکن شهید مرحوم به دانشها و اندیشمندان پیرامونی نیز توجه داشتند. این ارتباطی که با اندیشمندان غیرحوزوی در دانشگاه و بیرون دانشگاه در عرصههای اجتماعی برقرار کردند، کمتر کسی توانایی برقراری آن را داشت. شهید مطهری از نظرات رقبا و همراهانی که به گونهای دیگر میاندیشیدند (مثل جریانهای دینی، اجتماعی معاصر خودشان و حتی برخی جریانات سیاسی زمان خود) ارتباط داشتند و از آنها هم استفاده کردند. در مجموعه، نگاه ایشان نگاهی جامع بود.
شهید مطهری معتقد بودند که اسلام توانایی اجرا و پاسخدهی به تمامی نیازها را دارد و باید از همه تفکرات استفاده کرد. ایشان معتقد بودند ضروری است که اجازه دهیم افراد مختلف بیایند، مطالب و انتقادهایشان را مطرح کنند، به استدلال ما خدشه وارد کنند و شبهاتشان را بگویند؛ زیرا این کار باعث تقویت ما میشود. و هر کجا هم دیدید استدلالشان قویتر از استدلال شماست، تسلیم آن استدلال شوید. در مجموع میتوانیم ادعا کنیم که شهید مطهری نگاه جامع و علمی نسبت به دیدگاههای دیگران داشتند.
نکته دیگر اینکه شهید مطهری بدعت در بیان مطالب اجتماعی داشتند. یعنی همان حدیثی که در خصوص امام علی (ع) بیان میشد یا مطالبی که در مورد حکومت اسلامی، مسائل اجتماعی و عدل علوی دیگران هم بیان میکردند، ایشان به صورت خیلی ساده و بدون جذابیت بیان نمیکردند. برای مثال، کتاب «داستان راستان» همان احادیثی بودند که دیگران هم روایت کرده بودند، ولی ایشان در قالبی هنری و جدید و با روشی جذابتر مطرح کردند. مسئله «عدل الهی» نیز همان مسائلی بود که دیگران بیان کردند، اما شهید مطهری به شیوهای جدید مطرح کرد. «جاذبهها و دافعههای علی (ع)» همان زندگانی و رفتار و سیره امام علی (ع) بود که برخی دیگر هم نگاشته بودند و هیچ توجهی به آنها نمیشد، لکن شهید مطهری به شکل خاصی بیان کرد که باعث موفقیت آن شد. در مسئله حجاب، همان حکمی را بیان کردند که دیگر مراجع هم در رسالههایشان شرح داده بودند، ولی ایشان به شیوهای بسیار اجتماعی و زیبا مطرح کردند. زمانشناسی شهید مطهری بسیار مهم بود؛ ایشان سعی میکردند در قالب زمانه و با ابزار زمانه خودشان همان مطالب را بیان کنند که توفیق اجتماعی را برای ایشان به همراه داشت. شهید مطهری هم جامعیت علمی در دیدن دیدگاههای رقیب داشت و هم جامعیت در ابزار و روش ارائه که جذب مخاطب را به دنبال داشت. نمونه دیگر، کتاب «حماسه حسینی» در مورد سیدالشهدا (ع) و حرکت ایشان است که این اثر بسیار جذابتر و تأثیرگذارتر از آثار دیگران در این زمینه بود.
تسنیم: یکی از خدمات مهم شهید مطهری در عرصه اسلامشناسی، مبارزه با تحریفهایی بود که از سوی برخی افراد در فضای اسلامی رخنه کرده بود. ایشان تحریف باورهای دینی را تا چه اندازه در بدنه اسلام خطرناک میدانستند و چه راهکاری برای زدودن آن ارائه میدادند؟
مرحوم شهید مطهری معتقد بودند که غبار زیادی بر احکام اسلام نشسته است. این غبار هم در نحوه خاص گزینشی احکام اسلامی است؛ یعنی احکام اجتماعی را اصلاً بیان نمیکنند و احکامی هم که بیان میکنند آن جامعیت را ندارد و مطابق زمانه نیستند. یعنی تحریفات لفظی و محتوایی وجود دارد. مرحوم شهید مطهری به اسلام ناب معتقد بودند و در شناخت اسلام و شاخههای اسلامی فوقالعاده بودند. امام خمینی (ره) نیز با توجه به این ویژگی ایشان فرمودند: «ما باید تلاش کنیم یکی مثل شهید مطهری پرورش دهیم. کتابهای شهید مطهری بسیار آموزنده است».
