به گزارش خبرگزاری تسنیم، حجت الله ایوبی در رسای رهبر شهید انقلاب و به برکت انتخاب آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی یادداشتی منتشر کرد که در ادامه میخوانید.
به نام خدا
آن خط سوم منم ایران اسلامی
امروز جهانیان به عیان میبینند که امام شهید ما، با ایستادگی و صبوری و آن همه خون دلهایی که در راه این مرز و بوم خورد، چه کارستانِ عظیمی را برای ماندگاری نام ایران و پاسداری از تمامیت ارضی آن به انجام رساند. موشکهایی که اینک پیاپی بر فرق جنایتکاران صهیونیست و لشکریان شیطان بزرگ فرود میآید، جز ثمرهٔ همان پایمردیِ آن شهید والامقام نیست. کیست که نداند پشتوانهٔ این اقتدار موشکی و نظامی، جز اقتداری بیهمتا در عرصهٔ علمی ایران است؟ دانشی که بیگمان یکی از درخشانترین دستاوردهای انقلاب اسلامی است. چندی پیش، یکی از ژنرالهای نامدار آمریکایی با سرافکندگیِ پوشیده در لفافهٔ افتخار، اعتراف کرد که از روی پهپاد ایرانی مهندسی معکوس کرده است. بزرگترین صادرکنندهٔ سلاح جهان، امروز از روی دست دانشمندان ایرانی نمونه برمیدارد و بدان مینازد.
میراثدار خط سوم
از دیگر سو، یکی از ژرفترین پایمردیهای امام شهید، باور قلبی او به الگوی حکمرانی ولایت فقیه بود؛ الگویی که آن را تنها رقیب جدی نظامهای دموکراسی لیبرال میدانست. او بارها در سخنان خویش، این نظام را بزرگترین چالش فراروی دموکراسی غربی خواند. در برابر موج اندیشههای غربمحورِ داخلی و خارجی چون سدی استوار ایستاد، در مقابل شیفتگانِ مدلهای لیبرال دموکراسی مقاومت کرد و هرگز تسلیم نشد. او از کاربست مفاهیم اساسی آن نظامها پرهیز کرد؛ واژهٔ «توسعه» را که بوی مدل خطی غربی میداد به کار نگرفت و به جای آن مفهومِ ایرانیِ «پیشرفت» را نشاند. از واژهٔ «حزب» برای توصیف جناحهای داخلی دوری گزید و هرگز نظام ایرانی-اسلامی را دموکراسی نخواند؛ بلکه «مردمسالاری» را جایگزین ساخت. این ایستادگی، راهی بس دشوار بود، زیرا او باوری راسخ داشت که ایران، با تمدنی چندینهزارساله و دین اسلام، نمیتواند و نباید دنبالهرو مدلهایی باشد که هیچ نسبتی با این فرهنگ و تمدن دیرپا ندارند.
او به خوبی دریافته بود که هویت ایرانی، آمیزهای است از شکوه پارسه و نور محمدی (ص)، و این دو در کنار هم «خط سوم»ی را میسازند که نه در الگوی شرق کمونیستی میگنجد و نه در قالب غرب سرمایهدار. خطی که استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را چنان در هم میآمیزد که هم پایبند به سنت است، هم رو به سوی آینده دارد.
عبور از طوفان تردیدها
موج حملات علیه نظام جمهوری اسلامی بهعنوان رقیبی قدرتمند در عرصههای نظامی، سیاسی و فرهنگی جهان غرب، این گمانه را پررنگ کرده بود که پس از دومین رهبر، جمهوری اسلامی دچار استحاله درونی خواهد شد و چارهای جز گذار به مدلهای تجربهشدهٔ غربی نخواهد داشت. دشمنان خواب دیده بودند که ایران سرانجام زانو خواهد زد و در برابر موج مدرنیته غربی سر فرود خواهد آورد.
