به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در تلاطم بیقرار زمانهای که غبار تردید بر چهرهی حقیقت مینشیند، کلاس درس نه دیگر آن چاردیواری محصور در گچ و تخته، که پهنهای است به وسعت تمام جبهههای حق علی باطل؛ جایی که معلم نه کارمندی در بند بخشنامههای رنگباختهی مدرنیته، که پاسدار مرزهای هویت و دیدهبان افقهای تمدنی نوین است. مدرسه، در تراز انقلاب اسلامی، نه کارخانهی تولید شهروند منفعل و مصرفکنندهی ارزشهای کالایی لیبرال، که سنگر قدسی پرورش «انسان مقاوم» است. در این جغرافیای متعالی، آن چه تختهسیاه را به سکوی پرتاب جانهای مشتاق بدل میکند «مرگآگاهی حماسی» است؛ همان کیمیایی که پوچی عمیق و یأسآلودِ مدرنیته را به غبار راه کمال بدل کرده و دانشآموز را از یک موجود ایستا به کنشگری فعال و دارای عاملیت تاریخی در تراز انقلاب بدل میسازد. واقعهی نهم اسفند، نه یک حادثه در تقویم، بلکه نقطهی عطفی در ساحت تعلیم و تربیت است؛ گویی خونی که در رگهای تاریخ این سرزمین جاری است، معلم را فرا میخواند تا با عبور از دوگانههای کاذب و دروغین نظام آموزشی سکولار، روایتی نو از ایثار و بیداری را در جان شاگردانش حک کند.
معلم در این افق تمدنی، بیش از آنکه معلم فرمولها باشد، مفسر خون و حماسه است. او میداند که حقوق بشر غربی، نقابی بیش نیست بر چهرهی کریه «نسلکشی آموزشی» که سعی دارد هویت دینی و ملی را در ذهن کودک ایرانی ذبح کند. او در مواجهه با این یورش نرم نه به انفعال بلکه به «واسازی» این مفاهیم وارداتی برمیخیزد. او به خوبی میداند که مدرسه، سنگر قدسی است و هر گچ که بر تخته میخورد، تیری است به قلب جهل و استبدادِ فکری است. این مظلومیت مقتدرانه است که معلم امروز باید آن را در رسانههای عمومی در کلام و در کردار خویش بازنمایی کند که صلابتی برخاسته از ایمان است.
هویت معلم در این گذار تمدنی، بیش از هر زمان دیگری در معرض چالش است. آیا او خواهد توانست از چنبرهی اسناد بالادستی تحمیلی که انسان را صرفاً نیروی کار میبیند، رهایی یابد و به رسالت اصلی خویش که همانا ساختن تمدن نوین اسلامی است، بازگردد؟ این «استحاله» به معنای بازگشت به خویشتن اصیل است. معلم شجره طیبه میناب، معلم ایران و معلم جهان اسلام است و امروز در نقطهای ایستاده است که باید میان شهروند منفعل و مجاهد فیسبیلالله، یکی را برگزیند. درس او نه تنها انتقال مفاهیم که تزریقِ روح حماسه است. اوست که باید دانشآموز را بیاموزد چگونه در برابر تهاجم فرهنگی، عاملیت خویش را حفظ کند و چگونه با تکیه بر ایمان، پوچی دنیای مدرن را به بازی بگیرد و این همان معنای عمیق «مرگآگاهی» است؛ یعنی زیستن با دغدغهی تعالی و شهادت در عین حضور فعال در بطن اجتماع است.