مرحوم شهید مطهری در بیان وظیفه تبیینی خودش، قهرمان جهاد تبیین بود. ما الان هم نیاز به جهاد تبیین داریم؛ تبیین برای جلوگیری از تحریف است و مرحوم شهید مطهری قهرمان این عرصه بودند. ایشان معتقد بودند که اسلام آن درخت تنومندی است که گاهی یک تزئینات و شاخهبرگهایی به آن اضافه شده است که مانع درخشش بدنه قوی آن شده است و ثانیاً باعث جلوههای خلافی از اسلام گردیده است. ایشان در تمام احکام اسلامی (اجتماعی، سیاسی و حتی عبادی) که احساس میکردند تحریفاتی رخ داده و یک چهرههای غیرواقعی نمایش داده شده است، وارد میشدند و معتقد بودند اگر این تحریفات را از اسلام دور کنیم، باعث گسترش اسلام و فراگیری آن میشود.
شهید مطهری آن حدیث معروف که «اسلام در آخرالزمان از غرب طلوع میکند» را تطبیق دادند بر انقلاب اسلامی و برگشت امام از غرب به ایران و فرمودند: «من این حدیث را همیشه میخواندم و فکر میکردم که این خورشیدی که از غرب طلوع میکند، خورشید اسلام و حقیقت است.» ایشان میفرمایند اگر اسلام را به خوبی معرفی کنیم، شاید در غرب دنیا عدهای با دیدن حقایق غیرمحرف و نورانی اسلام به آن جذب شوند. یعنی اگر حقیقت اسلامی بدون تحریف بیان شود، غیرمسلمانان هم به خوبی جذب آن میشوند و این کمکاری ماست که حقیقت اسلام را به خوبی نشان ندادهایم.
تسنیم: یکی از ویژگیهای بارز استاد، زمانشناسی ایشان بود. شما در یکی از سخنرانیهای آتشینشان فرمودید: «شمر زمانهات را بشناس، شمر 1400 سال پیش مُرد.» این جمله نشاندهنده زمانشناسی ویژه استاد است. به نظر شما، عنصر توجه به معیارهای زمانه تا چه اندازه در سلوک علمی و اجتماعی استاد متبلور بود؟ و ایشان چگونه این اصل را در تطبیق مفاهیم دینی (مانند عاشورا) با مسائل روز به کار میگرفتند؟
مرحوم شهید مطهری در تمام جهات این زمانشناسی را داشتند و حقایق اسلام را گرفته و بر زمانه خودشان تطبیق میدادند. نگاه شهید مطهری به دین، نگاه ارتجاعی، رو به گذشته و تاریخی نبود؛ نگاهی که اساساً امکان بروز در زمانه فعلی را هم ندارد. ما هم باید این زمانشناسی را از شهید مطهری یاد بگیریم تا بتوانیم حقایق اسلام را در قالب زمانه فعلی پیاده کنیم. امام خمینی (ره) نیز بر همین اعتقاد بودند و اساساً پیاده کردن الگوی حکومت در قالب جمهوری اسلامی، همان زمانشناسی بود که امکان إندراج احکام اسلامی در قالب فعلی وجود داشته باشد؛ وگرنه خیلیها تاب آن را نداشتند. اگر کسی زمانشناسی مناسبی نداشته باشد، شاید خیلی از مسائل اسلامی (اجتماعی، تربیتی و خانوادگی) نتواند برای زمانهای مختلف و زمانه فعلی کارایی خود را نشان بدهد. لکن شهید مطهری این زمانشناسی را داشتند. برای مثال، خود مرحوم شهید مطهری وقتی احساس کردند که الان لازم است یک جهاد تبیینی در مسائل اجتماعی صورت گیرد و همچنین لازم است نسل تازه دینی تربیت شود، به دانشگاه ورود پیدا کردند که این خود زمانشناسی ایشان را نشان میدهد. مبارزه با ظلم، جنایت صهیونیسم و استکبار جهانی که بر علیه اسلام و بشریت ظلم و جنایت انجام میدهند نیز زمانشناسی ایشان را نشان میدهد.