اما انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای در اوج اقتدار نظامی ایران و همزمان با پیروزیهای پیاپی در جنگ با آمریکا، چشمها را به واقعیتی پنهان گشود: جمهوری اسلامی در عرصههای دانش، فرهنگ و الگوی حکمرانی، غرب را به چالشی جدی فراخوانده است. بیعت میلیونی مردم و نخبگان در خیابانها و موج گستردهٔ حمایت در جهان اسلام، نشان داد که امام شهید با درایت و پایداری خود، نظریهٔ ولایت فقیه را بهعنوان ارمغانی گرانسنگ از امام خمینی، چه هوشمندانه پاس داشت، آن را بارور ساخت و به جانشینی شایسته سپرد.
این بیعت تاریخی، نه صرفاً تأیید یک شخص، که رأی اعتماد به «خط سوم» بود؛ راهی که نشان داد میتوان هم مسلمان بود و هم ایرانی، هم سنتگرا بود و هم پیشرو، هم مستقل بود و هم متصل به جهان. این الگو که ریشه در تاریخ ایران باستان و باورهای شیعی دارد، دو روی سکهٔ هویت ایرانی را به هم پیوند زد و ناسیونالیسم ایرانی را با اندیشهٔ شیعی درآمیخت تا ثابت کند ایرانی بودن و مسلمان بودن نه تنها تعارضی ندارند، که مکمل یکدیگرند.
فروپاشی هیمنه؛ طلوع حقیقت
در این روزها شاهد بودیم که چگونه قدرت برتر نظامی ایران، هیمنهٔ پوشالی قدرتهای غربی و آمریکا را بر سر کشورهای عربی منطقه فروریخت. همهٔ جهان، بهویژه کشورهای منطقه، با هر موشکی که در بخشهای اشغالی خاکشان منفجر میشود، فروپاشی باورهای واهی خود را به چشم میبینند. هر موشک که از لایههای گوناگون پدافندی عبور میکند و در میان دعاهای «اللهم سدده» مسلمانان منطقه از گنبد بهظاهر آهنین رژیم غاصب میگذرد و کاخهای ستم را در هم میکوبد، آنان را به بازاندیشی در سادهاندیشیهای خویش فرامیخواند.
رقص پهپادهای ایرانی در آسمان این کشورها، رقص شمشیر با ترامپ و رهبران آمریکا را به یادشان میآورد.
تابوتهایی که هراسان از این کشورها راهی آمریکا میشوند، سرشار از آرزوهای بربادرفتهٔ شیوخ و رهبران عرب است؛ آرزوهایی که برای ایستادگی در برابر حقیقت اسلام محمدی، به نیروهای اهریمنی تکیه زده بودند و اینک با هر سرباز آمریکایی دفن میشوند و در گورستان اقتدار دروغین غرب به تاریخ میپیوندند. چه نیکو گفت آن خبرنگار بینالمللی: «شهر به هم ریخت، اما رئیس واقعی خود را پیدا کرد.»
ایران عزیز را امام خامنهای به باشگاه قدرتهای برتر جهان رساند و امپراتوری پارسه را از نو زنده کرد. جنگ رمضان نشان داد که بر خلاف تبلیغات ماههای پیشین، جبههٔ مقاومت که غربیها آن را «هلال شیعی» مینامیدند، همچنان پرتوان و استوار زنده است. این یعنی خط سوم ایران، مرزها را درنوردیده و به امتداد جهان اسلام رسیده است.
غرب در بنبست؛ ایران در اوج
جهان با شگفتی بالندگی نظام ولایت فقیه را نظاره میکند، آن هم در شرایطی که دموکراسی لیبرال با بحرانهایی بیسابقه دستوپنجه نرم میکند. رئیسجمهور آمریکا با رفتارهای رکیک و بیسابقه خود، عملاً مرگ دموکراسی لیبرال را اعلام کرد. او که پیشتر در صدد تسخیر کنگره بهعنوان نماد دموکراسی آمریکا بود، اینک با تکبر و تفرعن، با نظریهٔ «مرد دیوانه» و رفتارهای شگفتآورش، خود را «شاهشاهان آمریکا» و «امپراتور جهان» میخواند و همهٔ نهادها و آیینهای دموکراتیک را به سخره میگیرد.