در چنین فضایی، نقش معلم در عبور از دوگانههای کاذب، تخصص و تعهد، دین و دنیا، و علم و عمل حیاتی است. او نشان میدهد که تخصص واقعی، عین تعهد است و علم نافع، همان است که به عمل صالح بینجامد. واقعهی نهم اسفند برای معلم صرفاً یک خاطره نیست بلکه یک سرمایهی فرهنگی زایاست که در هر لحظه در کلاس درس او بازتولید میشود و باید بتواند این معنا را به گونهای روایت کند که دانشآموز امروز، پیوند خویش را با این تبار تاریخی احساس کند. او باید نشان دهد که چرا مدرسه میتواند سنگر قدسی باشد؛ جایی که فراتر از نمرهها و کارنامهها، شخصیتهایی شکل میگیرند که تمدنسازند. چالش بازنمایی مظلومیت مقتدرانه در رسانهها نیز بر دوش اوست؛ و باید روایتگر این باشد که چگونه میتوان در اوج فشارها، مقتدر و ایستاده باقی ماند و چگونه میتوان با تکیه بر هویت اصیل خویش، فرهنگ مقاومتی را در نظام آموزشی کشور نهادینه کرد. راههای جهانیسازی الگوی «مدرسه مقاوم» جز از رهگذر تربیت معلمان تراز این تفکر نمیگذرد
تمامیِ این مباحث، از عاملیت دانشآموز گرفته تا جهانیسازی الگوی مدرسه، به یک پرسش بنیادین بازمیگردد: آیا معلم، به جایگاه حقیقی خویش در مهندسی تمدن نوین بازگشته است؟ پاسخ را باید در کلاسهایی جست که در آنها، بهجای تکرار طوطیوار مطالب، جانهای مشتاق با حقیقت ناب هستی و هویت تمدنی خویش پیوند میخورندو این همان راهی است که از تختهسیاه آغاز میشود و به جغرافیای وسیع تعالی تمدنی ما میرسد؛ راهی که نیازمندِ معلمانی است که خود پیشقراولان این حرکتِ بزرگ باشند. اما این رسالت سترگ، بدون درک عمیق از جایگاهِ واقعی معلم در جامعه و بدون حمایتهای همهجانبهی نهادی و فرهنگی، صرفاً در حد شعار باقی خواهد ماند.
امروزه، بیش از هر زمان دیگری، نیاز است تا جامعه، ارزش حقیقی معلم را دریابد و او را نه تنها در مقام یک کارمند صرف، بلکه به عنوان معمار آینده و پاسدار هویت ملی و دینی، مورد تکریم و حمایت قرار دهد. این حمایت میتواند در قالب بهبود معیشت، ارتقای منزلت اجتماعی و فراهم آوردن امکانات لازم برای رشد حرفهای معلمان نمود پیدا کند. چرا که معلم توانمند و دغدغهمند، قادر است نسلی را پرورش دهد که نه تنها در برابر تهاجمات فرهنگی و فکری بیگانه مقاوم باشند بلکه خود پیشگامان تمدنسازی نوین اسلامی در سطح جهان باشند و این رویکرد نیازمند بازنگری جدی در نگاه کلان نظام آموزشی و فرهنگی کشور است تا بتوانیم از ظرفیتِ عظیمِ معلمان، به بهترین شکل در راستایِ تحققِ اهدافِ کلانِ انقلاب اسلامی بهرهمند شویم. در نهایت، شکوفایی خرد، بالندگی هویت و استواری تمدن، همگی در گرو دستان توانای معلمانی است که با عشق و ایمان، مشعل هدایت را در شبستان مدرسه، فروزان نگاه میدارند.
در پایان این فرآیند دگرگونی، مستلزم آن است که معلم خود نیز در مقام یک یادگیرندهیِ مادامالعمر قرار گیرد. دنیای امروز، با سرعت سرسامآوری در حال تغییر است و هرگونه ایستایی در دانش و مهارتهای معلم، او را از رسالت خطیرش باز خواهد داشت. از این رو برنامههای توانمندسازی مستمر، دورههای آموزشی تخصصی و فضایی برای تبادل تجربیات موفق میان معلمان، امری حیاتی است. معلمی که خود در مسیر بالندگی خرد گام برمیدارد، میتواند این مسیر را به بهترین شکل به شاگردانش نیز بیاموزد. معلم با نشان دادن اهمیت پژوهش، کنجکاوی، و پرسشگری، فضایی را در کلاس ایجاد میکند که در آن، دانشآموزان احساس امنیت کنند تا آموختههایِ خویش را به چالش بکشند و به درک عمیقتری از مفاهیم دست یابند. معلم ایدهآل، نه تنها دانش را منتقل میکند بلکه توانایی کسب دانش را به دانشآموز میآموزد و او را برای مواجهه با چالشهای پیش رو، تجهیز میسازد و مدرسه در چنین نگاهی، صرفاً مکانی برای انباشت اطلاعات نیست بلکه فضایی پویا برای رشد شخصیت، پرورش تفکر انتقادی، و شکلگیری هویت انقلابی و تمدنی است.
یادداشت: از زهرا حسینی
انتهای پیام/










![Runway از «مدلهای جهانی عمومی» بهعنوان آینده هوش مصنوعی رونمایی کرد [تماشا کنید]](https://eaedu.ir/wp-content/uploads/2026/01/runway-d8a7d8b2-d985d8afd984d987d8a7db8c-d8acd987d8a7d986db8c-d8b9d985d988d985db8c-d8a8d987d8b9d986d988d8a7d986-d8a2_695f780941f13-450x320.webp)







ثبت دیدگاه علمی و آموزشی