شهید مطهری به خوبی این نکته را تطبیق میداد که اگر سیدالشهدا (ع) علیه ظلم، بیعدالتی و تحریف دینی قیام کردند، ما باید این نکته را بر زمانه خودمان تطبیق دهیم. ایشان معتقدند که از امام حسین (ع) باید گوهر واقعیت حرکت حسینی (قیام علیه ظلم و ایستادگی بر ضد مفاسد) را بگیریم و بر زمانه خودمان تطبیق دهیم. شهید مطهری فرمودند: «راه حسینی رفتن و پیرو امام حسین (ع) بودن به این است که الان ما اسرائیلِ غاصب، صهیونیسمِ جنایتکار را بشناسیم و بدانیم که اینها همان یزیدیان هستند که در زمان امام حسین (ع) بودند و باید علیه اینها قیام و مبارزه کنیم.» شهید مطهری از اولین کسانی بودند که با صدای رسا این حقیقت را بیان کردند که پیرو سیدالشهدا (ع) بودن یعنی علیه ظلم اسرائیل و صهیونیسم غاصب ایستادن و لعن و نفرین شمر را بر ظالمان فعلی جاری کردن.
تسنیم: به عنوان پرسش پایانی و شاید مهمترین پرسش اگر شهید مطهری در دوران ما میزیست، با چه پدیدههایی به مبارزه برمیخاست و چه رسالتی برای خود تعریف میکرد؟ با توجه به بیانات ایشان در اوایل پیروزی انقلاب درباره ماندگاری انقلاب، چه نسخهای برای امروز ما دارند؟
شهید مطهری در زمان اوایل پیروزی انقلاب اسلامی فرمودند که این انقلاب اگر بخواهد باقی بماند، باید به چند نکته توجه کند. من دو محور اساسی را برجسته میکنم:
نخست، تقویت بنیانهای فکری نظام اسلامی. انقلاب اسلامی ایران مبنای دینی و فکری دارد. این مبنا و اندیشه، اگر کهنه شود و دچار رکود گردد و نتواند خود را بر اساس نیازهای فکری جدید جامعه بازسازی و بروز کند، آن اندیشه کارایی خود را از دست میدهد. اگر شهید مطهری در آن زمان علل گرایش به مادیگری را بیان کردند، الان هم علل گریز از دین را با توجه به شبهات جدید، و علل پشت کردن به اعتقادات را با توجه به شبهات نظری و عملی بیان میکردند. لذا اگر مرحوم شهید مطهری در دوره کنونی میزیستند، روزبهروز به مسائل اعتقادی جدید میپرداختند، به شبهات جدید پاسخ میدادند، مطالب نو و استدلالهای تازه ارائه میکردند و به تقویت اندیشهها و بنیانهای فکری نظام اسلامی و نظام اعتقادی میپرداختند.
دوم، توجه به بُعد عدالت اجتماعی. اساس حکومت اسلامی برای بقا، عدالت اجتماعی است. در قرآن کریم به این موضوع اشاره شده که فرمود: «ما پیامبران را فرستادیم و قرآن را نازل کردیم برای برپایی حکومتی بر پایهٔ عدل.» اگر انقلاب اسلامی به بُعد عدالت اجتماعی در تمام ابعاد توجه نکند، اعتدال صورت نمیگیرد و انقلاب اسلامی دوامی پیدا نمیکند. و اگر دوامی هم داشته باشد، دیگر اسلامی نیست. پس شهید مطهری اگر امروز در میان ما بودند، بیگمان بزرگترین جهاد فکری خود را صرفِ این دو محور میکرد: تحکیم مبانی اعتقادی در برابر شبهات نوظهور و تحقق عدالت اجتماعی به عنوان روح و جان انقلاب اسلامی.
انتهای پیام/









![Runway از «مدلهای جهانی عمومی» بهعنوان آینده هوش مصنوعی رونمایی کرد [تماشا کنید]](https://eaedu.ir/wp-content/uploads/2026/01/runway-d8a7d8b2-d985d8afd984d987d8a7db8c-d8acd987d8a7d986db8c-d8b9d985d988d985db8c-d8a8d987d8b9d986d988d8a7d986-d8a2_695f780941f13-450x320.webp)







ثبت دیدگاه علمی و آموزشی