در سوی دیگر جهان غرب، فرانسه که خود را معمار جمهوریت و دموکراسی نمایندگی میداند، با بحرانی عمیق روبهروست. فرانسویها که تقریباً تمامی نظامهای بشری را با هفده بار تغییر قانون اساسی تجربه کردهاند، اینک با بحران معنا، بحران مشروعیت، بحران مشارکت و بحران اعتماد در بالاترین سطح ممکن دستبهگریبانند و به جمهوری ششم که نمی دانند چیست می اندیشند. این است سرانجام مدلهایی که در غرب مدعی جهانشمولی بودند و خود را معیار سنجش سایر نظامها میپنداشتند.
اما در این میان، ایران با تکیه بر داشته های خود، راهی تازه گشوده است؛ راهی که در آن نه از دیکتاتوری خبری است و نه از هرجومرج دموکراسی غربی. راهی که در آن، رأی مردم با ارزش است، اما نه چنان که به قیمت زیر پا گذاشتن ارزشهای انسانی، ملی و دینی تمام شود. راهی که در آن، پیشرفت و هویت، عقلانیت و عشق، جسم و جان به هم می پیوندند و خط سومی را به سوی روشنایی و نور ترسیم می کنند.
خط سوم؛ طلوع دوباره ایران
انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای در اوج اقتدار، نقطهپایانی است بر جهانشمولی مدلهای توسعهٔ غربی و آغازی است باشکوه بر بالندگی الگوی ایرانی-اسلامی نظام سیاسی. با رهبری سید مجتبی بهعنوان رهبر سوم، جهان شاهد طلوع دوبارهٔ «شکوه ایران» است.
این همان راهی است که مردمسالاری را در چارچوب ولایت و با تداوم اخلاق، شجاعت، دانش و فقاهت تجربه میکند. نظامی که در بطن خود، چرخش نخبگان را در سطوح مختلف به دست مردم رقم میزند و این تکثر در دل ولایت، در سایهٔ اخلاق و عشق، آرامش و قرار مییابد.
خط سوم ایران، دعوت به میانهرویِ عزتمندانه است؛ نه انفعال در برابر غرب، نه تقلید از شرق، که نوآوری برگرفته از عمق تاریخ و بلندای ایمان. این خط، نشان میدهد که میتوان هم مدرن بود و هم سنتی، هم پیشرو بود و هم اصیل، هم با جهان تعامل کرد و هم استقلال خود را حفظ نمود.
یقین دارم که با انتخاب رهبری سوم، روزگاری درخشان در انتظار ایران خواهد بود. شکوه دوباره به عرصههای گوناگون این مرزوبوم بازخواهد گشت و در اقتصاد، سیاست، علم و فرهنگ، تحولاتی شگرف در پیش خواهد بود. این تحولات نه از سرِ تقلید، که از عمق داشته های یک ملت برخواهد خاست. این همان خط سومی است که امام خمینی طراحی کرد و رهبر دوم با درایت و خون دل و پایمردی بارور ساخت و اینک به دستان امیدبخش رهبر سوم سپرده شده است.
ایران، اینک در آستانهٔ عصری تازه ایستاده است؛ عصری که در آن، نام ایران نه فقط با گذشتهاش که با شکوه امروز و عظمت آیندهاش خواهد درخشید. بدان امیدواریم.
بدان امید
حجت الله ایوبی
استاد دانشگاه تهران
انتهای پیام/










![Runway از «مدلهای جهانی عمومی» بهعنوان آینده هوش مصنوعی رونمایی کرد [تماشا کنید]](https://eaedu.ir/wp-content/uploads/2026/01/runway-d8a7d8b2-d985d8afd984d987d8a7db8c-d8acd987d8a7d986db8c-d8b9d985d988d985db8c-d8a8d987d8b9d986d988d8a7d986-d8a2_695f780941f13-450x320.webp)







ثبت دیدگاه علمی و آموزشی